فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

گمان

1- گمان مؤمن کهانت است (ممکن است نهی از گمان باشد چنانکه از کهانت نهی شده چنانکه ممکن است تعریف ظنّ مؤمن باشد که همچون کهانت پی به مطالب سرّی می برد و یک نوع فراست و غیبگوئی است).
2- گمان مرد به اندازه عقل اوست (هر اندازه عقل زیاد باشد گمان مستقیم تر است).
3- گمان انسان ترازوی عقل اوست، و کردار او راستگوترین گواه است بر اصل و نژاد او.
4- گمان صاحبان عقل و خردها نزدیکترین چیز به صواب و درستی است.
5- هر که گمانش نیکو باشد (و به مردم زمان خود حسن ظن داشته باشد در تمام کارهایش اهتمام نورزیده و) اهمال کند.
6- کسی که گمانش بد باشد (در کارها اهتمام ورزد) تأمل نماید.
7- هر که گمان او (به خدایا به مردم) نیکو باشد نیت او نیکو باشد.
8- هر که گمانش (نسبت به خدا یا به مردم) بد باشد باطن او بد باشد (شاید بتوان میان این دو دسته از روایات جمع کرد که مراد از این دو روایت بالا این باشد در معاملات و امور اجتماعی و سیاسی نباید خوش باور بود که به هر کس اعتماد نمود و مراد از این دو روایت این است که اگر کسی عملی را از کسی دید و یا با کسی برخوردی نمود به نظر خود چیزی بر خلاف مشاهده کرد که بتوان آن را حمل بر صحت کرد، باید حمل کرد و سوءظن نباید داشت مگر آنکه برای انسان علم پیدا شود که قابل حمل نباشد).
9- هر که گمانش بد باشد خیال یا نیت او بد خواهد بود.
10- هر که نسبت به تو گمان خیری را داشته باشد پس گمانش را تصدیق نما (یعنی طبق گمانش عمل کن اگر امید احسان دارد احسان کند و...).
11- هر که بدگمانی نسبت به برادرش را تکذیب نماید (و طبق آن عمل ننماید) صاحب دوستی یا عهد و پیمان صحیح و دل راحتی خواهد بود.
12- هر که گمانهای او بد باشد به خیانت کسی که خیانت به او نمی کند معتقد خواهد شد (آری در عین حال اعتماد بر کسی که امانت او ثابت نیست نباید نمود و لذا روایاتی هم در این زمینه وارد گردیده است).
13- هر که بد گمان باشد به کسی که خیانت نمی کند خوش گمان باشد به آنچه نباشد (یا به کسی که چنین نیست یعنی خیانتکار است).
14- هر که گمانش را نیکو نگرداند از هر فردی وحشت خواهد نمود.
15- اندک گمان (در عقائد) شک است (یعنی باید آدمی در عقائد یقین حاصل کند و ممکن است به معنای تهمت باشد).
16- به خدا سوگند خداوند سبحان مؤمنی را بعد از ایمان عذاب ننماید مگر به سبب بدگمانی او (به خدا و یا به مردم نیز) و بدی خلق و خوی او.
17- هرگز به سبب کلمه ای که از کسی سر زند گمان بد مبر، در صورتی که برای آن در خیر احتمالی بیابی، (یعنی همین که راه حمل بر صحّت باز باشد گمان بد برد).
18- هیچ دینی برای بد گمان نیست.
19- بنده ای گمان به خدای سبحان را نیکو نمی کند مگر آنکه خدای سبحان مگر آنکه خدای سبحان در نزد نیکوئی گمان اوست به او (یعنی خداوند مطابق گمان نیک بنده به او عمل خواهد نمود).
20- هر که گمانش به مردم نیکو باشد از مردم دوستی را جمع کند (و همه مردم او را دوست دارند).
21- بدگمانی به احسان کننده بدترین گناه و زشت ترین ستم است.
22- بدگمانی به کسی که خیانت نمی نماید از پستی مرتبه است.
23- بدگمانی کارها را فاسد نموده و آدمی را) بر بدیها بر می انگیزاند.
24- بدگمانی رفیق و همراه خود را هلاک گردانده و دوری کننده از او را راستگار کند.
25- هر که بر او سوءظن غلبه کند میان او و میان دوست صلحی باقی نخواهد گذاشت.
26- حسن ظنّ اندوه را سبک گردانیده، و از پیروزی و به گردن گرفتن گناه رستگاری بخشد.
27- حسن ظن از بهترین خصلتها، و افزونترین بهره هاست.
28- نیکوئی گمان معده به خدای سبحان به اندازه امید اوست به خدا (یعنی هر اندازه امیدش بیشتر باشد حسن ظنش به خدا بیشتر خواهد بود).
29- حسن ظنّ از افزونترین خصلتها، و بزرگترین بخشیده و عطاهاست.
30- حسن ظنّ (به خدا) آنست که عمل را خالص گردانیده، و از خدا امید عفو از لغزشها را داشته باشی.
31- هر که نیکو باشد گمان او پیروزی یابد به بهشت.
32- هر که گمانش به خدا نیکو باشد به بهشت پیروزی یابد.
33- دوری نما از اینکه بد گردانی گمان را، زیرا که بدگمانی عبادت را فاسد نموده، و گناه را بزرگ می دارد.
34- گمان اضطراب است (تردیدی که یک طرف آن بچرخد ظن و گمان خواهد بود، و اگر طرفین تردید مساوی باشد شک به حساب آید، و اگر یک طرف ضعیف باشد وهم خواهد بود و اگر هیچ تردیدی نباشد یقین محسوب گردد).
35- گمان درست از خصلتهای صاحبان خرد است.
36- گمان خطا رفته، و یقین درست می رود و خطا نخواهد کرد، (غرض آنست که آدمی باید در اعتقادات و امور دیگر خود تحصیل یقین نموده و به شک و گمان اکتفاء ننماید).
37- آفت دین بدگمانی است.
38- هرگاه صلاح بر زمان و بر اهل روزگار غالب شود، آنگاه مردی نسبت به مرد دیگر که از آن بدی آشکار نگردیده بد گمان شود، پس در حقیقت ستم نموده و از حد تجاوز کرده است.
39- هرگاه فساد بر زمان و اهل روزگار غالب گردد، آنگاه مردی به مرد دیگر گمان نیک داشته باشد خود را در معرض هلاکت انداخته است.
40- نیکوئی گمان راحت دل، و سلامت دین است (یعنی سبب آنها خواهد شد).
41- نیست ایمانی با بدگمانی.
42- گمان درست یکی از دو راه درست راه رفتن است.
43- ترس و آز و بخیلی صفات بدی هستند که بدگمانی به خدای سبحان آن را جمع خواهد کرد.

معاونت

1- خوب کمکی است معاونت (دیگران).

احتیاط

1- خوب دور اندیشی است (در هر کاری) احتیاط و پشت قوی نمودن.
2- افزونترین نیرو احتیاط است.
3- هر که به خدا قوی پشت گردد (و توکلش بر خدا باشد) قهر او (دیگران را) عاجز کند.
4- گاهی احتیاط کننده در کارها و دور اندیش رسیده می شود (یعنی چنان نیست که همیشه به مقصود رسید).