فهرست کتاب


داستان دوستان جلد 2

محمد محمدی اشتهاردی‏

«96» اتمام حجت امام حسین (ع)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
امام حسین (ع) در کربلا در برابر لشکر دشمن، بر شمشیرش تکیه داد و با صدای بلند فرمود:
«شما را به خدا آیا مرا می شناسید؟».
گفتند: آری تو فرزند رسول خدا (ص) هستی.
فرمود: «شما را به خدا، آیا می دانید که مادرم فاطمه (س) دختر محمد (ص) است؟»
گفتند: آری.
فرمود: «شما را به خدا آیا می دانید که جدّه ام خدیجه، دختر خویلد، نخستین بانوئی است که به اسلام گروید؟».
گفتند: آری.
فرمود: «شما را به خدا آیا می دانید که جعفر که در بهشت پرواز می کند عموی من است؟».
گفتند: آری.
فرمود: «شما را به خدا آیا می دانید این شمشیر که همراه من است، شمشیر رسول خدا (ص) است».
گفتند: آری.
فرمود: «شما را به خدا آیا می دانید که این عمامه که به سر دارم، عمامه رسول خدا (ص) است؟!».
گفتند: آری.
فرمود: «شما را به خدا آیا می دانید که علی علیه السلام (پدرم) نخستین مردی بود که به اسلام گروید، و در علم و حلم از همه مسلمین پیشی گرفته و ولی و سرپرست همه مؤمنان از مرد و زن بود؟».
گفتند: خدا را گواه می گیریم آری.
فرمود: پس چرا ریختن خون مرا روا می دارید، در حالی که فردای قیامت، حوض کوثر در اختیار پدرم می باشد، و گروهی را از نوشیدن آن، محروم می کند، همانگونه که شتر تشنه را از آب باز دارند، و در روز قیامت پرچم حمد و سپاس در دست پدرم است؟.
گفتند: همه اینها را می دانیم، ولی هرگز تو را رها نخواهیم کرد تا از تشنگی جان دهی (ونحن غیر تارکیک حتی تذوق الموت عطشاً).

«97» دفاع از محمد حنفیه

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
محمد حنفیه یکی از پسران امیرمؤمنان علی (ع) است، نظر به اینکه مادرش «خوله» منسوب به طایفه حنفیه بود، او را محمد بن حنفیه خواندند.
در ماجرای دفن جنازه مطهر امام حسن مجتبی (ع) وقتی که عایشه همراه آل مروان ممانعت کردند که جنازه را کنار قبر پیامبر (ص) دفن نمایند، در این موقع، عایشه بر قاطری سوار شده بود.
محمد حنفیه به او گفت: «ای عایشه روزی بر قاطر و روزی بر شتر سوار می شوی تا با بنی هاشم دشمنی کنی، نه مالک نفس خود هستی و نه در جای خود می نشینی».
عایشه از روی طعن گفت:
«ای پسر حنفیه، اینها (حسین علیه السلام و...) که سخن می گویند، فرزندان فاطمه (ع) هستند، ولی تو چه کاره ای؟!».
امام حسین (ع) به عایشه رو کرد و فرمود: «تو می خواهی محمد حنفیه را از فاطمی ها دور کنی، سوگند به خدا او زاده سه فاطمه است،
1- فاطمه دختر عمران بن عائذ بن مخذوم 2- فاطمه دختر اسد بن هاشم 3- فاطمه دختر زائدة بن رواحه».

«98» مقام حسن و حسین (علیهماالسلام)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در جنگ جمل که بسال 36 هجری در سرزمین بصره، بین سپاه علی (ع) و سپاه عایشه، به وقوع پیوست، نخست پس از اتمام حجت، علی (ع) به سپاه دشمن حمله کرد، و ارکان آن را متزلزل نمود، سپس پرچم را بدست پسرش محمد حنفیه داد و فرمود: لشکر سختی بر دشمن وارد آورد...
جمعی از یاران، وقتی که شجاعت بی نظیر محمد حنفیه را دیدند، به امیرمؤمنان (ع) عرض کردند: «اگر فضائل خاصی که برای حسن و حسین (ع) قرار داده شده نبود، هیچکس را بر محمد حنفیه مقدم نمی داشتیم».
امام (ع) در پاسخ فرمود: این النجم من الشمس والقمر: «ستاره کجا و خورشید و ماه کجا؟» (یعنی محمد حنفیه ستاره است ولی حسن و حسین خورشید و ماه هستند).
یاران عرض کردند: «ما هرگز محمد حنفیه را همپایه حسن و حسین (ع) نمی دانیم، امام (ع) فرمود: این یقع ابنی من ابنی بنت رسول الله: «فرزند من کجا و فرزند دختر پیامبر کجا؟».