فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

پند گرفتن

1- پند گیر تا باز ایستی.
2- پند گیر تا قانع گردی.
3- از کسانی که پیش از شما بودند پند گیرید، قبل از آنکه جمعی که بعد از شما آیند از شما پند گیرند.
4- به عبرت ها پند گرفته، و به گردشها و تغیّرات یا مصیبت ها عبرت گیرید، و سودمند گردید به بیم و ترس ها.
5- کجا هستند عمالقه و پسران عمالقه؟! (آنها افرادی بودند قوی هیکل زورمند از فرزندان عملیق که از نواده های حضرت نوح می باشند یعنی باید از هلاکت و نابودی آنها عبرت گرفت).
6- کجا هستند متکبران و پسران متکبران که از آنها نام و نشانی نیست؟!
7- کجایند اهل شهرهای رسّ آنانکه پیمبران را کشته و نور فرستادگان خدا را خاموش نمودند؟! (اصحاب رس جمعیتی بودند که درخت صنوبر را می پرستیدند، و برای خود دوازده شهر داشتند بنام فروردین، و اردیبهشت و... که در هر کدام از شهرها صنوبرها، و در شهر بزرگ خود اسفندار جمع شده آنجا مرکز عبادت و پایتخت سلطان بوده، در کنار درخت صنوبر بزرگ جمع شده قربانی ها و نذورات داشتند شیطان در میان درخت رفته با آنها صحبت می کرد، و به طور خلاصه بی بند و باری را از حد گذرانده بودند خداوند پیامبری را فرستاد آنها را نصیحت کرد انذار نمود گوش نکردند تا همت گماردند و آن پیامبر عزیز را در چاه زنده به گور کردند، خداوند بر آنها غضب نمود، و به بدترین عذاب آنها را نابود ساخت، این بود خلاصه ای از آن، طالبین می توانند به کتاب بحارالانوار و حیوة القلوب جلد اول در حالات اصحاب رس مفصل آن را مطالعه کنند).
8- کجا رفتند آنان که لشکرها کشیدند و شهرها ساختند؟!
9- کجا هستند آن کسانی که گفتند: کیست از ما سخت تر از نظر قوّت و زور، و عظیمتر از نظر کثرت و جمعیّت؟!
10- کجایند آنانکه نیکوتر بودند به حسب آثار، و عادلتر از نظر کردار، و بزرگتر از نظر پادشاهی؟
11- کجا هستند آنان که سپاهیان را شکست داده، و با هزاران نیروی انسانی سیر می گردند؟!
12- کجا رفتند آنان که مملکت ها را محکم بنا نهادند، و راهها را گسترانیدند، و به فریاد مظلوم بیچاره رسیده، و مهمانان را پذیرائی نمودند؟!
13- کجاست آنکه کوشید و بذل طاقت نمود، و آماده گردانید و چیزی از جد و جهد را وانگذاشت؟!
14- کجاست آنکه بنا نمود و محکم کرد، و فرش کرد و گسترانید و جمع کرد و آماده ساخت؟!
15- کجاست کسری (به فتح و کسر لقب جمعی از پادشاهان فرس بوده معّرب خسرو است که آنها را کاسره گویند آخرشان یزدجرد است) و قیصر (لقب پادشاهان روم است) و تبّع (لقب پادشاهان یمن است) و حمیر (پدر قبیله ای از یمن است)؟!
16- کجاست آنکه ذخیره کرد و جمع نمود، و مال را بروی مال فراهم آورد پس مالش بسیار شد؟!.
17- کجاست آنکه حصار ساخت و محکم گردانید، و طلاکاری نمود یا آرایش کرد و زینت نمود؟!.
18- کجاست کسی که جمع کرد پس مالش بسیار شد، و ذخیره کرد و فرا گرفت، و از برای فرزند خود عاقبت اندیشی کرد؟!
19- کجاست آنکه از شما درازتر بود از نظر عمر و بزرگتر بود به حسب آثار؟!
20- کجاست کسی که آماده کرد عددی را و برای خود قشونهائی تهیه نمود، و یاری یا بیشتر کرد لشکرها را و بزرگ گردانید اثرها را؟!
21- کجایند پادشاهان و کسری ها؟!
22- کجا هستند اولاد اصفر (پادشاهان روم بودند و جدّشان اصفر بن روم بود، و بعضی گفته اند که چون لشکری از حبشه بر آنان غلبه کرد زنان آبستن شدند، فرزندانی از آنها پدید آمد زرد رنگ به همین جهت آنها را (بنو اصفر) گفتند و فرعونیان (پادشاهان مصر)؟!
23- کجایند کسانی که از دنیا اطراف آن را مالک شدند؟
24- کجایند کسانی که دشمنان خود را خوار گردانیده، و پیشانیها و نواصی و زلف آنها را مالک شدند؟ (یعنی بر آنها مسلط گردیدند)؟!
25- کجا هستند کسانی که امت ها بر ایشان فروتنی نمودند؟!
26- کجا رفتند کسانی که از دنیا به نهایت های همت ها رسیدند؟!
27- براستی که برای باقی ماندگان از گذشتگان پند گرفتنی است.
28- براستی که برای آخر بسبب اول باز ایستادن (یا محل باز ایستادن است).
29- براستی که رفتن روندگان هر آینه پندی است برای جمعیّت باز ماند.
30- عبرت گرفتن (از گذشت زمان و عاقبت حال ستمکاران و معصیت کاران و امثال آنها) مثمر عصمت است.
31- روزگار به تو عبرت و پندها را ارائه می دهد.
32- عبرت گرفتن مفید راه یافتن (و یا رسیدن به مقصود است).
33- هرگاه خداوند بنده ای را دوست دارد او را با عبرت ها پند دهد (یعنی او را از خواب بیدار ساخته که از تغییرات و تحولات عبرت گیرد.
34- برای شما از آثار گذشتگان قبل از شما عبرت هائی به یادگار گذاشته شده (مانند بناهای عظیم، کاخها، باغ و بستانها، کتابها، و هزاران اثر خوب و بد دیگر) تا بوسیله آنها پند گرفته و عبرت گیرید.
35- عبرت گرفتن دائمی آدمی را بسوی بینائی کشانده، و مثمر باز ایستادن از بدی هاست.
36- ذمه من به آنچه می گویم در گرو است، و من به آن ضامنم (یعنی در گفتارم شکی نیست) براستی کسی که عبرت ها او را از آنچه در پیش روی اوست عقوبت ها و نکالها بیدار و هویدا سازد، تقوا او را از افتادن در شبهه ها منع نماید (چه رسد به ارتکاب حرامها).
37- آنچه را که از حق گذشته (مانند حالات انبیاء و اولیاء و اصفیاء و ملوک و جبابره و فراعنه و معصیت کاران که در حقیقت آنها شکی نیست) تصدیق کن، و از آنچه از دنیا گذشته عبرت گیر، زیرا که بعض دیگر است، و آخر آن به اول آن لاحق می شود (یعنی احوال دنیا متشابه خواهد بود).
38- عبرت طولانی گرفتن (آدمی را) بر احتیاط و پشت محکم نمودن وادار می سازد.
39- در هر نگاهی عبرتی است (تا چه کسی از آن عبرت گیرد).
40- در هر عبرت گرفتنی بینائی است.
41- در از پی در آمدن روزها و گردش آن عبرت یا محل عبرتی است برای خلائق.
42- پیروزی یافته کسی که شیوه او عبرت گرفتن، و خوی او پشت قوی کردن (و احتیاط و دوراندیشی) است.
43- در حقیقت عبرت گرفته کسی که (از منهیات و از دنیا) باز ایستاده است.
44- در حقیقت به باقی و به آنچه آید عبرت گیرد کسی که به گذشته عبرت گرفته است.
45- هر روزی ترا عبرت بخشد اگر آن را با فکر همراه سازی.
46- برای عبرت گرفتن صاحبان خرد کفایت می کند آنچه را شناخته و دانسته اند.
47- (این فراز تتمه کلامی است از خطبه / 20 نهج البلاغه که درباره مرگ می فرماید بحق برای شما می گویم:) هر آینه عبرتها برای شما آشکار گردیده، و شما از آنچه نهی شده است منع گشته اید، و از جانب خدا بعد از رسول خدا (جبرئیل) مانند ترسانندگان (پیمبران و خلفاء او) (قوانین را) نرسانده است (و یا از جانب خدا بعد از فرستادگان آسمانی مگر بشر (پیامبران و امامان تبلیغ نکرده است. بنابراین جای عذری برای شما باقی نیست و انتظار بیشتری نداشته باشد که از جانب خدا فرشتگانی برای هدایتتان نازل شوند).
48- اگر به آنچه از گذشته عمرت عبرت می گرفتی (که سودی از آن نبردی بلکه در زیان بسر بردی) هر آینه آنچه را (که از آن) باقی مانده حفظ می کردی.
49- هر که عبرت گیرد (از ستم و آنچه وسیله عبرت دیگران شود) دوری کند.
50- هر که عبرت گرفتن او بسیار باشد لغزش او کم باشد.
51- هر که به تغییرات روزگار عبرت گیرد از (ظلم و ستم) غیر خود دوری نماید.
52- هر که به غیر خود عبرت نگیرد (چنانکه اهل عبرت از اهل زمان خود و از پیشینیان عبرت گیرند) برای نفس خود قوی پشت نشود (یعنی چنین فردی از احتیاط بدور است).
53- هر که به عبرتها پند گیرد (از ظلم و گناه) باز ایستد.
54- هر که به تغیرات روزگار عبرت نگیرد، به سرزنش (از رفتار و کردارش) باز نایستد.
55- هر که از حوادث روزگار عبرت گیرد به آشتی زمان اعتماد نکند (چون می داند روزی با او در ستیز خواهد شد).
56- هر که عبرت را شناخت گویا در میان پیشینیان زندگی کرده (و از خوب و بد آنان بهره مند گردیده) است.
57- هر که به تغییرات و حوادث دنیا عبرت نگیرد موعظه ها در او سودمند نگردد.
58- هر که در کارها تفکر و تدبر نماید بر مصداقهای آنها واقف خواهد گردید (که آیا حقیقت دارد یا نه؟ خوبست یا بد؟ مفید است یا مضرّ؟ رضایت خدا در آن هست یا نیست؟ سعادت بخش است و یا بدبخت کننده می باشد؟).
59- هر که به حوادث دنیا (و تغییرات آن) عبرت گیرد طعمها از او کم گردد.
60- چه چیز عبرت را بسیار و عبرت گرفتن را کم نموده است.
61- عبرتی نیست برای کسی که باز ایستادنی برای او نیست.
62- عبرت گرفتن (آدمی را) بسوی راه صواب خواهد کشانید.

سرزنش کردن

1- گله گذاری حیات دوستی است (زیرا زمانی که انسان از دوست خود خطائی دید و به او گفت دیگر مرتکب آن نخواهد شد تا سبب قطع دوستی گردد، ولی اگر نگوید کم کم تکرار می شود سبب قطع رابطه دوستی خواهد گردید).
2- بسیاری عتاب و سرزنش شک و تهمت را اعلام می نماید.
3- سرزنش نخواهد شد کسی که طلب در گذشتن از گناه نماید (و یا راضی نشده هر که گناه را بپوشاند).
4- نادان و یا کم عقل را سرزنش مکن پس دشمن تو گردد، و عاقل را عتاب نما تا تو را دوست دارد (البته چنین عملی در صورتی است که شرعاً و عقلاً سرزنش سزاوار باشد، و ممکن است به معنای گله گذاری باشد).
5- هرگز ملامت را بسیار مکن زیرا که آن مورث کینه گشته به دشمنی دعوت نماید، و طلب کن خوشنودی کسی را که امیدوار خوشنود گردانیدن او هستی (یعنی وسیله خوشنودی او را فراهم ساز).
6- هرگاه عتاب و سرزنش کنی پس باقی بگذار (یعنی در سرزنش مبالغه نکن و راه آشتی را باقی بگذار).

آزاد کردن

1- هرگاه مالک (بنده ای) شدی آزاد کن (چون آزاد کردن بنده پاداش بسیار دارد).