فهرست کتاب


داستان دوستان جلد 2

محمد محمدی اشتهاردی‏

«179» مژدگان ازدواج علی علیه السّلام با زهرای اطهر علیه السّلام

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
انس بن مالک گوید: در محضر رسولخدا (ص) نشسته بودم، ناگهان علی علیه السّلام وارد شد، پیامبر(ص) به آنحضرت فرمود: «چه موجب شده یادی از ما کردی؟».
علی علیه السّلام عرض کرد: «آمده ام بر شما سلام کنم».
پیامبر (ص) فرمود: جبرئیل همینجا است، به من خبر داد: «خداوند بزرگ فاطمه علیه السّلام را به عقد ازدواج تو در آورد و در مورد این ازدواج از هزار هزار (یک میلیون) فرشته گواهی گرفت، و خداوند متعال به «درخت طوبی» (بزرگترین درخت بهشت) فرمان داد تا بر روی آن فرشتگان در و یاقوت نثار کند، و آن درخت از این فرمان، اطاعت کرد.
حوریان بهشتی از آن در و یاقوتها، برگرفتند و آنها تا روز قیامت، این (جواهرات ذیقیمت و گرانمایه) را بین خود به همدیگر هدیه می دهند.

«180» حدود دم فرمانفرما!

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
شهید قهرمان آیت اللّه سید حسن مدرسی به یکی از طاغوتچه های زمانش که عنوان «فرمانفرما» داشت، مطالبی گفته بود و انتقاد سختی به او نموده بود.
فرمانفرما به وسیله یکی از دوستان «مدرس» چنین پیام فرستاد:
«خواهش می کنم، حضرت آیت اللّه این قدر، پا روی دم ما نگذار».
مدرس به پیام رسان گفت: به فرمانفرما در پاسخ بگوئید: «حدود دم حضرت والا باید معلوم شود، زیرا من هر کجا پا می گذارم، دم حضرت والا است».

«181» خشم امام صادق علیه السّلام چرا؟

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
اسحاق بن عمّار گوید: به محضر امام صادق علیه السّلام رفتم، با چهره گرفته و خشم آلود به من نگریست، عرض کردم: چه باعث شده که نسبت به من خشمگین هستی؟
فرمود: «بخاطر آنکه نسبت به مستضعفین پیروان ما، بی توجه و ترش رو هستی، به من خبر رسیده است که تو، در خانه خود، دربانانی قرار داده ای که آنان مستمندان شیعه را از آنجا دور می کنند».
عرض کردم: آیا از عذاب، ترس نداری؟ آیا نمی دانی که هرگاه مؤمنین باهم ملاقات کنند و دست در دست هم بدهند خداوند رحمتش را بر آنها وارد می سازد، و 99 قسم از این رحمت، شامل آن کسی است که محبت بیشتر نسبت به مؤمن دیگری دارد؟، و وقتی که دو مؤمن، باهم متفق و متحد شوند، رحمت خدا آنها را فرا می گیرد، هرگاه دو نفر مؤمن باهم به صحبت بپردازند، بعضی از فرشتگان مراقب اعمال، به بعضی دیگر می گویند کنار برویم شاید این دو مؤمن، سخن سرّی باهم داشته باشند و خداوند آن را پوشانده است.
عرض کردم: آیا خداوند در قرآن (آیه 18 سوره ق) نمی فرماید:
ما یلفظ من قول الّا لدیه رقیب عتید: انسان، هیچ سخنی به زبان نیاورد مگر اینکه نگاهبانی آماده در نزد او است (و آن را می نویسد).
امام فرمود: ای اسحاق! اگر فرشتگان مراقب، نشوند، خداوند آگاه به پنهانیها، می شنود و می بیند».