فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

زندگانی

1- پاکیزه ترین زندگانی زندگانی در حال قناعت است.
2- بدترین مردم به حسب زندگانی حسود است (چون پیوسته عمر خود را در غم و اندوه بسر می برد).
3- گواراترین زندگانی بر انداختن مخارج زیاد است که سبب کلفت و زحمت می شود.
4- نیکوترین مردم از نظر زندگانی کسی است که مردم در زیادی او زندگانی نمایند (یعنی مردم از مازاد بر مؤنه اش بهره مند گردند).
5- با رفاه ترین مردم به حسب زندگانی کسی است که خداوند سبحان به او قناعت را عطا کرده و از برای او جفت او را سازگار گردانیده است (چه زن باشد یا مرد گرچه ظاهرش زوجه است).
6- براستی گواراترین مردم از نظر زندگانی، کسی است که به آنچه خداوند برای او نصیب فرموده خوشنود باشد.
7- براستی نیکوترین مردم از نظر زندگانی کسی است که زندگانی مردم در زندگانی او نیکو باشد (یعنی مردم از او در رفاه زندگی کنند).
8- مرگ و نه پستی (یعنی مرگ از پستی و ذلت خوشتر است).
9- مرگ و نه خواری رسوائی (یا خواری آزادگی یعنی مرگ از خواری رسوائی و از دست رفتن آزادگی خوشتر است).
10- کم شدن نه خوار شدن.
11- صلاح زندگانی تدبیر و مدیریت صحیح است.
12- قوام زندگانی حسن تقدیر، و ملاک آن نیکوئی تدبیر است.
13- هر که زندگانی کند می میرد (یعنی بعد از حیات ممات است).
14- هر که زندگانی کند (و عمرش به دراز کشد) دوستان خود را از دست دهد (و یا هر که به عیش و نوش بسر برد و به فکر دیگران نباشد دوستانش را از دست دهد).
15- مرگ شتابان بهتر از زندگانی بدبختی است.
16- زندگانی شیرین و تلخ است.
17- آفت زندگانی یا وسائل آن بدی تدبیر است.
18- سه صفت است که برای صاحب آن زندگانی نیست: کینه، و حسد و بدخلقی.
19- زیبائی زندگانی قناعت است.
20- زندگانی گوارئی ندارد کسی که با دشمن همراه است (و با او معاشرت دارد).
21- نیکوئی تقدیر در معیشت با کفاف (از روزی که بس باشد) بهتر از کوشش در اسراف است.
22- برگزیدن راحتی و آسایش اسباب منفعت را قطع خواهد کرد.

چشم و چشم پوشی

1- پائین انداختن چشم (اغماض از بدیهای مردم و یا نگاه نکردن به آنچه حرام است نگاه به آن) از مردانگی است.
2- پائین انداختن چشم از بسیاری نگاه بهتر است (یعنی نظرهائی که آدمی را به فتنه و فساد کشد).
3- پائین انداختن چشم از برترین پارسائی است.
4- پائین انداختن چشم از کمال زیرکی است.
5- هر که چشمش را پائین اندازد یا باز دارد، دل خود را در آرامش قرار داده است.
6- هر که چشمش را پائین اندازد و یا باز دارد تأسّفش کم گشته و از تلف و هلاکت خود ایمن گردد.
7- خوب پارسائی است پائین انداختن چشم.
8- خوب برگرداننده خواهش هاست پائین انداختن چشم ها (چون تا چشم نبیند دل خواهش نکند).
9- هیچ مروّتی مانند پائین انداختن چشم نیست.
10- هر که تغافل ننموده و از بسیاری از کارها چشم نپوشد زندگانی او ناصاف گردد.
11- هر که چشمش را رها کند (چه نسبت به محرّمات و یا به زیورهای دنیوی) مرگش را جلب نماید (و به هلاکت معنوی خواهد رسید).
12- چشم دیدبان دل (یا دیدبان فتنه ها) است ( رائد کسی است که صحرانشینان در وقت کوچ کردن قبل از خود او را فرستند که جای پرعلفی پیدا کند).
13- چشم قاصد دل است (یعنی در موجودات نظر می کند تا دل عبرت گیرد و به معارف پی برد).
14- چشم ها جاسوسان دلهایند.
15- چشم ها دامهای شیطان است (که به وسیله آنها صید بدست آورد).
16- هر گاه چشم خواهش را ببیند دل از نظر کردن عاقبت کور گردد.
17- خوشا به آن چشمی که در طاعت خدا پوشیدنش را ترک کند و شبها برای طاعت بیدار باشد.
18- به تحقیق صبح روشن شود برای صاحب دو چشم (ممکن است مثالی باشد برای وضوح مطلبی چنانکه گویند این مطلب أظهر من الشمس است، و امکان دارد مراد روشنی راه حق باشد یعنی کسی که دارای بصیرت و آگاهی دیده سر و دل او کار می کند راه روشن را خواهد دید).
19- بر خار و خاشاک روزگار چشم پوشی کن و گرنه هرگز راضی نشوی.
20- نگاه به گوشه آخر چشم رائد فتنه هاست. (چنانکه رائد صحرانشینان آنها را به مرکز آب و علف راهنمائی می کند نگاه به گوشه چشم نیز انسان را به فتنه و محل آن آشنا می سازد).
21- در میان اندامها از چشم کمترین سپاسگزاری نیست پس خواسته آن را عطا نکنید (شاید جهتش این باشد که کمتر در مصرف واقعی آن صرف می شود، و یا آنکه هیچ وقت فارغ نیست از کاری که در آن شکر خدا کند) پس شما را از یاد خدا مشغول سازد.

دیدن با چشم

1- عیان و با چشم دیدن (و یقین) مانند خبر نیست (که در آن احتمال صدق و کذب می رود پس باید در هر کاری آدمی بکوشد با یقین قدم بردارد به شنیدنی ها اکتفا ننماید).