فهرست کتاب


داستان دوستان جلد 2

محمد محمدی اشتهاردی‏

«147» خنثی کردن نیرنگهای یزید

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در جریان عاشورای حسینی و سپس اسارت اهلبیت (ع) از کربلا به کوفه و از کوفه به شام مقرّ سلطنت یزید، از نکات جالب اینکه سخنرانیهای حضرت زینب (ع) و امام سجاد (ع) و عکس العملهای حماسی و معقول اهلبیت (ع) موجب شد که زمینه سوءظن شدید مردم شام بر ضد حکومت ظالمانه یزید، و شورش برای براندازی این حکومت ننگین به وجود آید.
کار به جائی رسید که یزید - همانکسی که در آغاز بخاطر قتل حسین (ع) شراب می خورد و عربده می کشید، اظهار پشیمانی کرده و رسماً می گفت: «ابن مرجانه (عبیدالله بن زیاد) باعث فاجعه عاشورا است، نه من، خدا «ابن مرجانه» را لعنت کند، من چنین دستوری به او نداده بودم...».
و از آن پس یزید برای سرپوش گذاشتن بر جنایات خود، دستور داد مأمورین، با اسیران اهلبیت رفتار نیک داشته باشند و خودش نیز در ظاهر با آنها برخورد نیک داشت، او می خواست با این ترفندها، خشم مردم را فرو نشاند، و موضوع را لوث کرده و عادی نشان دهد.
اما حضرت زینب (ع) و امام سجاد (ع) پیام رسانان خون پاک شهیدان، هشیار بودند، وقتی یزید به آنها گفت: شما صاحب اختیارید که در شام بمانید یا به مدینه بروید، آنها گفتند: ما نخست می خواهیم به ما اجازه دهید در شام، برای شهدای عزیزمان، سوگواری کنیم، یزید اجازه داد، اهلبیت لباسهای سیاه پوشیدند و هفت روز در شام، اقامه عزاداری کردند، قریش و بنی هاشم و بعضی دیگر در این مجلس شرکت می نمودند، و همین عزاداری و نوحه سرائی، یک عامل دیگر برای بیداری هر چه بیشتر مردم بود و دسیسه های یزید را در مورد سرپوش گذاشتن بر جنایت خود، افشا می کرد.
یزید، برای اینکه باز با ترفند دیگری، مردم را نسبت به خود خوشبین کند، هنگام خروج اهلبیت (ع) از شام به سوی مدینه، دستور داد، محملها را با پارچه های زربفت و فاخر، آراستند و خواست وارثان عاشورا را با زرق و برق (همچون یک کاروان سلطنتی) روانه مدینه کند، تا دلسوزی و رقّت و احساسات مردم نسبت به خاندان پیامبر (ص) و در نتیجه بدبینی آنها به حکومت ننگین یزید، کاملاً برطرف گردد.
اما این ترفند نیز با پیشنهاد حضرت زینب (ع) خنثی گردید، آنحضرت این پیشنهاد را رد کرد و فرمود: ما عزادار هستیم و محملها را سیاه پوش کنید حتی یزید شخصاً نزد اهلبیت (ع) آمد و عذرخواهی کرد، و اموالی برای مخارج آنها حاضر کرد و گفت: «اینها عوض آنچه به شما از مصائب رسیده».
حضرت ام کلثوم (ع) فرمود: «ای یزید چقدر حیاء تو اندک است، برادران و اهلبیت مرا کشته ای، که جمیع دنیا ارزش یک موی آنها را ندارد، اینک می گوئی اینها عوض آنچه من کرده ام ».
به این ترتیب نیرنگهای یزید، یکی پس از دیگری خنثی شد و نقشه های موزیانه او نقش بر آب گردید، و تا آنجا که ممکن بود، اسیران کربلا، نسبت به ظالم، نه تنها انعطاف نشان ندادند بلکه در هر فرصتی به افشاگری بر ضد او پرداختند.

«148» بخاطر عدالت و امنیت واقعی!

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در محضر امام صادق (ع)، سخن از قیام حضرت مهدی (ع) به میان آمد، امام صادق (ع) فرمود: «آنحضرت (امام مهدی) آنقدر با دشمنان بجنگد و خونهای آنها را بریزد که بعضی (از مسلمین) گویند: «اگر این شخص - اشاره به حضرت مهدی - از آل محمد (ص) بود رحم می کرد، اینهمه بی رحمی دلیل بر این است که او از دودمان رسول خدا (ص) نیسست!».
یکی از حاضران به امام صادق (ع) عرض کرد: «اگر چنین است پس چرا ما آرزوی ظهور آنحضرت را داریم» (یعنی کسی آرزومند ظهور حاکمی که موجب خونریزی می گردد نمی شود).
امام صادق (ع) از روی تعجب فرمود: سبحان الله اما تحب آن یظهر العدل و یأمن السبل. «عجبا آیا دوست نداری که عدالت، آشکار گردد و راهها امن شود؟» (و امنیت جهانی پدید آید و جهان پر از عدل و داد گردد).
یعنی عدالت و امنیت جهانی، بستگی به نابودی طاغوتها و مفسدین غیر قابل هدایت دارد، و طبعاً نابودی آنها بستگی به جنگ با آنها و ریختن خون ناپاک آنها است.

«149» پیشنهاد مغرورانه

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در آغاز بعثت پیامبر (ص) یکی از پیشنهاد مشرکان این بود: ابوجهل و جمعی از مشرکان قریش به حضور پیامبر (ص) آمده و عرض کردند: ما به تو ایمان نمی آوریم مگر اینکه خدای جهان، نامه ای برای تک تک ما بفرستد، آن هم چنین بنویسد:
الی فلان بن فلان من رب العالمین: «به فلانکس فرزند فلانکس» (مثلاً به ابوجهل عمرو بن هشام) از طرف پروردگار جهانیان و در آن نامه رسماً دستور داده شود، که ما از تو می خواهیم که از دستوراتمان پیروی نمائید.
و در بعضی از احادیث این جمله اضافه شده: «و این نامه خدا کنار سر هر شخصی قرار گیرد، و در آن نوشته شده باشد: تو از آتش دوزخ، دور هستی و در امان می باشی».
اگر چنین نامه آن هم برای هر شخصی از سوی خداوند آمد، ما ایمان می آوریم.
آیه 52 سوره «مدثر» همین مطلب را اشاره می کند، و آیات بعد از آن، به پاسخ می پردازد.