فهرست کتاب


گفتار امیرالمؤمنین علی (ع) جلد دوّم همراه با ترجمه فارسی هدایة العلم و غررالحکم

سید حسین شیخ الاسلامی

ستمگر

1- ستمکارترین مردم کسی است که روش ستم را پایه گذاری کرده، و روش داد را محو و نابود سازد (که از قبیل من سنّ سنّة حسنة یا من سنّ سنة سیئة فله کذا باشد، و یا به راه جور و ستم رود و راه عدل را محو نماید).
2- ستمگر ملامت شده است (یعنی مستحق سرزنش خواهد بود (یعنی یا فیض الهی از او گرفته می شود و یا کارهای نیکش).
5- برای هر ستمگری انتقامی است (هم در دنیا و هم در آخرت).
6- برای هر ستمکاری عقوبتی است که از او تجاوز ننماید و برو افتادنی خواهد بود که از او در نگذرد.
7- برای ستمگر انتقامی است (چه در دنیا و چه در آخرت).
8- برای ظالم در دست او دندان گرفتنی است (در روز قیامت چنانکه خدا فرموده: یوم یعضّ الظالم علی یدیّه.
9- برای ستمگر از مردان سه نشانه است: بر مافوق خود بسبب نافرمانی، و به مادون خویش بوسیله غلبه کردن ستم می کند، و قوم ظلمه (ستمگران) را یاری می نماید و پشتیبان گردد.
10- کسی که ظلم کند (بر او) ستم شود.
11- هر که ستم کند کار خویش را تباه ساخته است.
12- هر که ظلم کند عمر خود را بشکند (و عمرش کوتاه گردد).
13- هر که ستم کند ظلمش او را هلاک نماید.
14- هر که ظلم کند ستمش او را برو در اندازد (و او را هلاک نماید).
15- هر که ستم کند بسر افتادنش عظیم باشد.
16- هر که ستم کند و یا سرکشی و طغیان نماید در هلاکت او تعجیل شود.
17- هر که ستم کند ستمش او را هلاک نماید.
18- هر که ستم کند عمرش شکسته شود.
19- هر که به بندگان خدا ستم نماید خداوند خصم او خواهد بود نه بندگانش (و یا آنکه غیر از بندگانش خدا هم خصم او باشد و در نهج البلاغه / نامه 53 آن حضرت به مالک اشتر این فراز نقل شده آنگاه می فرماید: و من خاصمه اللّه أدحض حجّته و هر که خداوند خصم او باشد حجت و دلیل او را باطل سازد).
20- هر که به بندگان ستم نماید خداوند خصم او خواهد بود.
21- هر که ستم نماید عمرش شکسته شده و ظلمش او را به هلاکت رساند.
22- هر که به ستم عمل نماید خداوند هلاکت او را تعجیل نماید.
23- هر که راه روشن ظلم را سوار شود (و بر مردم ستم نماید) روزگارش ناخوش شود (و نباید انتظار خوشی از زندگانی داشته باشد).
24- چه چیز انتقام و عقوبت را به ستم کننده نزدیک کرده است (یعنی چه نزدیک است به او).
25- چه چیز عقاب و عذاب ظالمی را بزرگ کرده است (یعنی چه بزرگ است عقاب آن).
26- چه اندازه بزرگ است و زر (و وبال) کسی که ستم نموده و تجاوز از حد کند و تکبر نماید و طغیان کند.
27- ستم نکرده (و نمی کند) هر که از افتادن (در عقوبت و یا از جهنم که جایگاه افتادن است) می ترسد.
28- چه دور است (این فکر) که ستمگر از عذاب دردناک خدا و خشمهای بزرگ او نجات یابد.
29- (این فراز اول است از خطبه مفصل / 96 نهج البلاغه) و اگر خداوند تعالی ستمگر را مهلت دهد هرگز باز خواست او از فوت نخواهد گردید (روزی به حسابش خواهد رسید) و خدا برای او بر گذرگاه آب دهن او در کمینگاه خواهد بود (یعنی هر زمان که مصلحت و حکمت اقتضا کند او را نابود خواهد ساخت چند صباحی به او مهلت می دهد تا هر چه خواهد بکند).
30- تجاوزگر مخالف و دشمن او بسیار است.
31- برای ستمگر یا سرکش و متکبر برو در افتادنی است.
32- کسی که سرکشی یا ستم نماید شکسته شود.
33- وای برای ستمگران و سرکشان از حکم کننده ترین حکم کنندگان و دانای آنچه در خاطر گیرد در خاطر گیرندگان.
34- ستمکار دشمن داشته شده مذموم است گرچه از ستمش به نکوهشگر چیزی نرسیده باشد و دادگر برخلاف این است.
35- ستمکارترین مردم کسی است که ستم خود را عدلی از خود بحساب آورد (یعنی ستم کند و بگوید عدل است).
36- دولت ستمگر از اموریست که بقا و ثبات ندارد.
37- خیری در حکم جور کننده نیست.
38- ستمگر، از حدّ گذرنده منتظر یکی از دو عذاب است (عذاب دنیوی و اخروی).

ستمدیده

1- از نفرین مظلوم بترسید، زیرا که از خدا حقش را می طلبد، و خدای سبحان گرامی تر از آنست که حقی از او خواسته شود مگر اینکه اجابت نماید.
2- براستی که نفرین ستمدیده در نزد خدای سبحانه مستجاب است، چونکه حق خود را طلب می نماید، و خداوند متعال عادلتر از این است که حق صاحب حقی را ندهد.
3- هرگاه مظلومی را دیدی پس او را علیه ظالم یاری نما.
4- حق مظلومان که به ظلم برده شده خداوند سبحان آن را (روی مصلحت) مهلت داده و وا نمی گذارد آن را (یعنی در آخرت هم شده آن را تلافی خواهد نمود).
5- گاهی ستمدیده یاری شود (چه در دنیا و چه در آخرت).
6- برای مظلوم یار، و برای ظالم دشمن باش (یعنی همیشه از حق دفاع کن).
7- هر که حق مظلومی را از نستاند (در صورت قدرت) گناهانش بزرگ باشد.
8- هر که از ستمگر بازخواست مظلوم نکند، خداوند توانائی او را از او بگیرد.
9- چه چیز نصرت و یاری را به ستمدیده نزدیک ساخته است (یعنی چه نزدیک است نصرت به او).
10- ستمدیده بدون یاور انتقام نخواهد کشید (یعنی نمی تواند بنابراین کسی از او واهمه ندارد، علّامه خوانساری فرمود: غرض بیان عذر خود آن حضرت است از انتقام نکشیدن از آنان که ظلم در حق او - صلوات اللّه و سلامه علیه - کردند).
11- روز مظلوم بر ظالم (روزیست که خداوند باز خواست ظلم را از ظالم کند) سخت تر از روز ظالم است بر مظلوم (چونکه این چند صباحی است که می گذرد و آن روز طولانی و روز انتقام است).
12- مظلوم انتظار پاداش را کشد.

دادخواهی

1- در ذخیره کردن مظلمه ها (برای آخرت و تلافی نکردن آن در دنیا) برطرف شدن قدرتهاست (یعنی سبب شود که آدمی از قدرت و منصب عزل گردد).
2- در مظلمه های بندگان است حساب ذخیره گناهان.