فهرست کتاب


داستان دوستان جلد 2

محمد محمدی اشتهاردی‏

«55» تعبیر حضرت آیت الله العظمی بروجردی در مورد امام خمینی

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
حضرت آیت الله العظمی بروجردی که دارای مقام مرجعیت عامه شیعیان جهان گردید، فقیه بزرگ قرن چهارده بود که در 13 شوال 1380 قمری (مطابق با 10 فروردین 1340 شمسی) از دنیا رفت، در مجلسی که جمعی از علماء از جمله امام خمینی (مدظله العالی) حضور داشتند، در هنگامی که مجلس تمام شد و قصد خروج از مجلس را داشتند، امام خمینی (مدظله العالی) را بر خود مقدم داشت، و به هنگامی که با اعتراض بعضی ها روبرو شد این جمله را فرمود:
«بله بله، می گویم سلام الله علیه، می گویم سلام الله علیه، همانگونه که علامه حلی در هنگامی نام سید مرتضی (قدّس سرّه) در محضرش برده شد فرمود: «سلام الله علیه» (سلام خدا بر سید مرتضی) من هم می گویم: «سلام خدا بر خمینی» با توجه به اینکه این سخن آقای بروجردی حدود سه سال قبل از 15 خرداد 42 (آغاز قیام امام خمینی) بوده است.

«56» تعبیر مرجع تقلید دیگر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
جمعی در محضر مرجع تقلید شیعیان، مرحوم حضرت آیت الله العظمی میلانی (که در مشهد مقدس سکونت داشت) نشسته بودند، آن هنگام که امام خمینی (مدظله العالی) در تبعید به سر می برد، سخن از امام خمینی به میان آمد.
آیت الله العظمی میلانی فرمود: «سلام الله علیه» (سلام خدا بر خمینی).
در آن جمع، این کلام برای شخصی ناخوش آیند آمد، آن شخص سخنی گفت که بوی اعتراض می داد.
آیت الله میلانی به او فرمود: «ساکت باش ای فلانی! اینجا مسأله تقلید در بین نیست که گفته شود، فلانی اعلم است یا من؟، اینجا بحث رهبری است و چنین نیست که هر مجتهدی لیاقت رهبری داشته باشد، به همان گونه که لیاقت تقلید را دارد.
لیاقت رهبری را تنها فقیه سیاستمدار دارا است که به زمان خویش، آگاه بوده، و در راه خدا از ملامت ملامتگران نترسد و اکنون با این مشخصات کسی جز آیت الله خمینی نیست».

«57» پاداش عظیم گریه بر مصائب حسین (ع)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
فضل می گوید: از حضرت رضا (ع) شنیدم فرمود: وقتی که خداوند فرمان داد که (در قربانگاه مکه) قوچی را بجای فرزندش اسماعیل (ع) ذبح کند، ابراهیم آرزو کرد که فرزندش اسماعیل را با دست خود قربان نماید نه قوچ را بجای اسماعیل تا به قلب او آن (اندوهی) وارد شود که به قلب پدری که عزیزترین فرزندش را ذبح می کند، وارد گردد، تا در نتیجه شایسته عالیترین درجات «صاحبان پاداش بر مصائب» گردد.
خداوند به ابراهیم چنین وحی کرد:
ای ابراهیم! محبوبترین خلق من نزد تو کیست؟!.
ابراهیم «پروردگارا نیافریدی خلقی را که در نزد من محبوبتر از حبیب تو محمد (ص) باشد».
خداوند به ابراهیم فرمود: «محمد (ص) را بیشتر دوست داری یا خودت را؟».
ابراهیم «محمد (ص) را از جان خودم بیشتر دوست دارم».
خداوند فرمود: «فرزندت محمد (ص) را بیشتر دوست داری یا فرزند خودت را؟».
ابراهیم «بلکه فرزند محمد (ص) را بیشتر از فرزند خودم دوست دارم».
خداوند فرمود: «ذبح و کشته شدن فرزند محمد (ص) بدست دشمنانش از روی ظلم برای تو دردناکتر است، یا قربان نمودن فرزندت بدست خودت بخاطر اطاعت از فرمان من؟».
ابراهیم «بلکه ذبح فرزند محمد (ص) بدست دشمنانش برایم دردناکتر است از ذبح فرزندم بدست خودم».
خداوند فرمود: «ای ابراهیم، جمعیتی که ادعا می کنند از امت محمد (ص) هستند، بزودی از روی ظلم فرزند آنحضرت حسین (علیه السلام) را ذبح می کنند و گردن می زنند، چنانچه گوسفند را ذبح می کنند، و در نتیجه آن جمعیت مورد غضب من واقع می شوند».
ابراهیم گریه کرد و قلبش پر از اندوه و درد شد و همچنان برای مصائب امام حسین (ع) گریست.
خداوند به او وحی کرد که: «ای ابراهیم! گریه تو برای فرزند محمد (ص) (یعنی حسین علیه السلام) را بجای گریه تو بر فرزندت (اسماعیل) بفرض اینکه او را قربان می کردی و گریه می نمودی قرار دادم، و عالیترین درجات پاداش «صاحبان پاداش بخاطر مصائب» را به تو عنایت کردم.