فهرست کتاب


داستان دوستان جلد 2

محمد محمدی اشتهاردی‏

«133» دعای مخلصانه نیمه شب

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
نیز نقل می کنند مرحوم ملا محمدتقی مجلسی، شبی برای نماز شب از خواب برخاست، پس از نماز به دعا مشغول شد، در دعا، احساس کرد، حال عرفانی مخصوصی پیدا کرده که گوئی اگر دعا کند دعایش به استجابت می رسد، در این فکر بود که چه دعای مفید و پر بهره ای کند، ناگهان پسرش محمدباقر که آن وقت کودک شیرخواری بود در گهواره به گریه افتاد، ملا محمدتقی متوجه محمدباقر شد و برای او این گونه (به این مضمون) دعا کرد: «خداوندا به این پسر، آن گونه توفیق عنایت فرما که وقتی بزرگ شد، آثار و تعالیم پیامبر (ص) و امامان را تا آخرین حد امکان، نشر بدهد و به جهانیان برساند».
این دعا به استجابت رسید و همانگونه که از او خواسته بود، پسرش بهترین توفیق را در نشر تعالیم و معارف و روایات اسلامی پیدا نمود، که جمعاً 95 کتاب از عربی و فارسی تألیف کرد که برخی از آنها دهها جلد شده است مانند مرآةالعقول و شرح اصول کافی، و بحارالانوار در 25 جلد بزرگ در طبع قدیم و بیش از صد جلد به طبع جدید.
شاعر فهیم و نکته سنج در مورد سال و ماه و روز وفات او می گوید:
ماه رمضان چو بیست و هفتش کم شد gggggتاریخ وفات باقر اعلم شد
توضیح اینکه: جمله «ماه رمضان» به حساب ابجد (1137) می شود اگر 27 آن کم گردد (1110) خواهد شد، ضمناً شاعر با ذکر 27 و ذکر ماه رمضان، روز و ماه رحلت آن مرحوم را نیز تعیین نموده است که روز 27 رمضان 1110 هجری بوده است.

«134» دوستی صبر و ظفر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
بانوئی به محضر امام صادق (ع) آمد و عرض کرد: پسرم به مسافرت رفته، ولی سفر او خیلی طول کشیده و برنگشته و در این مورد سخت نگران هستم.
امام (ع) فرمود: صبر کن و با اراده محکم استقامت داشته باش.
آن زن به خانه اش برگشت و روزها گذشت ولی پسرش از سفر نیامد، و کاسه صبرش لبریز شد و بار دیگر به محضر امام صادق (ع) رسید و عرض کرد: پسرم هنوز نیامده است.
امام (ع) فرمود: «صبر و استقامت کن»، او عرض کرد: صبرم تمام شده دیگر نمی توانم صبر کنم امام (ع) فرمود: «برگرد به منزلت، پسرت از مسافرت برگشته است».
آن زن به خانه برگشت و دید پسرش از سفر برگشته، بسیار خوشحال شد، بعداً به حضور امام صادق (ع) آمد و پرسید: «آیا بعد از پیامبر اسلام (ص)، وحی نازل می شود؟».
امام (ع) فرمود: نه.
او عرض کرد: پس شما از چه راهی اطلاع یافتید که پسرم از سفر برگشته و به من مژده دادید؟
امام (ع) فرمود: رسول خدا (ص) فرموده است:
عند فناء الصبر یأتی الفرج: «هنگامی که صبر انسان پایان یافت، گشایش خواهد آمد».
وقتی که تو گفتی: «صبرم تمام شده»، براساس گفتار پیامبر (ص) دریافتم که خداوند با بازگشت پسرت از سفر، گشایشی در کار تو به وجود آورده است.
صبر و ظفر، هر دو دوستان قدیم اند gggggبراثر صبر، نوبت ظفر آید
و از گفتار حضرت علی (ع) است:
«عند تناهی الشدة تکون الفرجة و عند تضایق حلق البلاء یکون الرخاء»:
«چون سختیها به آخرین حد شدت برسد، گشایش نزدیک است و آن هنگام که حلقه های بلا تنگ شود، نوبت راحتی و آسایش فرا می رسد».

«135 » پیکر تروتازه مرحوم صدوق

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
یکی از مراجع و علمای بزرگ قرن چهارم، علامه بزرگ، شیخ صدوق (محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه) معروف به «ابن بابویه» است، وی در حدود سال 307 هجری قمری در بلده ری از دنیا رفت و قبر شریفش در شهر ری، در قبرستان معروف به ابن بابویه، مزار شیفتگان حق است.
این عالم بزرگ در حدود سیصد جلد کتاب، در فقه و حدیث و رجال و کلام و غیره نوشت که از معروفترین کتاب او «من لایحضره الفقیه» است.
از عجائب اینکه: در سال 1238 هجری بر اثر بارندگی شدید و جاری شدن سیل، شکافی در کنار قبر او پیدا شد و قسمتی از مرقد شریفش خراب گردید.
عده ای برای تعمیر مرقد، آماده شدند، در حین کندن اطراف قبر، سردابی را یافتند، داخل سرداب رفته و تجسس کردند پیکر مقدس شیخ صدوق را تروتازه یافتند، در حالی که کفنش پوسیده شده بود، حتی رنگ حنای روی ناخنها و اثر کمربند در قسمت کمر او پیدا بود، گوئی تازه او را دفن کرده در حالی که 857 سال از دفن او می گذشت.
زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار بود، جریان در همه جا شایع شد و این خبر به گوش فتحعلی شاه رسید (سیاست فتحعلی شاه دومین شاه قاجار این بود که نسبت به مراجع و علما، اظهار دوستی می کرد).
فتحعلی شاه خودش شخصاً، این موضوع را پی گیری کرد، به شهر ری رفت و با جمعی از اعیان و علماء، کنار قبر شیخ صدوق (طاب ثراه) رفتند، علماء و شخصیتهای مورد اطمینان خود را داخل سرداب فرستاد، آنها رفتند و بدن مطهر شیخ صدوق (ره) را تروتازه یافتند و همگی نزد فتحعلی شاه آمده و گواهی دادند، و برای شاه ثابت شد و او یقین کرد که این خبر، راست است.
آنگاه فتحعلی شاه دستور داد بارگاه مجلل و زیبا، روی قبر شیخ صدوق (ره) که هم اکنون نیز پابرجاست، ساختند.