داستان دوستان جلد 4

نویسنده : محمد محمدی اشتهاردی

«185» رسولخدا(ص) در بازار

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
روزی رسولخدا(ص) به بازار مدینه آمد و عبور می کرد، چشمش به طعامی (مانند نخود) افتاد، دید بسیار پاکیزه و مرغوب است، پرسید قیمت این طعام ،چند است؟ در همین هنگام خداوند به او وحی کرد، دستت را داخل آن طعام کن و زیر آن را روبیاور، پیامبر(ص) چنین کرد، ناگاه دید زیر آن، پست و نامرغوب است، به آن بازاری رو کرد، و فرمود:
ما اراک الا و قد جمعت خیانة و غشا للمسلمین.
:«تو را نمی نگرم مگر اینکه خیانت و نیرنگ به مسلمین را در اینجا جمع کرده ای.»
روز دیگر از بازار عبور کرد، طعامی در میان کیسه بزرگی دید، دستش را داخل آن نمود، دستش تر شد، دریافت که زیر طعام را آب زده اند و نمناک است، به فروشنده فرمود: این چه طعامی است که رویش خشک است و زیرش تر است؟
او عرض کرد: باران بر آن باریده است.
پیامبر(ص) فرمود: چرا آن قسمت تر را نشان مشتریان نداده ای تا بنگرند؟ من غشنا فلیس منا:«کسی که باما (و مسلمین) نیرنگ کند،

«186» رعایت حق همسایه

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
مردی به محضر امام صادق (ع) آمد و از همسایه خود شکایت کرد.
امام صادق (ع) در ضمن راهنمائی او درباره اهمیت مقام همسایه، و زشتی رعایت نکردن حق همسایه این داستان را نقل کرد و فرمود: بدانکه: مردی از انصار به حضور رسولخدا(ص) آمد و عرض کرد:
«من خانه ای در محل فلان قبیله، خریده ام، نزدیکترین همسایه ام کسی است که خیری از او به من نمی رسد، و از شر و آزار او، آسوده نیستم.» رسولخدا(ص) به علی (ع) و ابوذر و سلمان (و یک نفر دیگر که راوی می گوید بگمانم مقدار بود) دستور داد به مسجد بروند و با صدای بلند، فریاد بزنندکه: «لا ایمان لمن لم یا من جاره بوائقة». «هرکه همسایه اش آزار او آسوده نباشد، ایمان ندارد.»
آنها به مسجد رفته، سه بار با صدای بلند، این سخن را به گوش مردم رساندند. سپس با دست اشاره کرد که چهل خانه در چهار طرف همسایه هستند.

«187» آرایش شوهر برای همسر خود

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
حسن بن جهم می گوید: امام هفتم حضرت کاظم (ع) را دیدم، محاسن خود را رنگ کرده بود، و بسیار پاکیزه و تمیز عبور می کرد، به حضورش رفتم و پس از اسلام عرض کردم: «محاسن خود را رنگ کرده ای؟»
فرمود: هر گاه شوهر خود را تمیز و زیبا کند موجب حفظ عفت همسرش خواهد گردید، چه بسا زنانی بر اثر اینکه شوهرشان رعایت نظافت و پاکیزگی نمی کنند، به بی عفتی کشانده شده اند، از تو می پرسم: آیا دوست داری همسرت را مثل خودت در آن وقت که دعایت نظافت و زیبائی، نمی کنی بنگری؟
عرض کردم: نه.
فرمود: او نیز دوست ندارد که تو را کثیف و ژولیده بنگرد.
سپس فرمود:
«من اخلاق الانبیاء االتنظف و التطیب و حلق الشعر و کثرة الطروقة.
:«نظافت کردن،و استعمال بوی خوش، و زودون موهای زیاد بدن، و توجه بسیار به مسأله زناشوئی، از اخلاق پیامبران است.».