فهرست کتاب


داستان دوستان جلد 2

محمد محمدی اشتهاردی‏

«54» امام خمینی از نظر استاد

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
از خاطرات جالب و فراموش نشدنی نگارنده اینکه: در سالهای 1343 تا 1345 شمسی به تفسیر حضرت آیت الله شیخ ابوالقاسم خزعلی (دامت برکاته) می رفتم، این جلسه عصرها در مسجد فاطمیه قم (واقع در گذرخان) از جمعیت بسیار از طلاب فاضل تشکیل می شد، جلسه پربار و ثمربخشی بود، ایامی بود که مدتها حضرت امام خمینی (مدظله العالی) توسط رژیم منهوس پهلوی، تبعید شده بود، خفقان و سانسور در همه جا به چشم می خورد، در این شرائط سخت، روزی استاد معظم آقای خزعلی در جمع شاگردان که نگارنده نیز حاضر بودم و مطالب ایشان را می نوشتم، فرمود:
«... من امید دارم که خداوند برای ما روزگاری پیش بیاورد که در آن روزگار، به استقبال امام خمینی (مدظله العالی) برویم، با پای پیاده به زیارتش بشتابیم، سپس با گوشه عمامه خود، غبار نعلین امام را پاک کرده و بدینوسیله، عمامه خود را متبرک کنیم، و سپس با همین عمامه، دو رکعت نماز بخوانیم قربة الی الله و دعا کنیم لفرج ولیه حجة بن الحسن العسکری (عجل الله تعالی فرجه الشریف)».

«55» تعبیر حضرت آیت الله العظمی بروجردی در مورد امام خمینی

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
حضرت آیت الله العظمی بروجردی که دارای مقام مرجعیت عامه شیعیان جهان گردید، فقیه بزرگ قرن چهارده بود که در 13 شوال 1380 قمری (مطابق با 10 فروردین 1340 شمسی) از دنیا رفت، در مجلسی که جمعی از علماء از جمله امام خمینی (مدظله العالی) حضور داشتند، در هنگامی که مجلس تمام شد و قصد خروج از مجلس را داشتند، امام خمینی (مدظله العالی) را بر خود مقدم داشت، و به هنگامی که با اعتراض بعضی ها روبرو شد این جمله را فرمود:
«بله بله، می گویم سلام الله علیه، می گویم سلام الله علیه، همانگونه که علامه حلی در هنگامی نام سید مرتضی (قدّس سرّه) در محضرش برده شد فرمود: «سلام الله علیه» (سلام خدا بر سید مرتضی) من هم می گویم: «سلام خدا بر خمینی» با توجه به اینکه این سخن آقای بروجردی حدود سه سال قبل از 15 خرداد 42 (آغاز قیام امام خمینی) بوده است.

«56» تعبیر مرجع تقلید دیگر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
جمعی در محضر مرجع تقلید شیعیان، مرحوم حضرت آیت الله العظمی میلانی (که در مشهد مقدس سکونت داشت) نشسته بودند، آن هنگام که امام خمینی (مدظله العالی) در تبعید به سر می برد، سخن از امام خمینی به میان آمد.
آیت الله العظمی میلانی فرمود: «سلام الله علیه» (سلام خدا بر خمینی).
در آن جمع، این کلام برای شخصی ناخوش آیند آمد، آن شخص سخنی گفت که بوی اعتراض می داد.
آیت الله میلانی به او فرمود: «ساکت باش ای فلانی! اینجا مسأله تقلید در بین نیست که گفته شود، فلانی اعلم است یا من؟، اینجا بحث رهبری است و چنین نیست که هر مجتهدی لیاقت رهبری داشته باشد، به همان گونه که لیاقت تقلید را دارد.
لیاقت رهبری را تنها فقیه سیاستمدار دارا است که به زمان خویش، آگاه بوده، و در راه خدا از ملامت ملامتگران نترسد و اکنون با این مشخصات کسی جز آیت الله خمینی نیست».