فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

شناسائی

1- شناسائی حیرانی و خالی بودن از آن شبکوری است (یعنی کسی که بخواهد خدا را بطور کامل بشناسد جز حیرت به دست نیاورد چنانکه بی معرفتی نیز شبکوری و ضلالت خواهد بود.
2- افزونترین معرفت شناسائی انسان است نفس خود را، (زیرا که با این معرفت به بسیاری از احوال مبدأ و معاد می توان پی برد، و در نتیجه عامل به وظیفه خواهد شد).
3- بیشترین مردم از نظر شناخت نفس ترسناکترین آنهاست نسبت به پروردگارش (چون ترس متفرع بر شناخت بوده هر چه شناخت بیشتر گردید خوف از خدا بیشتر خواهد بود).
4- عارفترین مردم به زمان کسی است که از حوادث آن تعجب نکند (زیرا می داند رسم روزگار چنین است: ترقیات، تنزلات، ستمکاریها، انقلاب دولتها، تنهائی، یاران بسیار و ...).
5- شناسائی (خدا و یا هر چه دانستن آن رجحان دارد) روشنائی دل است.
6- شناسائی پیروزی یافتن به پاکی و تنزّه از معاصی و صفات و ملکات رذیله است.
7- شناسائی دلیل برتری و یا زیرکی است.
8- ثمره شناخت (و معرفت الهی) دل کندن از سرای ناپایدار است.
9- بسا معرفتی که به گمراه کردنی بکشاند (مثل اینکه به آن عمل نشود که جهل بهتر از آن باشد، و یا طرف قابلیت و استعداد آن را ندارد مانند بعض مسائل فلسفی و اعتقادی که هر کسی نتواند به دنبال آن رود).
10- (از جمله دلایل خداشناسی این است) خدای سبحان شناخته می شود به فسخ عزیمت ها (یعنی زیاد شده که آدمی تصمیم بر کاری می گیرد آنگاه خود بخود رأی عوض می شود معلوم می شود نیروی دیگری در کار است که بدون اراده انسان عزم را عوض می کند) و وا شدن گره ها و گشودن سختی و بلا و گرفتاری از کسی که نیت را برای او (خدا) خالص گرداند.
11- غرض و پایان معرفت (الهی) ترس از خداست.
12- نهایت معرفت و شناسائی خدا آنست که انسان نفسش را بشناسد.
13- برای معرفت و شناسائی مرد (انسان) کفایت می کند اینکه نفس خویش را بشناسد.
14- آنچه معرفت به آن آبستن می شود (یا آدمی به معرفت آبستن می گردد) مدارسه علم است (یعنی مذاکره و مباحثه آنست).
15- هر که معرفت او صحیح باشد نفس و همت او از جهان فانی برگردد.
16- معرفت عالم، دینی است که خدا به آن عبادت می شود، بسبب آن آدمی در حیات خود طاعت و بندگی و بعد از وفاتش حکایت نیکو را (که او را به خوبی یاد کنند) کسب می نماید.
17- اندک معرفت موجب بی رغبتی در دنیا می شود (و یا سلب فساد عمل خواهد شد چون معرفت ناقص است).
18- ملاقات اهل معرفت عمارت دلها و فائده بردن حکمت (علم راست و درست) است.
19- کسی که دانا باشد (از محرمّات باز ایستد).
20- برای کسی که خدای سبحان را شناخته سزاوارترین است که رغبت کند در آنچه در نزد اوست.
21- هر که خدای سبحان را بشناسد هرگز بدبخت نشود.
22- هر که بر رأی و قیاس (طبق نظر خود بدون نظر به قرآن و سنّت و دلیل های قطعی عقلی) در شناخت خدا اعتماد نماید گمراه گشته و بر او امور پراکنده شده (که قدرت تشخیص نخواهد داشت فکرش او را به هر راه و احتمالاتی سوق دهد).
23- معرفت خدای سبحان برترین معارف است.
24- برای کسی که خدای سبحان را می شناسد سزاوار است که دلش از امید به خدا و ترس او خالی نباشد.
25- هر که خدا را شناخت تنهائی را (جهت سلامت نفس و مناجات با خدا) اختیار کند.
26- هر که خدا را بشناسد معرفت او کامل باشد (زیرا سایر معرفت ها منوط بر معرفت خداست).

عارف

1- هر عارفی غمناک است.
2- هر عارفی ناخوش دارنده (دنیا) است.
3- چگونه عارف به غیر خویش است کسی که نفس خود را نمی شناسد؟!
4- عارف کسی است که نفس خود را بشناسد پس آن را آزاد سازد، و آن را از هر چه آن را دور می کند و نابود می گرداند پاک بماند.
5- صاحب معرفت و دانش روی شکفته خندان، و دلش ترسناک اندوهگین است.

عزت

1- هر که به وسیله خدا عزیز گردد هیچ سلطنتی و هیچ سلطانی او را خوار نخواهد ساخت.
2- هر که به غیر خدا عزیز شود (و عزت از غیر خدا خواهد) ذلیل خواهد گردید.
3- هر که به غیر حق طلب عزت نماید عزت او را هلاک گرداند.
4- هر که به غیر حق طلب عزتی کند (یا از راه باطلی و یا از راه خدا) ذلیل خواهد شد.
5- هر که به غیر حق (و از راه غیر حقی) عزیز گردد خداوند او را به وسیله حق خوار گرداند.
6- نیست عزتی مگر به فرمانبرداری (از خدا و رسول و امام).
7- عزیز کسی است که به وسیله اطاعت و فرمانبرداری خدا عزیز شده باشد.
8- هرگاه طالب عزّتی پس آن را در اطاعت خدا طلب نما.
9- عزیز نخواهد گشت کسی که همسایگانش خوار باشند. (مرحوم خوانساری فرموده: کسی که همسایگانش را خوار کند).
10- عزّت دریافتن انتقام است (یعنی همین که به این قدرت رسید و انتقام نگرفت به عزّت رسیده است).
11- هر عزّتی که دین آن را تأیید ننماید خواریست.