داستان دوستان جلد 4

نویسنده : محمد محمدی اشتهاردی

«163» پارسائی پیامبر(ص)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
روزی عمر در مشربه ام ابراهیم (محلی نزدیک مدینه) به حضور پیامبر(ص) آمد، دید آنحضرت روی حصیری از برگ خرما خوابیده، و قسمتی از بدن مبارکش روی خاک زمین قرار دارد، و متکائی از الیاف خرما زیر سر نهاده است، پس از سلام عرض کرد: کسری و قیصر (شاهان ایران و روم) بر تختهای طلا و فرشهای ابریشم می خوابند، ولی شما که بهترین خلق خدا و پیامبر هستید این چنین، روی حصیر و خاک خوابیده اید؟
پیامبر(ص) در پاسخ عمر فرمود:
اولئک قوم عجّلت طیّباتهم و هی و شیکةالانقطاع، و انّمااخرت لنا طیّباتنا.
:«کسری و قیصر، از انسانهائی هستند که لذتهایشان در همین دنیا به آنها داده شده است، و لذائذ دنیا ناپایدار و زود گذر است، ولی لذائذ ما برای آخرت که پایدار است ذخیره شده است.»
کجا آنکه بر سود تاجش به ابر gggggکجا آنکه بودی شکارش هژبر
سپهر بلند ار کشد زین تو gggggسرانجام خشت است بالین تو

164» حترام علی بن جعفر از امام جواد(ع)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
علی بن جعفر (ع) برادر امام کاظم (ع) از امامزادگان بزرگ و فقیهان پرهیزکار است، در مورد قبر ایشان سه قول نوشته اند: 1- در قم (آخر چهار مردان کنار مزار شهداء قرار دارد 2- در خارج قلعه سمنان واقع است 3- در قریه عریض، واقع در یک فرسخی مدینه می باشد.
علی بن جعفر (ع) در زمان امام جواد (ع) از علمای سالمند و فقهای با سابقه به شمار می آمد.
محمدبن حسن بن عمار می گوید: در مدینه در محضر علی بن جعفر (ع) نشسته بودنم، و روایاتی را که از امام کاظم (ع) نقل می کرد می نوشتم، در این هنگام ناگاه امام جواد (ع) که آن وقت نوجوان بود، وارد مسجد شد، دیدم علی بن جعفر بدون رداء و با پای برهنه برخاست و به استقبال امام جواد (ع) رفت و خود را به سوی او افکند و دست او را بوسید.
امام جواد (ع) فرمود: «عمو جان خدا تو را رحمت کند بنشین.»
علی بن جعفر گفت: ای آقای من چگونه بنشینم با آنکه تو ایستاده ای.
هنگامی که علی بن جعفر(ع) به جلسه درس خود باز گشت، شاگردان از روی سرزنش به علی بن جعفر گفتند، تو عموی پدرت حضرت جواد (ع) هستی، در عین حال دیدیم که دست او را بوسیدی و آنچنان احترام کردی که دور از معمول.
علی بن جعفر در پاسخ آنها، دست به محاسن سفید خود گرفت و فرمود: ساکت باشید، هنگامی که خداوند صاحب این محاسن سفید را شایسته امامت ندانست، و این جوان را شایسته نمود و مقام شامخ امامت را به او تفویض کرد، آیا من فضل او را انکار کنم؟ پناه می برم به خدا از این سخن که شما می گوئید، بلکه من بنده امام جواد (ع) هستم.
از احترامهای علی بن جعفر (ع) به امام جواد اینکه: هر گاه امام جواد(ع) می خواست به جائی برود، علی بن جعفر بر می خاست و کفش او را جفت می کرد.
روزی طبیبی برای قصد (گشودن سر رگ) امام جواد (ع) آمد، علی بن جعفر به امام جواد (ع) عرض کرد: ای سرور من اجازه بده اول رگ مرا قطع کند تا تیزی و سوزش نشتر قبل از تو به من برسد.

«165» بت شکنی عمومی در مدینه

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در زمان جاهلیت در تمام نقاط جزیرةالعرب آئین بت پرستی رواج داشت، قبیله اوس و خزرج، پیش از اسلام، بتهای بسیار داشتند، و هر بزرگی از آنها در خانه خود بتی داشت، آن را خوشبو می کرد، و حیوانات را نزد آن قربانی می نمود، و کنار آن سجده می کرد، به این ترتیب در مدینه نیز صدها بت، پرستش می شد.
هنگامی که در سال 11 بعثت عده ای از مردم مدینه به مکه رفتند و در عقبة اولی (گردنه ای در سرزمین منا) در حضور پیامبر (ص) قبول اسلام کردند و به مدینه برای تبلیغ اسلام باز گشتند، وقتی وارد مدینه شدند، بتهای خود را شکستند، جمعی از مردم مدینه نیز به پیروی از آنها بتهای خود را شکستند.
و هنگامی که هفتاد و پنج نفر از بزرگان مدینه در ماه ذیحجّه سال 12 بعثت، شب هنگام در نزدیک همان «عقبه اولی»، با رسولخدا(ص) بیعت کردند که به عنوان بیعت عقبه دوم نامگذاری شد، آنها وقتی به مدینه باز گشتند، بت شکنی عمومی در جای جای مدینه شروع شد، در عین حال در بعضی جاهای مدینه بت پرستی به صورت قاچاق ادامه داشت، پس از ورود پیامبر (ص) به مدینه، افرادی مأمور شدند که در مدینه به جستجو می پرداختند و هر کجا بتی می دیدند آن را شکسته و نابود می کردند و به این ترتیب سراسر مدینه از لوث وجود بت، پاکسازی گردید.
و در این راستا می نویسد: نخستین بتهائی که در اسلام رسماً شکسته شد، دوازده بتی بود که قبل از ورود پیامبر به مدینه
توسط دوازده نفر از انصار در، مدینه شکسته شد.