فهرست کتاب


داستان دوستان جلد 2

محمد محمدی اشتهاردی‏

«68» جوانمردی در جنگ

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در جنگ صفین که در سال 36 هجری بین سپاه علی (ع) با سپاه معاویه، در گرفت و 18 ماه طول کشید.
در اوائل جنگ، روزی معاویه با مشاور عزیزش «عمروعاص» صحبت کرد و برای تحت فشار قرار دادن سپاه علی (ع) گفت: بجا است که ما شریعه (آبراه) فرات را تصرف کنیم، و در نتیجه، تشتگی در این بیابان، سپاه علی (ع) را از پای در آورد.
عمروعاص گفت: «این کار درست نیست، زیرا علی (ع) مردی نیست که تشنه بماند و شما آب در اختیار داشته باشید، عراقیان و حجازیان، همراه او هستند و سرانجام با شمشیرهای بران، خود را به آب می رسانند»
معاویه سخن «عمروعاص» را گوش نداد، و دستور حمله داد، و سپاه او آبراه فرات را تصرف کردند.
ولی طولی نکشید با حملات قهرمانانه علی (ع) و یارانش، لشکر معاویه عقب نشینی کرده و آبراه فرات بدست سپاه علی (ع) افتاد.
معاویه از ترس تشنگی، بسیار وحشت کرد، و برای علی (ع) پیام فرستاد و تقاضای آزادی آبراه فرات نمود.
علی (ع) به یاران فرمود: «شریعه فرات را آزاد بگذارید و کسی مانع آشامیدن آب نشود، اگر آنها کار جاهلانه انجام دادند، من چنین کاری را نمی کنم».
به این ترتیب، امیرمؤمنان علی (ع) در درگیری جنگ، کار ناجوانمردانه انجام نداد، و با این عمل انسانی خود، درس جوانمردی و انسانیت - حتی در جنگ به جهانیان آموخت.

«69» دو دانشمند پارسا و بیدار

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
عالم بزرگ سید معروف به «صاحب مدارک» با محقق بزرگ شیخ حسن معروف به «صاحب معالم» دو نفر از علمای برجسته شیعه هستند که در قرن ده و یازده می زیستند.
آنها هم مباحثه و هم درس و دوست صمیمی بودند و بعلاوه خویشاوندی نزدیک بینشان بود، چرا که سید محمد (صاحب مدارک) پسر خواهر شیخ حسن (صاحب معالم) بود، و شیخ حسن، دائی سید محمد بود.
این دو بزرگوار، بسیار وارسته و پاک بودند و به تحصیل علوم اسلامی و نشر آن همت گماشتند، و از کتابهای معروف شیخ حسن کتاب معالم الاصول (از کتب درسی حوزه های علمیه) است. و از این رو به «صاحب معالم» معروف شده است. و از کتابهای معروف سید محمد کتاب «مدارک الاحکام در شرح شرایع» است که از این رو به «صاحب مدارک» معروف شده است. از خصوصیات این دو عالم وارسته اینکه: هر دو همواره در مسجد حاضر می شدند و هر کدام جلوتر می رفت و نماز جماعت می خواند، و دیگری دیرتر به مسجد می رسید، به اولی اقتدا می کرد.
و از خصوصیات این دو عالم بیدار اینکه: به ایران برای زیارت قبر شریف حضرت رضا (ع) نیامدند، از ترس اینکه مبادا شاه عباس اول (که در آن زمان در ایران حکومت می کرد) آنها را تکلیف کند که به حضورش بروند، با اینکه شاه عباس نسبت به شاهان دیگر خوب بود، ولی آنها در نجف اشرف ماندند و به ایران نیامدند بخاطر آنکه به دامن پاکشان برچسب روآوری به دربار شاه نخورد.
و از ویژگیهای این دو دانشمند بزرگ اینکه: هر زمان یکی از آنها کتابی تألیف می کرد، به دیگری می داد تا مطالعه کند و با توافق همدیگر به چاپ کتاب، اقدام می کردند، و هرگاه یکی از آنها مسأله ای را بیان می کرد و ترجیح می داد، و از دیگری همان مسأله را می پرسیدند می گفت: به همان که او (شیخ حسن - یا - سید محمد) فرموده، مراجعه کنید... سرانجام سید محمد (صاحب مدارک) در جباع لبنان بسال 1009 هجری قمری از دنیا رفت، و صاحب معالم (شیخ حسن) در آغاز محرم سال 1011 هجری قمری دار دنیا را وداع گفت.
به این ترتیب، این دو عالم و فقیه و دوست صمیمی، با کمال پاکی زیستند و زندگیشان الگوی عالمان بیدار گردید.

«70» یادی از شهید «ابن الحسین»

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
یکی از علمای برجسته قرن چهارم، فیلسوف و شاعر سترگ ابوالحسن، ابن الحسین بلخی است که بسال 325 هجری قمری از دنیا رفت.
که شاعر معروف «رودکی» در سوگ او گفت:
از شمار دو چشم یک تن کم gggggو از شمار خرد، هزاران بیش
نقل می کنند: روزی وی تنها نشسته بود و به مطالعه کتاب، اشتغال داشت، شخص بی سوادی نزد او رفت و گفت: «دیدم تو تنها هستی آمدم تا همدم داشته باشی».
او در پاسخ گفت الان صرت وحیداً «اکنون تنها شدم» (یعنی آنگاه که مشغول مطالعه بودم، در فکرم، افکار گوناگون علماء در جولان بود، و با جمعیتی سروکار داشتم، ولی اینک که تو از علم بهره ای نداری و اینجا آمده ای، من تنها هستم).
و از اشعار ابن الحسین است:
اگر غم را چو آتش دود بودی gggggجهان تاریک بودی جاودانه
در این گیتی سراسر گربگردی gggggخردمندی نیابی شادمانه