فهرست کتاب


داستان دوستان جلد 2

محمد محمدی اشتهاردی‏

«66» نمونه ای از قدرت و صداقت جبرئیل (ع)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در قرآن در سوره کورت، آیه 20 و 21 در وصف جبرئیل می خوانیم: ذی قوة عند ذی العرش مکین - مطاع ثم امین.
یعنی: «جبرئیل صاحب نیرو است، و در پیشگاه صاحب عرش (خدا) دارای مقام بسیار عالی است، او فرمانروا و امین و درستکار است».
در حدیث آمده: پس از نزول این دو آیه، رسول خدا (ص) به جبرئیل فرمود: پروردگار تو چه زیبا تو را ستوده، آنجا که می فرماید: «صاحب نیرو، در پیشگاه صاحب عرش (خدا) دارای مقام بس عالی است، و فرمانروای امین و راستگو می باشد؟».
ای جبرئیل! قوت و نیروی تو، و امانت و صداقت تو چیست؟
جبرئیل عرض کرد: اما (نمونه ای) از نیروی من، بدانکه من از طرف خداوند به سوی شهرهای قوم لوط (برای عذاب رسانی به آن قوم) مبعوث شدم، آنها در چهار شهر بودند و هر شهری دارای چهارصد هزار جنگجو بود، غیر از کودکان، من آن شهرها را از زمین برداشتم و به آسمان بردم، تا آنجا که فرشتگان آسمان صدای خروسها و سگهای آنها را شنیدند، و سپس به زمین آوردم و زیرورو کردم.
و اما نمونه ای از امانت و صداقت من، اینکه: «هیچ دستوری به من داده نشد که کمترین خطائی در اجرای آن دستور بکنم».

«67» برادران سلحشور

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در جنگ جمل که بین سپاه علی (ع) و سپاه طلحه و زبیر، در بصره در سال 36 هجرت واقع شد، در سپاه علی (ع) سه برادر بنام زید و سبحان و صعصعه (فرزندان صوحان) از دلاور مردان سلحشور بودند، به گونه ای که پرچم امیرمؤمنان علی (ع) در دست «سحبان» بود، وقتی او به شهادت رسید، پس از او برادرش، صعصعه، پرچم را بدست گرفت و به نبرد ادامه داد.
جالب اینکه: وقتی علی (ع) کنار جسد پاک زید آمد، فرمود:
رحمک الله یا زید کنت خفیف المونة، عظیم المعونهة: «ای زید خدا ترا مشمول رحمتش قرار دهد، تو مردی کم خرج (و بی اعتنا به زرق و برق دنیا) بودی، و یاری تو به دین بسیار بود».

«68» جوانمردی در جنگ

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
در جنگ صفین که در سال 36 هجری بین سپاه علی (ع) با سپاه معاویه، در گرفت و 18 ماه طول کشید.
در اوائل جنگ، روزی معاویه با مشاور عزیزش «عمروعاص» صحبت کرد و برای تحت فشار قرار دادن سپاه علی (ع) گفت: بجا است که ما شریعه (آبراه) فرات را تصرف کنیم، و در نتیجه، تشتگی در این بیابان، سپاه علی (ع) را از پای در آورد.
عمروعاص گفت: «این کار درست نیست، زیرا علی (ع) مردی نیست که تشنه بماند و شما آب در اختیار داشته باشید، عراقیان و حجازیان، همراه او هستند و سرانجام با شمشیرهای بران، خود را به آب می رسانند»
معاویه سخن «عمروعاص» را گوش نداد، و دستور حمله داد، و سپاه او آبراه فرات را تصرف کردند.
ولی طولی نکشید با حملات قهرمانانه علی (ع) و یارانش، لشکر معاویه عقب نشینی کرده و آبراه فرات بدست سپاه علی (ع) افتاد.
معاویه از ترس تشنگی، بسیار وحشت کرد، و برای علی (ع) پیام فرستاد و تقاضای آزادی آبراه فرات نمود.
علی (ع) به یاران فرمود: «شریعه فرات را آزاد بگذارید و کسی مانع آشامیدن آب نشود، اگر آنها کار جاهلانه انجام دادند، من چنین کاری را نمی کنم».
به این ترتیب، امیرمؤمنان علی (ع) در درگیری جنگ، کار ناجوانمردانه انجام نداد، و با این عمل انسانی خود، درس جوانمردی و انسانیت - حتی در جنگ به جهانیان آموخت.