داستان دوستان جلد 4

نویسنده : محمد محمدی اشتهاردی

«169» سجده شکر برای مژده

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
رسولخدا(ص) سوار بر شتر، به جائی می رفت، ناگهان شتر را نگه داشت و از آن پیاده شد و پنج بار سجده کرد، سپس سوار بر شتر شده به راه خود ادامه داد.
حاضران پرسیدند: ای رسولخدا! این کاری را که انجام دادی بی سابقه بود، برای چه پنج سجده انجام دادی؟
پیامبر (ص) فرمود: جبرئیل با من ملاقات کرد و پنج مژده به من داد، من پیاده شدم و برای هریک از آن مژده ها یک سجده شکر بجا آوردم

«170» سجده شکر به یاد نعمت

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
هشام بن احمر می گوید: همراه امام کاظم (ع) در اطراف مدینه، سوار بر مرکب سیر می کردیم، ناگاه امام کاظم (ع)از بالای مرکب زانو خم کرد و به سجده افتاد، و مدتی طول داد و سپس سر بلند کرد و سوار بر مرکب خود شد .
عرض کردم: «قربانت گردم، سجده طولانی انجام دادی؟» فرمود:
اننی ذکرت نعمة انعم الله بها علی فاحببت ان اشکرربّی.
:«من هنگام سیر به یاد نعمتی افتادم که خداوند به من عطا فرموده است، دوست داشتم پرودگارم را به خاطر آن نعمت (با سجده) شکر کنم.»

«171» خوشا به حال مجاهدان و شهادت طلبان راه خدا

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در جنگ صفین که بین سپاه علی (ع) و سپاه معاویه در گرفت و هیجده ماه طول کشید، روزهای بسیار سخت وحشت انگیزی پیش آمد، در این روزها یکی از یاران علی (ع) بنام زیادبن نضرحارثی به همرزم خود« عبدالله بن بدیل» گفت: در روز بسیار سخت و دشواری قرار گرفته ایم، که هیچکس نمی تواند صبر و پایداری کند جز شخصی که قوی دل، پاک نیت، و پر صلابت باشد، سوگند به خدا گمان ندارم در چنین روز سختی کسی از ما یا دشمن در جبهه باقی بماند جز افراد فرومایه (یعنی افراد شجاع و پرمایه از طرفین کشته می شوند، ولی افراد ترسو، و کم مایه با فرار و گریز، خود را حفظ می کنند).
عبدالله به حضور علی (ع) رفته و همین سخن را به عرض آن حضرت رساندند.
امام علی (ع) به آنها فرمود: این سخن را فاش نکنید و در دل خود نگهدارید، و کسی از شما نشنود، خداوند برای قومی، مقام شهادت را مقدّر کرده (چرا که شایسته آن مقامند) و برای قومی مرگ طبیعی را مقدر نموده است، و هر کس فراخور شایستگیش، مرگ تقدیر شده خود ملاقات می کند.
فطوبی للمجاهدین فی سبیله و المقتولین فی طاعته.
:«خوشا به سعادت مجاهدان راه خدا، و کشته شدگان در راه اطاعت خدا.»