داستان دوستان جلد 4

نویسنده : محمد محمدی اشتهاردی

«91» نصیحت امام صادق(ع) به بانوی متعهد

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
ام خالد معبدیه از بانوان نیک کردار و از شیعیان متعهد بود، بیماری معده پیدا کرد و نزد طبیب برای معالجه رفت، طبیب به او گفت: مقداری از نبیذ (شراب) را با قاووت (آرد نرم گندم و یا نخود) چند روزی بخور بهبود می یابی.
این بانو با خود گفت: آیا شراب خوردن برای سلامتی، شرعاً جایز است یا نه، تصمیم گرفت مسأله را از امام صادق(ع) بپرسد، به حضور آنحضرت آمد و جریان را به عرض رسانید، امام صادق(ع) فرمود: «چه چیز تو را از آشامیدن آن جلوگیری می کند؟.»
او گفت: «من اقلاً ده اطاعت از شما را به گردن آویخته ام» (تا روز قیامت بگویم: جعفربن محمد(ص) مرا امر و نهی کرد و من همانا اطاعت کردم).
امام صادق(ع) به او رو کرد و فرمود:
«حتی یک قطره از آن را نچش، نه به خدا سوگند، به تو اجازه آشامیدن یک قطره از آن را نخواهم داد، سپس سه بار، فرمود:«وقتی که مرگ به گلوگاه رسید (و با دست اشاره به گلو کرد) پشیمان خواهی شد، آیا فهمیدی؟»

«92» آموختن چهار علم در یک دقیقه

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
خلیل بن احمد عروضی یکی از علمای برجسته و ادبای نامی قرن دوم هجرت است، که نام او در ادبیات و علوم عروض و بیان، به عنوان استاد خبیر و بزرگ یاد می شود، می نویسند:
شخصی دست فرزندش را گرفت و نزد خلیل آورد و گفت: «استاد! به این فرزندم علم طب و نحو و نجوم و فرائض دینی بیاموز، و در این امر عجله کن، زیرا از راه دور آمده ام و الاغم را در جلوی در بسته ام.»
خلیل رو به بچه کرد و گفت:
1- هلیله کابلی، زرداب را از بین می برد.
2- فاعل مرفوع است.
3- ستاره ثریا در وسط کرات است.
4- اگر کسی مرد و دو پسر از او ماند، اموال او بین آنان بطور مساوی تقسیم می شود.
سپس رو به پدر نمود و گفت: این چهار مسأله از همان چهار علم بود.
پدر به پسر گفت: برخیز برویم، کفانا:«همین مقدار، ما را بس است.»

«93» هدیه خوب برای مردگان

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
یکی از صالحان روزگار بنام ملافتحعلی سلطان آبادی، عادت داشت که هر کس از دوستان اهل بیت(ع) از دنیا می رفت، در شب اول دفن او، دو رکعت نماز وحشت برای او می خواند، خواه او را بشناسد یا نشناسد، و هیچکس نمی دانست که ملافتحعلی چنین عادتی دارد.
روزی یکی از دوستان در راهی او را دید و گفت: من فلان شخصی را که در این ایام فوت کرده در عالم خواب دیدم و احوالش را پرسیدم، گفت: در سختی و دشواری عقاب الهی بودم تا اینکه فلانی (ملا فتحعلی) دو رکعت نماز برای من خواند، همان موجب نجات من از عذاب قبر گردید، خدا پدرش را رحمت کند که چنین احسانی به من کرد و هدیه ای برایم فرستاد.
مرحوم ملافتحعلی گفت: آری من برای همه ارادتمندان اهلبیت عصمت و طهارت(ع) که فوت می کنند، این نماز را می خوانم که دو رکعت است در رکعت اول پس از حمد، خواندن آیةالکرسی و در رکعت دوم بعد از حمد، ده بار سوره قدر را بخواند (و بعد از نماز بگوید: خدایا ثواب این نماز را به قبر فلانکس برسان.)