فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

عالم و دانشمند

1- دانا کسی است که گواهی دهد به درستی گفتار او کردارهای او.
2- علماء غریبانند به سبب بسیاری نادانها.
3- عالم کسی است که از دانش سیر نگذاشته و به خود سیری از آن را نبندد.
4- دانا نادان را می شناسد زیرا خود در پیش نادان بوده.
5- دانا تمام دانا کسی است که بندگان را از امید داشتن به رحمت خدا منع نکرده و از مکر خدا ایمن نگرداند.
6- دانا و دانشجو در پاداش شریکند، و در آنچه میانه این باشد خیری نیست.
7- دانشمندان پاکترین مردمند به حسب اخلاق، و کمترین آنهاست در ریشه دوانیدن در طمعها.
8- عالم در میان مردگان (جاهلان) زنده است.
9- بر حذر باش از اینکه علما را سبک شماری، زیرا که چنین کاری تو را عیبناک ساخته، و گمان را نسبت به تو، و خیال را در حق تو بد می گرداند.
10- داناترین شما ترسناک ترین شماست.
11- سزاوارترین مردم به پیمبران داناترین آنهاست به آنچه آنان آورده اند (بنابراین بالاترین شرط جانشینی و نیابت از آنان اعلمیت است چنانکه شیعه نسبت به امامان خود معتقدند، و سپس نسبت به مراجع تقلید که در اخذ فتوا غیر اعلم را نمی پذیرند).
12- عالم ترین مردم کسی است که حرص او در تحصیل علم بیشتر باشد (زیرا هر که نوعاً در علم حریص تر بود عالم تر خواهد شد).
13- عالم ترین مردم به خدای سبحان ترسناک ترین آنهاست از او (برای اینکه ترس نتیجه علم است، هر چه علم زیادتر گردید خوف بیشتر شود، خداوند بزرگ هم در قرآن فرمود: انّما یخشی اللّه من عباده العلماء فاطر / 28، جز این نیست که از جمله بندگانش علماء از خدا می ترسند).
14- عالم ترین مردم به خدا خوشنودترین آنهاست به تقدیر و قضای او (چون هر چه علم بیشتر گردید به کارهای حکیمانه الهی بیشتر پی خواهد برد).
15- بزرگترین مردم از نظر دانش سخت ترین آنهاست به حسب ترس از خدای سبحان (زیرا معلوم است هر چه علم بیشتر باشد خوف بیشتر است).
16- داناترین مردم به خدا بیشترین آنهاست از نظر ترس از خدا.
17- دشمن ترین بندگان به سوی خدای سبحان دانشمند متکبر است.
18- بزرگترین مردم از نظر گناه علمای تقصیر کننده یا از حدّ تجاوز کننده اند.
19- سخت ترین مردم در وقت مرگ از نظر پشیمانی علمای بی عمل اند.
20- داناترین مردم کسی است که شک یقین او را از بین نبرده باشد، (به این معنی که عقائد او با دلیل و برهان باشد، تا برای شک راهی در آن باقی نماند).
21- داناترین مردم به خدا کسی است که سؤال و طلب او از خدا بیشتر باشد، (این موضوع معلوم است چون وقتی انسان فهمید تمام ترقیات، احساسات، نعمت ها، رسیدن به کمالات، عزّت و ذلّت از اوست حتی نمک طعام خود را هم از خدا مسئلت می نماید).
22- براستی که روایت کنندگان علم بسیار، و رعایت کنندگان آن (در عمل یا در نقل بدون تغییر و تبدیل و زیادی و کمی) کمند.
23- براستی سزاوارترین مردم به پیروان - علیهم السلام - (عمل کننده یا) داناترین آنهاست به آنچه آنان آورده اند (از احکام و شرایع).
24- عالم برای علمش، و بزرگ (پیر) برای سنّ او، و صاحب احسان برای احسانش، و سلطان برای سلطنتش گرامی داشته می شود.
25- علماء حاکمانند بر مردم (بنابراین بر عهده مردم است فرمانبرداری از آنان).
26- دانشمند زنده است گرچه مرده باشد (زیرا پیوسته نام خوب او زبانزد خاص و عام است، و افکار بلندش در حوضه ها رایج، و نوشته ها و کتابش مورد بهره برداری است، و باید معتقد بود که در حقیقت نمرده و زنده است، و یا آنکه در نزد خدا زنده است چنانکه شهداء چنین هستند).
27- دانشمند کسی است که قدر و مرتبه خود را بشناسد.
28- دانشمند به دل و ضمیر خود نظر نموده (یعنی تفکر و تدبر دارد) و نادان به چشم و مردمک خویش نگاه می کند، و عبرتی را پشت سر ندارد.
29- دانشمند کسی است که از یاد گرفتن علم خسته و دلتنگ نشود.
30- علماء باقی اند تا شب و روز باقی است (یعنی نام آنان باقی است چون آثارشان باقی خواهد بود، و یا آنکه تا جهان باقی است علماء هم باقی خواهند بود (یعنی خداوند هیچ عصر و زمانی را بدون عالم نخواهد گذاشت، برای اینکه شب و روز از علم جدا نشده و همواره ملازم دانش اند).
31- پنهان کننده دانش اعتمادی به درست رفتن خود در آن ندارد (چون تا بحث نکند و افکار خود را اظهار ننماید خطا و صواب آن روشن نخواهد شد).
32- جز این نیست، عالم کسی است که علمش او را به پارسائی و تقوا، و بی رغبتی نسبت به دنیا و شیفته شدن به جنّةالمأوی (بهشت خاصی است) دعوت نماید.
33- آفت علماء حبّ ریاست است.
34- هر گاه عالمی را دیدی برای او خدمتگذار باش.
35- آفرین آفرین بر دانشمندی که بداند و (خود را از معاصی و صفات ناپسند) باز دارد، و از شبیخون و ناگهان آمدن مرگ ترسیده پس مهیا کرده و آماده شده باشد، اگر پرسیده شود اظهار کند، و چون وا گذاشته شود خاموش باشد، سخنش درست و سکوت او نه از را عاجز بودن از جواب است.
36- با علماء و دانشمندان مجالست نما تا نیکبخت شوی (زیرا که عالم تو را به خداوند می رساند).
37- با علماء مجالست نما تا دانش زیاد کنی.
38- زیبائی عالم عمل کردن اوست به علمش.
39- با علماء مجالست نما تا علمت زیاد گشته، و ادبت نیکو شده، و نفس تو پاکیزه گردد.
40- مجاورت علماء را برگزین تا بینا گردی.
41- بسا عالمی که علمش او را بکشد (چون علمی سودمند و حیات بخش خواهد بود که عمل همراه او باشد).
42- بسا مدعی علمی که عالم نیست (پس تا عالم بودن کسی معلوم نشود نباید به مدعی آن اعتماد کرد).
43- بسا عالمی که سود برنده نباشد (چون عمل به علم نمی کند).
44- رتبه عالم بالاترین مرتبه هاست.
45- لغزش عالم عالمی را فاسد کند (زیرا که تمام امّت چشم به عمل و گفتار او دوخته، پیرو او خواهند بود).
46- لغزش عالم مانند شکستن کشتی است غرق خواهد گردید، و با آن غیر خود را غرق خواهد نمود (و یا با آن غیر او غرق خواهد شد).
47- لغزش عالم جنایت بزرگ است (به خلاف نادان که در لغزش معذور خواهد بود).
48- بر عالم است که یاد گیرد آنچه را که ندانسته، و بیاموزد آنچه را که می داند.
49- بر عالم است که به آنچه می داند عمل کند سپس آموختن آنچه را که نمی داند طلب نماید.
50- عالم دشمن بهتر از جاهل یاری کننده است (زیرا که دشمنی عالم چون همراه با علم است چندان ضروری ندارد، به خلاف یاری جاهل که یاری او زیان آور است چون همراه با جهل و یا کم عقلی است).
51- هر عالمی (از خدا) ترسناک است.
52- بسا عالمی که فاجر و فاسق است و عابدی که جاهل و نادان می باشد، پس از فاسق از علماء و از جاهل از عبادت کنندگان بپرهیزد (زیرا وجود هر دو مضر خواهد بود، برای اینکه وقتی مردم از عالم عمل بر خلاف مشاهده کنند او را دروغگو می پندارند، بدین جهت به دین مردم ضربه وارد می سازند، همچنین عابد نادان و یا کم عقل که راه و روشش از نادانی و جهل سرچشمه گرفته به نظر خود گاهی می خواهد به دین خدمت کند ناخود آگاه ضربه می زند یا زمانی می خواهد دعوت به اسلام نماید، یا نمازی و دعا و قرآنی بخواند عامیانه انجام می دهد، از روی جهل و یا کم عقلی به همین جهت او هم نوع دیگر به اسلام ضربه می زند).
53- برای جهات عالم کفایت می کند که عملش با علمش منافات داشته باشد.
54- یا عالم ناطقی، و یا شنونده حفظ کننده ای باش، و دوری کن از اینکه ثالثی باشی (یعنی قسم سومی را در جامعه تشکیل مده).
55- عالم به حق، عمل کننده به آن باش، تا خداوند سبحان تو را رستگار سازد.
56- اگر اینکه اهل علم (و علماء وظیفه نشناس و دنیاپرست) علم را به حق آن بر می داشتند (و آن را برای خدا و طبق وظیفه بکار می برند) هر آینه خدا و فرشتگان او آنها را دوست داشته، و لیکن آنان آن را برای طلب دنیا برداشته پس خداوند متعال آنها را دشمن داشته و بدین وسیله خوار شده اند.
57- هر که عالم گردد سؤال (از خدا و یا مطلق سؤال) را نیکو کند.
58- هر که دانا شود عمل کند (پس اگر کسی به علمش عمل ننمود یا در حقیقت عالم نیست و یا علمش بی فایده است).
59- هر که بداند راه یابد (یا هر که عمل نماید) راه یابد.
60- هر که علمش را ضایع گرداند (و به آن عمل ننماید) سیلی خورد.
61- هر که عالمی را تعظیم و احترام نماید پس در حقیقت پروردگارش را احترام نموده است.
62- هر که در پناهی به حال علمش نرسد و عهدش را با آن تازه نکند (و آن را تجربه و تحلیل و یا به آن عمل ننماید) علم او را در ملا رسوا کند.
63- هر که از علم و دانش نهایت آن را ادعا کند، علی التحقیق از نادانی خود منتهای آن را آشکار نموده است (چون خداست که عالم علی الاطلاق است و به رسول خدا (ص) با آن عظمت امر می کند بگو: (ربّ زدنی علماً) طه / 114، خدایا بر علم من بیفزا).
64- از جمله واجب بر هر عالمی آنست که جانب خود را به پارسائی نگهدارد، و علمی را برای طلب کننده آن بذل نماید.
65- از افزونی علم تو است کم شمردن علم، و یا عمل خود (زیرا که مجهولات نسبت به معلومات بسیار خواهد بود، و همچنین عمل نسبت به علم).
66- عالم نیست کسی که به عملش عمل نکرده است.
67- چه چیز بسیار کرده کسی را که علمی را می داند، و آن را پیروی نمی نماید.
68- خداوند سبحان بر نادان نگیرد (و او را مؤاخذه نکند) آنکه بیاموزد تا آنکه بر عالم بگیرد (و او را مؤاخذه کند) آنکه تعلیم دهد (یعنی تعلیم عالم بر تعلم جاهل مقدم است و مسؤولت او بالاتر خواهد بود، و در روز قیامت اول از عالم بپرسد که چرا یاد ندادی سپس از جاهل که چرا یاد نگرفتی، و یاد خداوند در روز الست اول از عالم عهد گرفته آنگاه از جاهل).
69- پشت مرا نشکسته است مگر دو مرد (در دو دسته) عالمی بی باک، و جاهلی عبادت کننده، آن به سبب بی باکیش رم می دهد (مردم را) از حق خود (و از علمش که حق است زیرا مردم گویند اگر علم خوب بود او چنین نمی کرد) و این می خواند (مردم را) به سوی باطل خود به عبادات خویش (زیرا مردم خیال می کنند عمل او صحیح است فریب عبادات او را می خورند).
70- با علماء در بحث بیش از یکدیگر رغبت نمودن و یا خورده گیری و کنجکاوی فائده های آنان را نتیجه بخش بوده و فضائلشان را کسب خواهد نمود.
71- هلاک شدند پنهان کنندگان اموال در مخزنها (و مرده هستند) و حال آنکه زنده ها هستند و علماء باقی اند تا شب و روز باقی است، اعیان (و اشخاص) آنها مفقود و تمثال و یا سخنان بلند مرتبه و افکار و آثارشان در دلها موجود است.
72- هرگز عالمی را حقیر مشمار هر چند حقیر باشد (یا در علم مانند کسی که مدت کمی به درس مشغول شده و یا حقارت او از نظر مادیات باشد و یا در انظار از نظر فساد جامعه حقیر بشمار آید).
73- لغزشی سخت تر از لغزش عالم نیست.
74- عالم عالم نمی باشد (یعنی آن مقام را دارا نگردد) تا آنکه به کسی که بالاتر از اوست حسد نبرده و کوچک نشمارد کسی را که از او پائین تر است و بر علم خود (و تعلیم و یا حکمی که می کند به سبب آن) چیزی را از حطام دنیا (ریزه های گیاه خشک شده) فرا نگیرد.
75- سزاوار این است که علم مرد زائد بر گویائی او، و عقلش غالب بر زبانش باشد.
76- آفت عامه مردم عالم فاسق است.

تعلیم و تعلم

1- یاری کننده ترین چیزها بر پاکیزه گردانیدن عقل تعلیم (معارف اسلام) است.
2- بیاموز تا دانا شوی، و گرامی دار تا گرامی گردی (یعنی خود را به تهذیب اخلاق و پرهیزگاری نه به مال و جاه گرامی و بلند مرتبه دار تا نزد خدا بلند مرتبه گردی، یا خود را به ترک معاصی و آنچه باعث خفت و خواری می باشد مانند بخل و حرص و حسد و امثال آن نگاهدار تا نزد مردم محترم شوی).
3- از برای کسی که از او دانش را می آموزید و برای کسی که به او یاد می دهید فروتنی نمائید، و از متکبران علماء مباشد پس جهل و نادانی شما به سبب علمتان بر نخیزد و زائل نگردد و یا برابری نکند.
4- بیاموز علم را زیرا اگر باشی تو را زینت بخشیده، و اگر بیچاره باشی مؤنه و مخارج تو را به عهده می گیرید و یا از بی صبری و انحراف نگهداریت می نماید.
5- بیاموز دانش کسی را که می داند، و علمت را به کسی که نادان است تعلیم نما، زیرا هرگاه چنین کاری را کردی به تو می آموزد آنچه را که ندانستی، و سودمند شوی به آنچه می دانستی (یعنی از این کار بزرگ بهره کافی خواهی برد از علم و ثواب).
6- گذارنده علم در نزد غیر اهلش (کسی که قابلیت آن را ندارد) ستم کننده به اوست.
7- به فرا گرفتن دانش علم رسیده می شود (یعنی علم بی رنج بدست نیاید، بلکه زحمت و کوشش و جدّ و جهد و شب نخوابی و استاد لازم دارد).
8- علم را بیاموزید تا به وسیله آن شناخته شوید، و به آن عمل نمائید تا از اهل آن باشید (یعنی تا کسی به علمش عمل نکند نباید او را اهل علم گفت).

دانشجو

1- هرگاه تو عالمی گویا نباشی پس مستمع حفظ کننده باش.
2- بر متعلم (کسی که علم می آموزد) است که در طلب علم نفس خود را در زحمت اندازد، و از آموختنش ملول نشود، و آنچه را که دانسته بسیار نشمارد.
3- کسی که به دنبال تحصیل علوم و فضائل رود دانا شود.
4- هر که تعلیم نگیرد دانا نشود.
5- هر که علمی را برای عمل به آن یاد گیرد کسادی آن او را به وحشت نیندازد.
6- هر که در کوچکی علم نیاموزد در بزرگی جلو نیفتد (اینکه ما می بینیم عده ای پیشوای مردم می شوند علت آنست که در کودکی با کمال جدّیت به آموختن پرداخته اند).
7- هر که بر درد آموختن و یا یاد دادن شکیبا نباشد در خواری نادانی باقی ماند.
8- هر که نفس خویش را در کسب کردن علم نگذارد و یا به زحمت نیندازد نی های پیشی (و نشانه های مسابقه) را بدست نخواهد آورد.
9- کسی که دانا نمی باشد نباید از یاد گرفتن ننگ داشته باشد.
10- نادانها را به آنچه نمی دانند حدیث مگو، پس تو را بدین وسیله تکذیب کنند، زیرا که برای علمت بر تو حقی است، و حقّ آن بر تو بذل آنست برای مستحق آن و منع آن از غیر مستحق آن خواهد بود.
11- یاد نمی گیرد کسی که تکبّر کند.