فهرست کتاب


داستان دوستان جلد 2

محمد محمدی اشتهاردی‏

«114» باران سرشار در قحطی

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
سال 1363 هجری قمری بود، همان سالی که در جنگ جهانی دوم، نیروهای متفقین (انگلیس و فرانسه و آمریکا و شوروی) کشور ایران را محل تاخت و تاز خود قرار داده بودند، بر اثر نیامدن باران، قحطی و خوشکسالی، قم و اطراف را فرا گرفته بود، مردم سخت در فشار اقتصادی بودند، از مرحوم حضرت آیت الله العظمی سید محمدتقی خوانساری (طالب ثراه) (متوفی 1371 قمری، مدفون در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه علیهاالسلام) تقاضا کردند نماز استسقاء (طلب باران) بخواند، آن مرحوم قبول کرده دو روز پشت سر هم با جمعیت به صحرا رفته و نماز استسقاء خواند، روز دوم آنچنان باران زیاد آمد که نهرها پر شد و سیلها به جریان افتاد و همه جا را سیراب نمود، این ماجرای عجیب را جرائد و مجلات آن روز نوشتند و حتی (از ناحیه متفقین) به کشورهای خارج مخابره شد.

«115» شیوه کمک مالی امام حسین (ع)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
شخصی از انصار (مسلمین مدینه) به حضور امام حسین (ع) برای درخواست کمک مالی آمد و تقاضای کمک کرد.
امام حسین (ع) فرمود: ای برادر انصاری آبرو و شخصیت خود را از سؤال رودررو، حفظ کن، درخواست خود را در نامه ای بنویس، که من به خواست خدا آنچه را که موجب شادی تو است انجام خواهم داد.
مرد انصاری در نامه ای نوشت: «ای حسین (ع) پانصد دینار به فلانی بدهکارم، و اصرار می کند که طلبش را بپردازم، با او صحبت کن تا وقتی که پولدار شدم، صبر کند».
وقتی امام حسین (ع) نامه او را خواند، به منزل تشریف برد و کیسه ای حاوی هزار دینار آورد و به آن مرد انصاری داد و فرمود: «با پانصد دینار، بدهی خود را بپرداز و با پانصد دینار دیگر، زندگی خود را سروسامان بده، و حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو 1- دیندار 2- جوانمرد 3- صاحب اصالت خانوادگی چرا که در مورد آدم دیندار، دین، نگهدار او است (و مانع آنست که آبروی تو را ببرد) و در مورد جوانمرد، او بخاطر جوانمردی، حیا و شرم می کند، و در مورد کسی که اصالت خانوادگی دارد، او بخاطر نیازت، آبروی تو را نمی ریزد، بلکه شخصیت تو را حفظ می کند و بدون برآوردن حاجتت، رد نمی شود».

«116 » نسناس را بشناسید

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
شخصی به حضور علی (ع) آمد و پرسید «ناس» و «اشباه ناس» (امثال ناس) و «نسناس» کیانند؟
امام حسین (ع) حضور داشت، حضرت علی (ع) به او فرمود جواب این مرد را بده.
امام حسین (ع) فرمود: «ناس» ما هستیم، از این رو قرآن می فرماید: ثم افیضوا من حیث افاض الناس: «سپس از همانجا که مردم (بسوی سرزمینی منی) کوچ می کنند کوچ کنید» (بقره - 198) منظور رسول خدا (ص) است که: مردم را به سوی «منی» کوچ داد.
اما «اشباه ناس»، شیعیان و پیروان ما هستند و از ما می باشند چنانکه در قرآن (سوره ابراهیم آیه 36) آمده ابراهیم گفت: «هر کس مرا پیروی کند از من است» و اما «نسناس» سایر مردمند که از اهلبیت پیامبر (ص) کناره گرفته اند.