فهرست کتاب


داستان دوستان جلد 2

محمد محمدی اشتهاردی‏

«76» نمونه ای از حلم علی (ع)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
روزی حضرت علی (ع) چند بار غلام خود را صدا زد، ولی جوابی نشنید، ناگهان دید غلام دم در ایستاده، به او فرمود: «چرا جوابم را نمی دهی».
غلام عرض کرد: «لثقتی بحلمک، وامنی من عقوبتک»: «زیرا به حلم و بردباری تو، اطمینان دارم، و خود را از مجازات تو ایمن می دانم».
حضرت علی (ع) پاسخ غلام را نیکو شمرد، و او را به همین خاطر آزاد نمود.
این روش، یکی از شیوه های مهرآمیز امامان معصوم (ع) با بردگان بود، و آنها با روش پرمهر خود، درس مهربانی نسبت به زیردستان را به جهانیان آموختند.

«77» سفارش پدر سه شهید

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
یکی از شخصیتهای جمهوری اسلامی ایران می گفت: پدر و مادر چند شهید، به نزدم آمدند، در ضمن گفتگو پدر گفت: «در جریان حمله مزدوران بعثی به خونین شهر، به منظور دفاع از کیان اسلام و اطاعت از فرمان امام امت خمینی بت شکن، فرزند اولم شهید شد، او را با دست حود به خاک سپردم.
فرزند دومم از من اجازه جنگ با متجاوزین خواست، اجازه دادم، رفت و نبرد قهرمانانه کرد و به شهادت رسید، او را نیز با دست خود به خاک سپردم. پسر سومم نیز به همین منوال رفت و کشت و به شهادت رسید، او را با دست خودم به خاک سپردم.»
به همسرم گفتم: «ای بانوی اسلام! مبادا بی تابی کنی، اشک بریزی که این، «سرمایه گذاری» در راه اسلام است، به خاطر خدا باید صبر کنیم، تا پاداشمان محفوظ باشد».
هزاران درود بر این افرادی که با روح بلند خود، چنان فرزندانی شیردل به جامعه تحویل دادند، و خود این گونه با روحیه ای سرشار از اخلاص و نیرومند، ایستادگی نمودند، و با دست پرتوان خود، این چنین حماسه ها آفریدند، و حتی برای خدا حاضر نشدند که برای عزیزترین افراد خود، اشک بریزند.
طفل رضیع نادان از بهر شیر گریدgggggوقتی غذا شناسد، پستان چکارش آید

«78» مغرور نباش

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
فضیل بن عیاض یکی از جنایتکاران تاریخ بود، که زندگیش غرق در گناه و انحراف بود و سپس توبه کرد.
می گویند: شخصی به او گفت: اگر در روز قیامت خداوند به تو بگوید: ما غرک بربک الکریم: «چه چیز تو را به پروردگار کریم و بزرگت، مغرور ساخت؟» در پاسخ چه می گوئی؟
فضیل گفت: در پاسخ می گویم: «پوششها و پرده های فروگذاشته ات مرا مغرور کرد» (از اینکه تو گناهان را می پوشانی، من مغرور شدم).
یکی از دانشمندان بنام «محمد سماک» در پاسخ او و افرادی که چنین فکر می کنند، دو شعر زیر را گفته است:
با کاتم الذنب اما تستحی gggggالله فی الخلوة یاتیکا
غرک من ربک امهاله gggggوشره طول مساویکا
یعنی: «ای که گناه را می پوشانی، آیا شرم نداری، خداوند در خلوت نزد تو است، مهلت دادن خدا، تو را فریب داد، و پوشش او بر بدیهای تو، ترا مغرور کرد».