فهرست کتاب


داستان دوستان جلد 2

محمد محمدی اشتهاردی‏

«82» بدمستی شرابخوار

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
شرابخواری در زمان جاهلیت همچون آب خوردن، رائج بود، نقل شده یگانه کسی که از کافران در زمان جاهلیت (قبل از اسلام) در عربستان شراب را بر خود حرام کرد «ابن جدعان» بود.
توضیح اینکه: وی به شرابخواری عادت کرده بود، و همیشه شراب می خورد، شبی مهتابی، شراب بسیار خورد و مست شد، در حضور دوستانش برخاست و دستهایش را مکرر برطرف ماه دراز می کرد تا ماه را بگیرد، زیرا مست بود و خیال می کرد، ماه در نزدیک او است و او می تواند آن را بگیرد.
دوستانش از روی مسخره، می خندیدند، وقتی که او از حالت مستی بیرون آمد، دوستانش جریان را به او گفتند.
او شرمنده شد و سوگند یاد کرد که دیگر شراب نیاشامد، به این ترتیب شراب را بر خود حرام نمود.
رفتم به در میکده دیدم مستی gggggگفتم زچه با الکل و می پیوستی
گفتا که خورم می، تا خر بشوم gggggگفتم به خدا غصه مخور خر هستی

«83» آگاهی دو فرشته به نیات انسان

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
شخصی از امام موسی بن جعفر (ع) پرسید: «دو فرشته ای که مأمور مراقبت و ثبت اعمال نیک و بد انسان هستند، آیا از نیت و اراده باطنی انسان، هنگام گناه یا کار نیک، اطلاع دارند یا نه؟!».
امام کاظم در پاسخ فرمود: «آیا بوی چاه فاضل آب، و بوی خوش (باغ) یکسان است؟!».
راوی می گوید: نه.
امام فرمود: هنگامی که انسان، نیت کار نیک کند، نفسش (یا روحش) خشبو می شود، فرشته ای که در سمت راست است و مأمور ثبت پاداشها می باشد، به فرشته سمت چپ می گوید: برخیز که او اراده کار نیک کرد.
و هنگامی که کار نیک را انجام داد، زبانش، قلم فرشته، و آب دهانش مرکب او می شود و آن را ثبت می کند.
و هنگامی که اراده گناه کند، نفسش، بدبو می گردد، فرشته سمت چپ، به فرشته سمت راست می گوید: «بایست که او تصمیم برگناه دارد»، و هنگامی که گناه را انجام می دهد، زبانش، قلم، و آب دهانش مرکب می گردد، و آن را می نویسد.
به این ترتیب، دو فرشته مراقب اعمال انسان حتی به نیت نیک یا بد او آگاه هستند.

«84» دو شعر لطیف در شأن علی (ع)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
ابن ابی الحدید (از علمای بزرگ اهل تسنن که بسال 655 هجری قمری از دنیا رفت) در شأن حضرت علی (ع) قصیده ای سروده که به «قصیده عینیه» معروف می باشد، یکی از اشعار آن قصیده این است:
اقول فیک «سمیدع» کلاولا gggggحاشا لمثلک ان یقال سمیدع
«ای علی (ع) آیا درباره شما می توان گلواژه «بزرگوار» به کار برد، هرگز زیرا که این واژه را توان و قدرت آن نیست که بازگو کننده عظمت مقام تو باشد».
و وقتی خبر شهادت علی (ع) به معاویه (دشمن سرسخت آنحضرت) رسید، گفت:
قل للا رانب ترعی اینما سرحت gggggوللظباء بلا خوف ولا وجل
«اینک به خرگوشها و آهوان بگو هر گونه که می خواهند، بدون ترس و بیم بچرخند».
یعنی: شیر از دنیا رفته، سربازان ترسوی من راحت باشند.