فهرست کتاب


داستان دوستان جلد 2

محمد محمدی اشتهاردی‏

«193» ورود دوازده فرشته به محضر پیامبر (ص)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
سید بن طاووس گوید: راویان حدیث گویند: «هنگامی که یکسال از عمر مبارک امام حسین (ع) گذشت، دوازده فرشته به صورتهای گوناگون به محضر رسول خدا (ص) آمدند، یکی به صورت شیر، دومی به صورت گاو، سومی به صورت اژدها و چهارمی به صورت انسان و هشت فرشته دیگر به صورت دیگر که با چهره های برافروخته و چشمای گریان و بالهای گسترده بودند و عرض کردند: ای محمد (ص) به فرزندت حسین (ع) پسر فاطمه آن خواهد آمد که از ناحیه قابیل (یکی از فرزندان آدم) به هابیل رسید، و مانند پاداش هابیل به حسین (ع) داده خواهد شد، و برعهده قاتل او همان بار گناهی است که بر قاتل هابیل هست.
و در همه آسمانها فرشته مقرّبی نبود، مگر اینکه به محضر حسین (ع) رسیده و همه پس از عرض سلام، مراتب تسلیت خود را عرض کرده و از پاداش عظیمی که به آنحضرت داده می شود، خبر دادند، و خاک قبرش را به رسول خدا (ص) نشان می دادند، و آن بزرگوار عرض می کرد: خداوندا خوار کن کسی را که حسین (ع) را خوار کند و بکش آن را که حسین (ع) را بکشد و قاتلش را به آرزویش نرسان».

«194» اعتراض شدید امام صادق به طاغوت

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
معلّی بن خنیس از یاران و شاگردان مخلص و مبارز و عالم امام صادق (ع) بود، داود بن علی فرماندار مدینه از طرف خلفای جور بود، به دستور او «معلّی» را به شهادت رساندند و اموالش را غارت نمودند.
روزی داود به حضور امام صادق (ع) آمد در حالی که عبایش در زمین کشیده می شد، امام صادق (ع) به او شدیداً اعتراض کرده و فرمود: «مولا و دوستم معلّی را کشتی و اموالش را به یغما بردی، آیا نمی دانی که انسان هنگامی که عزیزی را از دست بدهد، خوابش می برد، ولی در جنگ خوابش نمی برد، سوگند به خدا حتماً که تو را نفرین می کنم!».
داود با طعنه و مسخره گفت: «باشیم و نفرین تو را ببینیم».
امام صادق (ع) به خانه اش بازگشت، آن شب تا صبح نخوابید، همواره به نماز و مناجات پرداخت و در مناجات خود می گفت: یاذاالقوّة و یا ذالمحال الشّدید و یا ذاالعزّة الّتی کلّ خلقک لها ذلیل، اکفنی هذا الطّاغیة و انتقم لی منه: «ای خداوند که صاحب قدرت و نیروی استوار هستی، ای خدائی که دارای عذاب شدید می باشی، و ای صاحب شوکتی که تمام خلق تو در برابر آن خوار و ذلیل اند، مرا از (گزند) این طاغوت (داود بن عبدالله) کفایت کن و انتقام مرا از او بگیر».
ساعتی نگذشت که در مدینه صداها بلند شد که داود بن علی از دنیا رفت.
به این ترتیب امام صادق (ع) در ان جوّ خفقان و وحشت، به طاغوتیان اعتراض شدید می کرد و برای آنها نفرین می نمود، و به شاگردان و یاران مخلص خود، توجّه خاص داشت.

«195» اعتراض پیامبر (ص) از نامگذاری بد

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
امّ سلمه یکی از همسران نیک پیامبر (ص) بود، خداوند به برادر مادریش، پسری داد، نام او را «ولید» گذاشتند.
پیامبر (ص) به آنها اعتراض کرد و فرمود: «آیا فرزند خود را همنام فرعونهای خود می کنید، این نام را تغییر دهید و نامش را «عبدالله» بگذارید، بدانید که بزودی در آینده شخصی از این امت خواهد آمد، که به او «ولید» می گویند که بدترین افراد امّت من است و بدی او از فرعون نسبت به قومش بیشتر می باشد».
روایت کننده گوید: بعدها مردم معتقد بودند که او ولید بن عبدالملک (ششمین خلیفه اموی) است، و عقیده ما این بود که او ولید بن یزید بن عبدالملک (یازدهمین خلیفه اموی) است.