فهرست کتاب


داستان دوستان جلد 2

محمد محمدی اشتهاردی‏

«97» دفاع از محمد حنفیه

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
محمد حنفیه یکی از پسران امیرمؤمنان علی (ع) است، نظر به اینکه مادرش «خوله» منسوب به طایفه حنفیه بود، او را محمد بن حنفیه خواندند.
در ماجرای دفن جنازه مطهر امام حسن مجتبی (ع) وقتی که عایشه همراه آل مروان ممانعت کردند که جنازه را کنار قبر پیامبر (ص) دفن نمایند، در این موقع، عایشه بر قاطری سوار شده بود.
محمد حنفیه به او گفت: «ای عایشه روزی بر قاطر و روزی بر شتر سوار می شوی تا با بنی هاشم دشمنی کنی، نه مالک نفس خود هستی و نه در جای خود می نشینی».
عایشه از روی طعن گفت:
«ای پسر حنفیه، اینها (حسین علیه السلام و...) که سخن می گویند، فرزندان فاطمه (ع) هستند، ولی تو چه کاره ای؟!».
امام حسین (ع) به عایشه رو کرد و فرمود: «تو می خواهی محمد حنفیه را از فاطمی ها دور کنی، سوگند به خدا او زاده سه فاطمه است،
1- فاطمه دختر عمران بن عائذ بن مخذوم 2- فاطمه دختر اسد بن هاشم 3- فاطمه دختر زائدة بن رواحه».

«98» مقام حسن و حسین (علیهماالسلام)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در جنگ جمل که بسال 36 هجری در سرزمین بصره، بین سپاه علی (ع) و سپاه عایشه، به وقوع پیوست، نخست پس از اتمام حجت، علی (ع) به سپاه دشمن حمله کرد، و ارکان آن را متزلزل نمود، سپس پرچم را بدست پسرش محمد حنفیه داد و فرمود: لشکر سختی بر دشمن وارد آورد...
جمعی از یاران، وقتی که شجاعت بی نظیر محمد حنفیه را دیدند، به امیرمؤمنان (ع) عرض کردند: «اگر فضائل خاصی که برای حسن و حسین (ع) قرار داده شده نبود، هیچکس را بر محمد حنفیه مقدم نمی داشتیم».
امام (ع) در پاسخ فرمود: این النجم من الشمس والقمر: «ستاره کجا و خورشید و ماه کجا؟» (یعنی محمد حنفیه ستاره است ولی حسن و حسین خورشید و ماه هستند).
یاران عرض کردند: «ما هرگز محمد حنفیه را همپایه حسن و حسین (ع) نمی دانیم، امام (ع) فرمود: این یقع ابنی من ابنی بنت رسول الله: «فرزند من کجا و فرزند دختر پیامبر کجا؟».

«99» پاسخ به هشت سؤال جالب

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
شخصی به محضر مبارک امام حسین (ع) رسید و پس از سلام گفت: «ای فرزند پیامبر (ص) سؤالی دارم».
امام فرمود: بپرس.
او پرسید: «بین ایمان و یقین، چقدر فاصله است؟».
امام فرمود: «به اندازه چهار انگشت».
او پرسید: چگونه؟
امام فرمود: ایمان، آن چیزی است که شنیده باشیم، و یقین چیزی است که آن را ببینیم، و بین گوش و چشم، چهار انگشت فاصله است.
او پرسید: بین زمین و آسمان، چقدر فاصله است؟
امام فرمود: «به مقدار استجابت یک دعا».
او پرسید: بین مشرق و مغرب چقدر فاصله است؟.
امام فرمود: «به اندازه سیر یک روز خورشید».
او پرسید: «عزت انسان در چیست؟».
امام فرمود: «در بی نیازی از مردم».
او پرسید: زشت ترین چیزها چیست؟
امام فرمود: «فسق و گناه در پیرمرد، سختگیری و تندی در فرمانروا، دروغ از افراد سرشناس و بزرگ، بخل از ثروتمند، و حرص و آز، از دانشمند».
او عرض کرد: ای فرزند پیامبر (ص) راست فرمودی، اینک از تعداد امامان آگاهم ساز.
امام فرمود: «آنها همانند برگزیدگان بنی اسرائیل، دوازده نفر می باشند».
او عرض کرد: نام آنها را بشمار.
امام حسین (ع) اندکی درنگ نمود و سپس سرش را بلند کرد و فرمود:
«ای برادر عرب، نان آنها را برای تو می شمارم» «امام و خلیفه بعد از رسول خدا (ص) 1- امیر مؤمنان علی بن ابیطالب 2- و برادرم حسن 3- و خودم و 9 فرزندم می باشیم که آن 9 نفر عبارتند از: 4- پسرم علی 5- محمد بن علی 6- جعفر بن محمد 7- موسی بن جعفر 8- علی بن موسی 9- محمد بن علی 10- علی بن محمد 11- حسن بن علی و پس از او فرزندش مهدی (ع) که نهمین فرزند من است و در آخرالزمان برای زنده کردن دین، قیام خواهد کرد».