فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

فکر عمیق

1- هر که تعمق کند به سوی حق کند نخواهد گردید و یا دوری نخواهد نمود.

عمل و کار

1- عمل بی علم گمراهی است.
2- عمل شایسته و نیکو برترین دو توشه است.
3- عمل کردن به فرمان خدا سودمندتر، و زبان راستی آراسته تر و پیروزمندتر است.
4- عمل های بندگان در دنیا در آخرت برابر چشمایشان می باشد.
5- شرف و برتری در نزد خدای سبحان به نیکوئی اعمال است نه به نیکوئی گفتارها.
6- کوتاهی در عمل از برای کسی که به پاداش بر آن اعتماد داشته باشد زیانست.
7- اشتغال نفس به آنچه بعد از مرگ او را همراه نمی باشد از بزرگترین ضعف عمل است.
8- به علم عمل نمودن از تمامی نعمت است.
9- گفتارها نگاه داشته شده، و نهانیها آزموده است، و هر نفسی به آنچه کسب کرده در گرو می باشد.
10- رفیق صاف و همراه بی غش ، عمل شایسته است.
11- عمل نما تا ذخیره کنی.
12- به علم عمل کن، تا غنیمتی را دریابی.
13- رفیق خود را عملت، و دشمن خویش را آرزویت قرار ده.
14- عمل کسی را انجام ده که می داند خداوند جزا دهنده اوست به بدی و احسان او.
15- در عمل خود کوشا باش، و خزانه دار دیگری مباش.
16- عمل به علم کنید تا نیکبخت شوید.
17- عمل کنید وقتی که دانا شدید.
18- عمل کنید که عمل نفع می دهد، و دعاء شنیده می شود و توبه بالا برده می شود (که بعد از مرگ جای هیچ یک از آنها نمی باشد).
19- از هر عملی که شما را از آن بی نیازی هست اعراض نموده و نفسهای خود را از امر آخرت به آنچه برای شما از آن چاره ای نبوده مشغول سازید.
20- برای روزی عمل نمائید که برای آن روز ذخائری ذخیره شده، و نهانیها و اسرار در آن آشکار می گردد.
21- عمل کنید، و حال آنکه در اوقات بقاء در دنیائید (و مرگ به سراغ شما نیامده و آثار و علامت آن پدیدار نگشته) و نامه های اعمال گشوده (هنوز فرشتگان خدا آن را نبسته می توان در آن چیزهائی را با عمل نوشت) و توبه و باز گشت به خدا گسترده است (یعنی وقت آن نگذشته) و کسی که رو گردان بوده او را خوانده و گنهکار امیدوار یا تأخیر انداخته می شود (چون هنوز وقت توبه هست) پیش از آنکه عمل خاموش شده، و مهلت بریده گشته، و مدّت بسر آمده، و در توبه بسته شود (یعنی انسان بمیرد یا مردن را با چشم مشاهده نماید).
22- از هر عملی که وقتی از آن صاحبش پرسیده شود از آن شرم نموده و انکارش کند دوری نمائد.
23- از هر کاری که در پنهانی انجام می گیرد، و از آن در آشکارا شرم داشته شود دوری نما.
24- از هر عملی که کننده آن برای نفس خود خوشنود باشد، و برای عموم مسلمانان ناخوش دارد دوری نما.
25- از بدی کردارها، و فریب دادن امیدها، و از بریده شدن امید، و ناآگاه رسیدن مرگ حذر نمایید.
26- بر تو باد که از کار زشت دوری نمائی، زیرا که آن یاد تو را زشت گردانیده (سبب می شود که مردم به زشتی از تو یاد کنند) و گناه تو را بسیار می گرداند.
27- بر حذر باش از هر عملی که آزاده ای را از تو برماند، یا برای تو منزلت و قدری را خوار کند، یا برای ضرر تو بدی را جلب نماید، یا به سبب آن وزر و گناهی را به سوی قیامت حمل کنی.
28- آیا عمل کننده برای نفس خود نیست پیش از روز سختیش (یعنی قبل از فرا رسیدن مرگش).
29- آگاه باشید: پس عمل کنید و حال آنکه زبانها رها بوده، و به وسیله مرگ بند نیامده، و بدنها صحیح، و اندامها نرم و خشک نشده اند، و بازگشت وسعت دارد، و مجال توبه هست، قبل از باطل کردن فوت و رسیدن مرگ، پس بر خود محقق و حتمی کنید فرود آمدن آن را، و انتظار قدوم آن را بکشید (یعنی قبل از سر رسید آن توشه برگرفته و به عمل پردازید که پس از آن سودی نبخشد).
30- آگاه باشید پس عمل نمائید بندگان خدا و حال آنکه گلو گرفته نشده، و روان در بدن جاریست در ساعت رشادت (و کسب کردن چیزهائی که باعث رشد است) و آسایش بدنها، و مهلت یافتن بقیه از عمر و ابتداء یا قوّت ارده، و تأخیر توبه، و وسعت گناه (پیش از مؤاخذه آن) قبل از تنگی و تنگنا و باز داشتن از عمل برسیدن اجل، و باطل شدن فرصت یا بیرون روح از بدن، پیش از آمدن غائب منتظر (ملک الموت) و گرفتن خدای غالب توانا (و بردن به آن نشأه برای حساب و کتاب).
31- آگاه باشید، براستی که شما در روزهای امیدی هستید که از پس آن اجل است، پس هر که در ایام امیدش پیش از حاضر شدن اجلش عمل کرده او را سود بخشد، و به او مرگش ضرر نرساند.
32- کجایند کسانی که عمل خود را برای خدا خالص گردانیده، و دلهایشان را از برای جایگاه ذکر خدا یا نظر بسوی خدا پاکیزه ساخته اند؟
33- بلندترین کردارها فرمانبرداری از خدای بزرگ است.
34- افزونترین کرداریست که در آن اخلاص بکار برده شود (نه آنکه روی اغراض خیالی و نابجا انجام گیرد، که جز وزر و وبال چیزی عائد صاحب آن نگردد).
35- افزونترین عمل آنست که قصد وجه خدا شود (یعنی قربة الی اللّه انجام گیرد).
36- سودمندترین پس اندازها کردارهای شایسته است.
37- نزدیک ترین مردم به پیمبران عمل کننده ترین آنهاست به آنچه به فرمان داده اند.
38- نیکوترین کار باز ایستادن از زشت است.
39- راست ترین گفتار آنست که زبان حال به آن گویا باشد (به این معنی که به آن عمل شود).
40- بهترین سخن آنست که تصدیق نماید آن را نیکوئی کردار.
41- افزونترین عملها ملازمت و همراه بودن با حقّ است.
42- نیکوترین کارها آنست که موافق با حق باشد، و افزونترین گفتار آنست که مطابق با راستی و موافق است.
43- عمل و کردار دلیل بر آنچه بر باطن است (نظیر این در نوشته و زبان گفته شده است).
44- عمل شعار مؤمن است (یعنی عمل پیوسته همراه و ملازم اوست چنانکه لباس زیرین دائم به او ملاصق است).
45- عمل کامل ترین خلف است (که انسان از خود بجا می گذارد).
46- عمل پارسائی است راجح (و یا پارسائی عملی است سنگین).
47- عمل یار شخص با یقین است.
48- (مرد یا) آدمی همراه او نخواهد بود مگر عمل (بنابراین باید انسان عملی انجام دهد که در قبر و قیامت برای او رفیق و همراه خوبی باشد).
49- کردارها در دنیا بازرگانی و تجارت آخرت است، (بنابراین باید آدمی بکوشد عملی انجام دهد که در آخرت خریدار داشته باشد).
50- عمل کردن به طاعت خدا (از هر کاری) سودمندتر است.
51- کردار نیکو از بلندی همت خبر می دهد.
52- کردار همه اش گرد و غبار (یعنی پوچ و بی حاصل است) مگر آنچه در آن اخلاص ملاحظه شود (و به هیچ وجه دیگری غیر او منظور نگردد).
53- اگر شما مرد کار و عمل هستید عملی را انجام دهید که شما را روز قیامت و روز عرض اعمال رستگاری بخشد.
54- براستی که هرگز از عملت پذیرفته نخواهد شد مگر آن مقداری که در آن اخلاص بکار برده، و آن را به خواهش و اسباب دنیا آمیخته نکرده باشی.
55- براستی که هرگز بدی را از تو بعد از مرگ دفع نکند و تو را سودمند نباشد مگر عمل شایسته ای که آن را پیش فرستادی پس از عمل صالح توشه برگیر.
56- براستی که تو هرگز بسوی آخرت عملی را بر نداری که از شکیبائی، و خوشنودی، و ترس و امید سودمندتر باشد.
57- براستی که شما به عملهایتان پاداش داده شده و به آنها در گروید، (گویا شما را حبس کرده تا عمل نیک انجام ندهید آزاد نخواهید شد).
58- براستی که شما به آنچه مقدم داشتید پاداش داده شده، و گرو آنچه پیش فرستاده و یا می فرستید خواهید بود.
59- براستی که شما به عمل کردن نسبت به آنچه می دانید نیازمندترید تا یاد گرفتن آنچه را که نمی دانستید (یعنی انسان باید به عملش عمل کند و چنین کاری بالاتر از یاد گرفتن و عمل ننمودن است).
60- براستی که شما به ظاهر کردن و یا به اهتمام و یا به تصحیح عملها نیازمندتر هستید تا ظاهر نمودن و یا اهتمام و یا تصحیح گفتارها (یعنی شما باید بیشتر به عمل صحیح بپردازید نه به گفتارها صحیح).
61- براستی که شما به کسب کردن عملهای شایسته محتاج ترید تا تحصیل اموال.
62- براستی که شما به اهتمام آنچه همراه شماست به سوی آخرت (مانند عمل صحیح و شایسته) نیازمندترید تا هر چیزی شماست از دنیا.
63- براستی که شما به کردارهای خویش جزا داده می شوید پس مکنید مگر نیکی را.
64- براستی که شما اگر عملهای شایسته را غنیمت بشمارید از آخرت به منتهای آرزو و امیدها خواهید رسید.
65- جز این نیست که آدمی به آنچه پیش فرستاده جزا داده شود، و بر آنچه پیش کرده وارد خواهد گردید.
66- آفت عمل ترک کردن اخلاص است (یعنی عمل را آمیخته به انگیزه دیگر نماید).
67- (آفت بکار بردن یا) آفت عملها، عجز و ناتوانی کارگردانان و یا عمل کنندگان است (برای اینکه عمل باید با قدرت توأم باشد، چه عمل شخصی و یا اجتماعی، دولتی یا ملتی، باید در آن عجز تصور نگردد، و گرنه تمام عمل انجام نخواهد گرفت).
68- آفت عمل بیکاری است (یعنی در هر که عادت به آن کرد یا اصلاً کار نمی کند و یا اگر بکند ناقص انجام می دهد).
69- هرگاه نظر و تأمل کردی بجا آور (یعنی در هر کاری نخست باید فکر کرد آنگاه انجام داد).
70- بخوبی کارها ستایش نیکو گردد (چنانکه خداوند فرمود: لیبلوکم أیکّم أحسن عملاً ملک / 2).
71- بوسیله عملهای شایسته بر نیکوئی ایمان استدلال می شود (یعنی عمل خوب دلیل ایمان خوب است).
72- به سبب عمل ثواب حاصل گشته نه با کسالت و تنبلی.
73- به سبب نیکوئی عمل میوه علم چیده می شود نه به نیکوئی گفتار.
74- به سبب عمل بهشت بدست آمده نه به امید (چنانکه به امید کشت حاصل بدست نیاید).
75- به سبب عملهای شایسته درجه ها بالا برده می شود.
76- پس انداختن عمل دلیل کسالت و کاهلی است.
77- صاف گردانیدن عمل سخت تر از خود عمل است (زیرا عمل را ممکن است بسیاری از افراد انجام دهند، ولی آن را به غرضی دیگر آمیخته نکردن کار هر کسی نیست، و عمل را خالص برای خدا انجام دادن بسیار مشکل خواهد بود).
78- به کارهای ستوده و خصلت هائی که سبب فزونی شود پیشی گرفته، و در راستی گفتارها و بذل اموال رغبت نموده و در آن سبقت گیرید.
79- میوه عمل کردن مزدیست که خداوند بزرگ بر آن دهد.
80- ثمره عمل صالح مانند اصل آنست که (یعنی صالح و نیکو خواهد بود).
81- میوه عمل بد مانند اصل آنست (در زشتی و بدی).
82- جزای عمل تو افزونتر از عمل تست (زیرا ثواب پایندگی دارد ولی عمل منقطع خواهد شد، و دیگر آنکه آنچه از پاداش نصیب می گردد به مراتب بیش از آنست که انجام داده مانند صدقه و احسان).
83- پاداش عمل به اندازه مشقّت و سختی در آنست (یعنی هر اندازه مشقّت بیشتر باشد ثواب زیادتر خواهد بود).
84- جامه عمل (و یا علم) تو را پاینده می دارد و کهنه نخواهد شد تو را باقی داشته و فانی نمی شود.
85- بر غنیمت دانستن عملی که پاداش آن فانی شدنی نیست مدامت نمائید.
86- بر اعمالی که سبب خلاصی شما از آتش، و پیروزی بهشت است مداومت نمائید.
87- پاداش عمل ثمره عمل خواهد بود (یعنی عمل مانند درخت ثمر بخشی است که میوه آن ثواب است).
88- نیکوئی کردار خبر می دهد از پاکی اصل و نژاد و حلال زادگی.
89- خداوند برای هر عملی پاداشی را، و برای هر چیزی حسابی را، و برای هر اجل و مدتی کتاب و نوشته ای را قرار داده است.
90- حسن عمل بهترین ذخیره، و افزونترین تجهیزات است.
91- نیکوئی کردارها مصداق (و آلت راستی و حقیقت) نیکوئی گفتارهاست (یعنی اگر به گفتار عمل شد نشانه صحت گفتار خواهد بود، و گرنه موعظه و گفتار بی اثر خواهد گردید).
92- بهترین اعمال تو آنست که واجب تو را انجام دهد.
93- بهترین عملها آنست که شکری را کسب کند (یا از جانب خدا و یا از سوی بندگان خدا و یا از هر دو.
94- بهترین عمل آنست که دین را به صلاح آورد (یعنی عملهای مشروع را انجام دهد).
95- بهترین عمل آنست که اخلاص همراه آن باشد.
96- بهترین عمل آنست که نرمی و مدارا آن را زینت دهد.
97- بهترین عمل آنست که آنچه را لازم است بجا آورد.
98- بهترین عمل آنست که بوسیله آن روز خود (فردای قیامت و یا شب و روز) را اصلاح کنی و بدترین آن عملی است که به سبب آن قوم و قبیله و یا امت خود را فاسد نمائی.
99- بهترین عمل ها مساوی بودن امید و ترس است.
100- خداوند رحمت کند مردی را که بر اجل پیشی گرفته، و عمل را برای خانه اقامت خود، و جایگاه کرامت خویش نیکو گرداند.
101- بسا عملی که نیت و قصد آن را فاسد کند (مثل اینکه در کار خیر غیر خدا را در نظر آورد برای شهرت و ریا عملی را انجام دهد).
102- بسا کوچکی از علمت که آن را بزرگ شماری (در صورتی که نباید چنین کاری کنی).
103- زیادی کردار بر گفتار نیکوترین فضیلت و خوی نیکو است، و کمی کردار از گفتار زشت ترین صفت پست خواهد بود.
104- بدی کردار دلیل پستی نژاد است.
105- بدترین کارها آنست که گناهان را بکشاند.
106- بدترین کارها آنست که احسان را خراب کند (یعنی انسان عملی انجام دهد که سبب قطع احسان شود).
107- چقدر فاصله است میان عملی که لذتش می رود و وزر و وبال آن باقی می ماند، و میان علمی که زحمت آن رفته و پاداش آن باقی می ماند.
108- صلاح عمل و عمل درست با خالص بودن نیت است.
109- درستی کردار مرد را زینت می بخشد.
110- دو صفت است که خداوند سبحان عملها را نمی پذیرد مگر به آنها: تقوی، و اخلاص.
111- طلب کردن مرتبه و رتبه های (اخروی بلکه دنیوی) بدون عمل نادانی خواهد بود.
112- بر تو باد به عمل صالح زیرا که آن توشه بهشت است.
113- بر تو باد به دائم داشتن عمل (نه گاهی و زمانی) در نشاط (که رغبت و شوق باشد) و در کاهلی (ممکن است مراد واجب آن باشد زیرا که در مستحب تأکید شده است که در غیر نشاط آورده نشود).
114- بر شما باد به عملهای خوب (و یا به انجام دادن کارهای خیر، پس به آنها پیشی گیرید، و غیر شما سزاوارتر به آنها از شما نباشد (یعنی نگذارید دیگران پیش قدم شوند).
115- عجب دارم از کسی که می داند که برای عمل ها پاداشی است چگونه عملش را نیکو نمی گرداند.
116- عمل نادان وزر و وبال، و عملش گمراهی است.
117- در عمل کردن برای سرای باقی است درک رستگاری.
118- فضیلت عمل اخلاص در آنست (و گرنه فضیلتی ندارد).
119- هر فردی آنچه را که کشت نموده می درود، و به آنچه انجام داده پاداش داده می شود.
120- هر مردی (و هر آدمی) ملاقات نموده آنچه را که عمل می نماید و پاداش داده می شود به آنچه انجام داده است.
121- برای انجام دادن خوبی کفایت می کند عادت نیک.
122- هرگاه عملی را ناخالص گردانی به امیدی از آخرت برسی.
123- هر طور که جزا داده شوی (یعنی آدمی نتیجه عمل خود را خواهد دید).
124- برای هر عملی پاداشی است، پس عملتان را برای آنچه باقی می ماند (برای آخرت) قرار دهید، و آنچه را فانی می شود (دنیا) واگذارید.
125- باید معتمدترین پس اندازها در نزد تو عمل شایسته باشد.
126- هرگز عملی صاف نخواهد گردید تا علم صحیح و صاف گردد (مراد این است که عمل باید از علم صحیح منشأ گیرد).
127- هرگز عمل پاکیزه نمی شود و یا نمو ندارد تا آنکه دانش همراه آن گردد.
128- هر که عمل کند مشتاق (مرگ و یا مشتاق همان عمل) گردد.
129- هر که عمل کند قوّت او (در دین و اعتقاد) زیاد گردد.
130- هر که در عمل تقصیر کند سستی او زیاد شود.
131- هر که برای معاد و روز بازگشت عمل نماید به راه درست پیروز شود.
132- هر که هر چه خواهد بکند به هر چه بد باشد برخورد نماید (منظور این است که باید در کارها اندیشه و تأمل نمود).
133- هر که عملش درباره او کندی کند (و او را به مراتب بلند اخروی نرساند) نسبش نسبت به او شتاب نکند (یعنی بجائی او را نرساند عمل است که آدمی را بجائی خواهد رانید نه نسب).
134- هر که عمل را (برای خدا) خالص گرداند امید داشته شده را از دست ندهد (یعنی به امیدش خواهد رسید).
135- هر که به طاعت خدا عمل نمود مرضیّ خدا (بلکه خلق) خواهد بود).
136- هر که عملش را نیکو کند (یعنی خالصانه طبق موازین شرعیه انجام دهد) به امیدش (مراتب بلند انسانیت) خواهد رسید.
137- هر که در عمل خالص باشد پاداش او خالص خواهد بود (یعنی نقص و زوالی در آن راه ندارد).
138- هر که عمل را نیکو کند مکافات و پاداشش نیکو خواهد بود.
139- هر که به فرامین الهی عمل کند پاداش را بدست آورده است.
140- هر که به فرمانبرداری خدا عمل نماید مالک (سعادت) گردد.
141- هر که کارهایش را نیکو کند وفور عقلش را اظهار نموده است (یعنی نیکوئی کردار نشانه فراوانی عقل است).
142- هر که در عمل به طاعت خدا اهمال کاری کند به نفس خود ستم نموده است.
143- هر که از عمل خود ننگ داشته باشد (و آن را به هیچ وجه نپسندد) مضطرّ و ملجأ سازد او را به علمی بهتر از آن.
144- هر که عملش نیکو باشد از جانب خدا به امید و آرزویش برسد.
145- هر که عملش از معصیتها سالم ماند از آخرت به امید و آرزوی خود برسد.
146- هر که از اعمال خود عاجز و ناتوان باشد (که نتواند از جهاتی از عهده آن برآید) در حالات خود پشت کرده است (ترقی نخواهد نمود).
147- هر که در عمل (برای خدا و آخرت خود) تقصیر و کوتاهی نماید خداوند سبحان او را به اندوه مبتلا ساخته، و به کسی که برای او در نفس و مالش بهره ای نیست (که در آخرت به کارش آید) برای خدا نیازی نخواهد بود.
148- از جمله کمال عمل اخلاص در آنست.
149- از افزونترین عمل هاست آنچه موجب بهشت گشته و از آتش رستگاری دهد.
150- کار خوبی نکرده هر که عملش را بد کند.
151- چه راستگوست انسان بر نفس خود، و چه راهنمائی بر او مانند رفتار او خواهد بود (یعنی از اعمال و افعالش می توان بخوبی و بدی او پی برد).
152- آنچه زائیده اید برای خاک بوده، آنچه بنا نموده اید برای خراب شدن است، و آنچه فراهم آورده اید برای رفتن خواهد بود، و آنچه عمل کرده اید برای روز حساب در نامه (و پرونده) ایست ذخیره شده (پس در عمل بکوشید نه در غیر آن).
153- ملاک عمل (و سبب قبولی آن) خالص گردانیدن آنست (برای خدا).
154- خوب توشه ای است (برای آخرت) نیکوئی عمل.
155- خوب تهیّه ایست عمل کردن برای روز بازگشت.
156- به آرزو رسیده کسی که برای سرای جاوید (آخرت) عمل نماید.
157- مکن چیزی را که تو را عیب آن آلوده سازد (که از آن ناراحت گردی).
158- چیزی که آبرو و نام را (نام و نشان را) زشت می گردند انجام مده.
159- تیری که تو را ردّ آن عاجز کند مینداز (بلکه باید آدمی به عملی دست زند که جوابگوی آن باشد و از عهده تبعاتش برآید).
160- گرهی را که محکم بستن آن تو را عاجز می کند وا مکن (بلکه در هر کاری عاقبت آن را در نظر گیر اگر قدرت بر آن داری اقدام نما.
161- هیچ تجارتی مانند عمل صالح نیست (زیرا سود آن پاینده و باقی است).
162- نیست ذخیره ای سودمندتر از عمل شایسته.
163- نیست خیری در عملی که بدون علم باشد.
164- خیری در عمل نیست مگر با علم.
165- پاداشی نیست برای کسی که عملی (صالح) برای او نیست.
166- کامل نمی گردد شایستگی عمل مگر به شایستگی نیّت.
167- کم نیست عملی با پرهیزکاری و چگونه کم خواهد بود چیزی که قبول می شود.
168- مرد (و آدمی) تا هنگام مفارقت روح او از جسدش از عمل شایسته بی نیاز نخواهد بود (بلکه به آن احتیاج دارد).
169- عمل کردن به علم را ترک نمی کند مگر کسی که در ثواب بر آن شک نماید (چون با یقین کامل جائی برای ترک عمل نیست).
170- عمل به علم نمی کند مگر کسی که با فزونی پاداش در آن یقین نماید (چون یقین سبب گردد متحمل رنجهای فراوان شود).
171- هیچ عمل کننده ای از طالب زیاد کردن عمل صالح بی نیاز نخواهد بود (بلکه باید طلب زیاده کند).
172- خیری نیست در عملی مگر با یقین و پارسائی.
173- سزاوار این است که کردارهای مرد نیکوتر از گفتارهایش بوده، و گفتارهایش نیکوتر از کردارهایش نباشد.
174- مرد (و آدمی) به کردارش آزمایش می شود نه به گفتارش.
175- در مرد (و آدمی) زشت است که عملش کوتاهی کند از علم او، و کردارش از گفتارش ناتوان شود (به آنچه عالم است، و به همه آنچه می گوید و مردم را به آن امر و نهی می کند خود عمل ننماید).
176- ترک کننده عمل (یعنی کسی که در اطاعت خدا نیست) یقین به پاداش عمل نخواهد داشت (و گرنه ترک امکان ندارد).
177- هر که چیزی را بکارد آن را بدرود.
178- زبان حال راستگو (و عمل آدمی) راستگوتر از زبان مقال (و بیان) است.
179- عمل کننده با نادانی مانند رونده بر غیر راه است که در کوشش او در رفتن زیاد نمی کند مگر دوری از هدف او.
180- پیروزمندترین مردم به خیر کسی می باشد که عمل کننده به خیر است.
181- عمل کننده به علم مانند رونده بر طریق روشن و آشکار است.
182- عمل کننده دین برای دنیا (یعنی کار دینی او برای دنیا باشد نه برای آخرت) پاداش او در نزد خدا آتش است.
183- براستی که شما به کردارهای نیکو محتاج ترید تا بلاغت گفتارها (چون اجر و ثواب بر آن مترتب شده و نظام صحیح جهان به آن بستگی دارد).
184- ترازهای خود را به وسیله عمل صالح سنگین سازید.
185- برترین عمل ها آنست که نفسها آن را نخواهد (و آدمی آن را برای خدا انجام دهد).
186- بدترین عمل آنست که بوسیله آن قیامت خود را تباه سازی.
187- بلندترین عملها خالص گردانیدن ایمان، و راستی پارسائی و یقین داشتن است.
188- براستی که یقین مؤمن در عملش، و شک منافق (نیز) در عمل او دیده می شود.
189- عمل برای آخرت با رغبت در دنیا سودی نمی دهد.
190- عمل ها به آگاهی است (یعنی عمل های صحیح آنست که از روی علم و دانش انجام گیرد).
191- کردارهای میوه های نیت هاست (نیت هر رقم باشد عمل طبق همان انجام خواهد گرفت، چنانکه درخت هر رقم باشد میوه از همان رقم خواهد بود).

سوداگری

1- با کسی که قدرت بر استیفای حق خود از او نداری معامله مکن.