فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

معاشرت

1- خلطه و آمیزش صاحبان فضائل حیات دلهاست.
2- (چنین رفتار نما که) اهل مصاحبان و یا دوستان تو بدبخت ترین مردم نباشند به وسیله تو (که کمتر رعایت حال آنها شود).
3- هرگز مردی را جدائی او تو را خوش نباشد رم مده (بلکه با او نیکو سلوک نما).
4- آمیزش کننده با مردم به همنشین بد و مدارا کردن با دشمن مبتلا خواهد گردید (بنابراین کمتر باید با مردم آمیزش کرد).
5- ابقاء نما تا بر تو ابقاء شود (ممکن است مراد این باشد که از مردم بدگوئی مکن تا به حالت احترام خود باقی بمانی).
6- شدّت و سختی را با نرمی آمیخته گردان، و نرمی کن مادام که نرمی موافق تر است.
7- مهربانی و احسان به مردم را لباس چسبیده به دل قرار ده و به آنها ستمی نرسانده، و بر آنها شمشیری مباش (که ضرری از تو به آنان رسد).
8- به چیزی یاد کن برادرت را هنگامی که او غایب است که دوست می داری او تو را به آن یاد کند، و از آنچه ناخوش دارد بپرهیز، و او را واگذار از آنچه دوست داری که واگذارد او تو را از آن (یعنی از تکالیف شاقّه).
9- از نفس خود زشت شمار آنچه را که از غیر خود زشت می پنداری، و برای مردم خشنود باش به آنچه برای نفس خویش راضی هستی.
10- کمی آمیزش دین را نگه داشته، و از نزدیکی رفاقت بدان آسایش می دهد.
11- مردم را از نفس و اهل و خاصّان خود، و کسی که برای تو در او خواهشی است انصاف ده و دادخواهی کن، و درباره دشمن و دوست عدالت نما.
12- محکم کردن دوستی کسی که با تو محکم دوستی نموده، و یا گشاده روئی کسی که در حق تو گشاده روست نیکو گردان، و پوزش کسی که از تو پوزش می طلبد پذیرفته، و به سوی کسی که نسبت به تو اسائه ادب می نماید احسان کن (این روایت با مختصر تفاوتی در جای دیگر اصل کتاب ذکر شده است).
13- رعایت حرمت ها را (یعنی آنچه که حرمت آن را باید نگهداشت) نیکو کن، و بر صاحبان مروّت رو آور، زیرا که رعایت کردن حرمت ها دلالت می کند بر نیکوئی خوی، و رو آوردن بر صاحبان مردی (یا آدمیّت) بلندی همت را آشکار می سازد.
14- به کسی که پائین تر از تو است رحم کن، تا کسی که بالاتر از تست تو را رحم نماید، و غفلت و فراموشی او را به غفلت خود و نافرمانی او را نسبت به تو به نافرمانیت نسبت به خدا، و نیاز او به رحمت تو به نیاز تو به سوی رحمت پروردگارت قیاس نما.
15- به اهل خوبی و پارسائی بچسب (و از آنها دوری مکن)، و آنها را بر این شرط خوشنود ساز که در مدح تو مبالغه بسیار انسان را نزدیک می سازد که باور کند و فریب خورد، و خوشنودی به چنین امری دشمنی خدا را واجب می سازد.
16- نفس خود را ترازوئی میان خود و غیر خود قرار ده، و برای او دوست دار آنچه را که برای نفس خود دوست می داری، و برای او ناخوش دار آنچه را که برای آن کراهت داری، و احسان کن چنانکه دوست داری که به تو احسان گردد، و ستم مکن همانطور که دوست داری به تو ظلمی نشود.
17- با مردم به آن روشی که دوست داری که با تو رفاقت کنند مصاحبت نما، تا از آنان ایمن باشی، و آنها از تو ایمن شوند.
18- بر تو باد به دوری از آمیزش با بدان، زیرا که آنها همچون آتشی بوده که رسیدن آن به پوست می سوزاند.
19- بر تو باد به دوری از آمیزش جستجو کنندگان گناهان و یا عیوب مردم، زیرا که همراه آنها نیز از آنها سالم نخواهد ماند.
20- دوری نما از آنچه پروردگارت را خشمناک ساخته، و مردم را از تو برماند، پس هر که پروردگارش را خشمناک سازد خود را در معرض مرگ در آورده، و کسی که مردم را برماند از آزادگی جدا گشته است.
21- از پشت گردانیدن و بریدن از یکدیگر و ترک امر به معروف و نهی از منکر دوری نمائید. (از جمله وصایای آن حضرت است به امام حسین - علیه السلام -).
22- سزاوارتر کسی که دوست داری کسی است که تو را ترک نکند (یعنی همراه تو باشد).
23- درست ترین سلوک آنست که با مردم به چیزی معامله کنی که دوست داری با تو به همان گونه سلوک کنند.
24- نادرست ترین سلوک آنست که از مردم انتظار عدل و انصاف داشته باشی و خود با آنها به آن رفتار نکنی.
25- سزاوارترین کسی که تو او را دوست داری (یعنی باید آن را دوست داشته باشی) کسی است که سواد او برای تو و زیانش برای غیر توست (یعنی ضرر دنیا و آخرت به تو نرساند، و تو از او نفع مشاهده نکنی).
26- براستی نیکوترین زیّ و سلوک و هیئت آنست که تو را با مردم آمیزش داده که در میان آنها باشی نه در کنار، و تو را در میان آنها زیبا گرداند، و زبانهایشان را از تو باز دارد.
27- رغبت به سوی خود را بجای محرومیت نسبت به خود بپادار، (یعنی چنان کن که مردم نسبت به تو امیدوار باشند نه ناامید).
28- مرد فرزند زمان خویش است (یعنی تا حدی که خلاف شرعی نشود باید با اهل روزگار بسازد و همرنگ آنها شود، و یا آنکه مراد حضرت این باشد که مردم ابن الوقتند، باید در معارضات و درگیریها خیلی فکر کند که روزی مردم این طرفند و روز دیگر همج رعاء اتباع کل ناعق یمیلون مع کل ریح به هر طرف باد بوزد آن طرف خواهند رفت، بنابراین نباید گول خورد).
29- به نیکوئی معاشرت دوستی پایدار خواهد ماند.
30- به نیکوئی معاشرت رفیقان به یکدیگر انس می گیرند.
31- به نیکوئی معاشرت پیوند یا مصاحبت و دوستی پایدار خواهد ماند.
32- بد معاشریست کینه ور (چون مصونیّت از شرّ او در غایت سختی است).
33- حسن آمیزش و نیکوئی معاشرت دوستی را پایدار کند.
34- با مردم با اخلاق آنها آمیزش نموده، و در کردارها از آنان جدا شوید (یعنی هرگاه آنها را در اعمال منحرف دیدید کاری کنید که به حسب ظاهر با آنها موافق بوده، اما در حقیقت عمل شما غیر آنها باشد، از باب نمونه عمل علی بن یقطین روشنگر گفتار آن بزرگوار است).
35- با مردم نوعی سلوک و آمیزش کنید که اگر بمیرد بر شما گریه کرده، و اگر غایب شوید مشتاق شما و در انتظار آمدن شما باشند.
36- با مردم با زبانها و بدنهایتان آمیزش نموده (ممکن است مراد حضرت مخالفین باشد که در اعتقادات و اعمال با ما مخالفت دارند و یا مطلق مردم است که در اعتقاد و اعمال ناجورند) و به دلها و اعمالتان از آنها جدا شوید.
37- بسا آمیزش کننده ای که غیر دوست باشد (بنابراین باید آدمی در سلوک خیلی مواظبت کرده، اسرار را پنهان نموده، با او عمل دوست نداشته باشد).
38- در نزد امتحان مرد گرامی شده یا خوار می شود (یعنی تا انسان آزمایش نشود در فراخی و تنگی، در سختی و نعمت، خوبی و بدی او معلوم نمی گردد و یا آدمی باید اول امتحان شود آنگاه گرامی گشته و یا خوار گردد).
39- با اهل فضل معاشرت نما با نیکبخت و هوشیار (و یا نجیب) شوی.
40- آبادی دلها در آمیزش صاحبان عقلهاست.
41- بریدن از جاهل برابری می کند با پیوند عاقل.
42- بریدن عاقل از تو بعد از فانی شدن (و یا روان شدن چاره) است در تو (یعنی چاره دیگر ندارد که از تو بریده و گرنه اگر راهی داشت نمی برید).
43- با مردم (اهل سنّت یا مطلق مردم) با خوی و خصلتهای ایشان نزدیک شو، با ضررها و مصائب آنان ایمن گردی.
44- بسیاری آشنایان رنج و محنت، و آمیزش با مردم فتنه است (زیرا هر کسی نمی تواند از عهده وظیفه حقوقی اجتماعی بر آید).
45- هر که آمیزش او بسیار باشد اعتماد و یا خویشتن داریش کم خواهد بود (زیرا علی ایّ حال گرفتار مصیبت می شود، و یا اگر مراد تقیه باشد اسرارش فاش خواهد گردید، چون با آمیزش بسیار تقیه بر دو معنی محقق نگردد).
46- هر که با مردم آمیزش کند مکر آنان به او خواهد رسید.
47- هر که با مردم معاشرت و آمیزش کند پارسائی او کم خواهد شد.
48- هر که معاشرت او نیکو باشد برادرانش بسیار گردند.
49- هر که با مردم به مسامحه (به گونه ای که نسبت به آنها خورده گیری نکند) رفتار کند از صحبت و همراهی آنان بهره مند گردد.
50- هر که زندگانی او به تو نفعی نرساند (چه دنیوی و چه اخروی) او را از مردگان بشمار آور (و او را مرده انگار کن).
51- معاشرت را نیکو گردان، و بر سختی شکیبا باش، و با توانائی انصاف را بکار بر.
52- برای مردم خوشنود باش نسبت به آنچه برای نفس خود خوشنود می باشی تا اینکه مسلمان باشی.

شیفته

1- (این فراز از فرازهای خطبه / 108 نهج البلاغه است که درباره کسی که عاشق چیزیست فرموده: هر که عاشق چیزی شود چشمش را کور ساخته دلش را بیمار، و با چشم معیوب نظر کند، و با گوش ناشنوا بشنود) در حقیقت شهوات و خواهشها عقلش را دریده، و قلب و دلش را میرانده، نفسش را بر آن شیفته نموده است.

استمداد از خدا

1- هر که به خدا چنگ زند خداوند او را نجات دهد.
2- هر که به خدا چنگ زند هیچ شیطانی (چه انسانی و یا جنی بلکه حیوانی) او را زیان نخواهد رسانید.
3- هر که (به ذیل عنایت الهی) چنگ زند غالب شود مطلب او (یعنی به مقصود رسد).
4- نفس خود را در همه کارها به سوی خدایت پناه محکمی پناه می دهی.
5- در همه احوالت به خدا چنگ زن، زیرا تو چنگ می زنی از او سبحانه به منع کننده غالب، (که همه بلاها و آفت را از تو منع نماید).
6- بر تو باد به چنگ زدن به خدا در تمام امورت، زیرا که آن نگهداری از هر چیزی خواهد بود.