فهرست کتاب


داستان دوستان جلد 2

محمد محمدی اشتهاردی‏

«148» بخاطر عدالت و امنیت واقعی!

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در محضر امام صادق (ع)، سخن از قیام حضرت مهدی (ع) به میان آمد، امام صادق (ع) فرمود: «آنحضرت (امام مهدی) آنقدر با دشمنان بجنگد و خونهای آنها را بریزد که بعضی (از مسلمین) گویند: «اگر این شخص - اشاره به حضرت مهدی - از آل محمد (ص) بود رحم می کرد، اینهمه بی رحمی دلیل بر این است که او از دودمان رسول خدا (ص) نیسست!».
یکی از حاضران به امام صادق (ع) عرض کرد: «اگر چنین است پس چرا ما آرزوی ظهور آنحضرت را داریم» (یعنی کسی آرزومند ظهور حاکمی که موجب خونریزی می گردد نمی شود).
امام صادق (ع) از روی تعجب فرمود: سبحان الله اما تحب آن یظهر العدل و یأمن السبل. «عجبا آیا دوست نداری که عدالت، آشکار گردد و راهها امن شود؟» (و امنیت جهانی پدید آید و جهان پر از عدل و داد گردد).
یعنی عدالت و امنیت جهانی، بستگی به نابودی طاغوتها و مفسدین غیر قابل هدایت دارد، و طبعاً نابودی آنها بستگی به جنگ با آنها و ریختن خون ناپاک آنها است.

«149» پیشنهاد مغرورانه

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در آغاز بعثت پیامبر (ص) یکی از پیشنهاد مشرکان این بود: ابوجهل و جمعی از مشرکان قریش به حضور پیامبر (ص) آمده و عرض کردند: ما به تو ایمان نمی آوریم مگر اینکه خدای جهان، نامه ای برای تک تک ما بفرستد، آن هم چنین بنویسد:
الی فلان بن فلان من رب العالمین: «به فلانکس فرزند فلانکس» (مثلاً به ابوجهل عمرو بن هشام) از طرف پروردگار جهانیان و در آن نامه رسماً دستور داده شود، که ما از تو می خواهیم که از دستوراتمان پیروی نمائید.
و در بعضی از احادیث این جمله اضافه شده: «و این نامه خدا کنار سر هر شخصی قرار گیرد، و در آن نوشته شده باشد: تو از آتش دوزخ، دور هستی و در امان می باشی».
اگر چنین نامه آن هم برای هر شخصی از سوی خداوند آمد، ما ایمان می آوریم.
آیه 52 سوره «مدثر» همین مطلب را اشاره می کند، و آیات بعد از آن، به پاسخ می پردازد.

«150» امداد بزرگ الهی

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
امام سجاد (ع) فرمود: در آغاز بعثت، ابوطالب (پدر علی علیه السلام) با شمشیر خود از حریم رسول اکرم (ص) دفاع می کرد... روزی به آنحضرت عرض کرد: «ای پسر برادرم آیا تو به عنوان رسول بر همه انسانها فرستاده شدهای، یا تنها برای هدایت قوم خود (قریش) فرستاده شده ای؟!»
رسول اکرم (ص) فرمود: «من برای هدایت همه مردم از سفید و سیاه و عرب و عجم، فرستاده شده ام، سوگند به خداوندی که جانم در دست قدرت اوست همه انسانها از سیاه و سفید و آنانکه در قله های کوهها و در دریاها هستند و در فارس و روم می باشند، همه را به سوی اسلام دعوت می کنم».
وقتی که مشرکان قریش، این مطلب را شنیدند، حیران شده و راه استکبار را به پیش گرفتند و به ابوطالب گفتند: آیا نشنیدی که پسر برادرت (پیامبر) چه گفت؟ سوگند به خدا اگر مردم فارس و روم، از این موضوع، آگاه گردند، ما را از سرزمین خودمان، بیرون می کنند، و یکایک سنگهای کعبه را جدا کرده و کعبه را ویران می نمایند...
خداوند در مورد این سخنان که کعبه را ویران می کنند، سوره فیل را نازل کرد.
الم ترکیف فعل ربک باصحاب الفیل...
«آیا ندیدی که پروردگارت با صاحبان فیل، چه کرد؟ آیا مکر و حیله آنها را بی نتیجه نساخت؟ و گروه گروه پرنده بر سر آنها نفرستاد، که با سنگریزه های سجیل آنها را مورد هجوم قرار داده و آنان را همچون کاه کرم خورده ساخت»
به این ترتیب، خداوند، پشتیبانی خود را از حقجویان اعلام می دارد و یاری خود را هنگام خطرها، از آنها دریغ نمی فرماید.