فهرست کتاب


داستان دوستان جلد 2

محمد محمدی اشتهاردی‏

«15» گفتگوی موسی(ع) و ابلیس

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
نقل شده: حضرت موسی(ع) در مجلسی نشسته بود ناگهان ابلیس به محضر آن حضرت رسید، درحالی که کلاه رنگارنگ درازی بر سر داشت، وقتی نزدیک شد از روی احترام، کلاه خود را از سر برداشت و سپس به سر گذاشت وگفت: السّلام علیک.
موسی (ع) فرمود: تو کیستی ؟، او جواب داد:«من ابلیس هستم».
موسی - خدا تو را بکشد، برای چه به اینجا آمده ای؟
ابلیس - آمده ام بخاطر مقام ارجمندی که در پیش گاه خدا داری بر تو سلام کنم.
موسی - با این کلاه رنگارنگ چه می کنی؟
ابلیس - با این کلاه، دلهای فرزندان آدم(ع) را آلوده و منحرف می کنم (وقتی آنها به زرق و برق دنیا که نمودارش در این کلاه وجود دارد، دل بستند، براحتی از صراط حق، منحرف خواهند شد).
موسی - چه کاری است که اگر انسان انجام دهد، تو بر او چیره می شوی؟
ابلیس - همگامی که انسان خود بین باشد و عملش را زیاد بشمرد، و گناهانش را فراموش کند ( بر او چیره می گردم) و تو را از سه خصلت بر حذر میدارم 1- با زن نامحرم خلوت نکن که در این صورت من حاضرم تا انسان را به گناه بی عفتی وا دارم 2- با خداوند اگر پیمان بستی حتماً آن را ادا کن 3- وقتی متاع یا مبلغی به عنوان صدقه، خارج کردی، فوراً آن را به مستحق بپرداز، زیرا تا صدقه داده نشده من حاضرم که صاحبش را پشیمان کنم. سپس ابلیس، پشت کرد و رفت در حالی که می گفت: یا ویلناة علم موسی ما یحذّر به بنی آدم: «وای بر من، موسی (ع) دانست اموری را که بوسیله آن، انسانها را از آلودگی بر حذر می دارد».

«16» دو آیه سخت و خیر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
می دانیم که قرآن دارای 6666 آیه و 114 سوره دارد، در این که کدام آیه بهترین آیات و کدام آیه سخت ترین آیات است ؟ پاسخ این سؤال را جز معصومین نمی دانند.
وقتی که آیه 30 شوری خوانده شد:
وما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم ویعفوا عن کثیر:«هر مصیبتی به شما رسد به خاطر اعمالی است که انجام داده اید و بسیاری را نیز عفو می کند».
امیر مؤمنان علی (ع) از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمود: خیر آیة فی کتاب اللَّه هذه الآیة: «بهترین آیه که در قرآن مجید همین آیه (30 سوره شوری) است».
سپس فرمود: ما من خدش عود و لانکبة قدم الاّ بالذّنب، و ما عفی اللَّه عنه فی الدنیا فهو اکرم من انی عود فیه و ما عقاب علیه فی الدنیا فهو اعدل من انی ثنی علی عبده.
«ای علی! هر حخراشی که از چوبی بر تن انسان وارد می شود، و هر لغزش قدمی بر اثر گناهی است که از او سرزده، و آنچه خداوند در دنیا،عفو می کند، گرامی تر از آن است که (درقیامت ) در آن تجدید نظر فرماید و آنچه را که در این دنیا عقوبت فرموده، عادلتر از آن است که درآخرت، بار دیگر کیفر دهد».
و وقتی که آیه 30 سوره نبأ نازل شد.
فذوقوا فلن نزی دکم الاّعذاباً: « پس بچشید که جز به عذاب شما نیفزائیم».
پیامبر گرامی اسلام فرمود: هذه الایة اشدّ ما فی القرآن علی اهل النّار: «این آیه سخت ترین آیه در میان همه آیات قرآن در مورد دوزخیان است ».
به این ترتیب می بینیم، بهترین آیه قرآن، و سخت ترین آیه قرآن مربوط به کیفر اعمال است، تا انسانها از غفلت بیرون آیند و در اندیشه فردای قیامت باشند، و تا مهلت وفرصتی هست، نیت وعمل خود را صالح نمایند.

«17» لقب «ابوتراب» برای علی (علیه السلام)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
حضرت علی (ع) با اینکه القاب بسیار پر معنی داشت، ولی دوست می داشت که به او «ابوتراب» بگویند، مطابق گفتار بعضی از علما، آنحضرت این لقب را از این جهت دوست داشت که او متواضع بود و روی خاک می نشست و این لقب را که به معنی پدر خاک است، برای خود می پسندید چراکه بیانگر خاکی بودن او بود.
ولی دشمنان آن حضرت، این لقب را برای آن حضرت تکرار می کردند، و منظورشان تحقیر نمودن آنحضرت بود، با این که این لقب از بهترین صفات انسانی او (یعنی تواضع او) حکایت می کرد.
اما این که این لقب چگونه و چرا به او داده شد، در تاریخ چنین آمده است:
سال دوم هجرت بود، خبر رسید که کاروانی از مشرکان به سوی شام می روند پیامبر (ص) همراه صد و پنجاه نفر (و به نقل دیگر همراه 200 نفر ) در حالی که حضرت حمزه(ع) پرچم سفیدی به اهتزاز در آورده بود، برای جلوگیری و ضربه زدن به کاروان مشرکین، از مدینه خارج شده تا به «عشیره» (بر وزن غفیله ) رفتند (از این رو این حرکت را غزوه عشیره می نامند). هنگامی که پیامبر (ص) و سپاه اندکش در سرزمین «عشیره» به جستجو و برسی پرداختند، در یافتند که کاروان قریش از آنجا رفته اند، آنحضرت با سپاه خود در حدود یک ماه در آنجا ماند و سپس به مدینه باز گشتند.
علی (ع) و عمار یاسر، جزء این سپاه بودند، عمار می گوید: در همین سفر علی (ع) به من فرمود: «می خواهی برویم نزد افراد بنی «مدلج» که در کنار چشمه کشاورزی می کنند، بنگریم چگونه کشاورزی می نمایند؟!».
من موافقت کردم و با هم کنار آنها رفتیم، (بر اثر خستگی) نیاز به استراحت داشتیم، زیر درختهای نخل که در آنجا بود رفتیم، در زمین روی خاک خوابی دیم (و به نقل دیگر علی علیه السلام مقداری خاک جمع کرد و آنرا متکای خود قرار داد و سرش را روی آن گذارد و خوابید).
تا اینکه: رسول خدا (ص) آمد و ما را بیدار کرد و برخاستیم و لباسهای خود را که خاک آلود بود، تکان دادیم، در همین موقع، پبامبر (ص) به علی (ع) فرمود: «ای ابوتراب» (زیرا لباسش خاک آلود بود) بعد فرمود: می خواهید شما را به شقی ترین مردم خبر دهم؟ گفتیم آری، فرمود: یکی آن کسی است که ناقه حضرت صالح (ع) را پی کرد، دوم آن کسی است که بر فرق سر تو (ای علی) شمشیر می زند (یعنی ابن ملجم).