فهرست کتاب


داستان دوستان جلد 2

محمد محمدی اشتهاردی‏

«6» احترام به مرجع تقلید

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 شمسی به بعد نام بعضی از شهرها که نامناسب بود، عوض گردید مثلاً «شاهی»، در استان مازنداران به «قائم شهر» تبدیل شد. مردم شاهرود، پیش خود نام این شهر را به نام «امام شهر» عوض نمودند، روزی چند نفر از علمای شاهرود به حضور امام امّت حضرت امام خمینی (مدظلّه العالی) رسیدند و درضمن گفتگو به عرض رساندند که نام شهر ما نیز عوض شده و بجای شاهرود، «امام شهر» شده است.
امام فرمود: به احترام آیت اللَّه شاهرودی (آیت اللَّه العظمی مرحوم حاج سید محمود شاهرودی) که منصوب به این شهر است، بگذارید همین نام باشد.
در اینجا در حالی که سخن امام، در نگارنده شور و هیجان و سوز خاصی ایجاد کرده، رباعی زیر با تقدیم شیفتگان حق می کنم:
ما ساخته راه حسینیم همه ggggg برخاسته از جنگ حنینیم همه
ای ثارگر خط وره روح خداgggggدلباخته پیر خمینیم
همه

«7» شیوه ملاقات رسول خدا (ص) با خانواده شهید

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
اسماء بنت عمیس، در آغاز، همسر (جعفر بن ابی طالب) برادر علی(ع) بود و از او چند کودک داشت، جعفر طیار در جنگ موته که در سال هشتم هجرت در سرزمین شام واقع شد، به شهادت رسید.
اسماء و فرزندانش، هنوز آگاه نبودند، پیامبر (ص) پس از اطلاع به خانه «اسماء» آمد، اسماء در آن روز چهل پوست (برای درست کردن فرش از آنها) دباغی کرده بود، و آرد خانه را خمیر نموده بود تا نان بپزد، و صورت کودکانش را می شست.
اسماء می گوید: وقتی با رسول خدا (ص) روبرو شدم، آن حضرت فرمود:« ای اسماء فرزندان جعفر کجایند؟» آنها را به حضور پیامبر (ص) آوردم، پیامبر (ص) آنها را به سینه اش چسبانید و نوازش داد، سپس قطرات اشک از چشمانش سرازیر شد و گریه کرد، اسماء عرض کرد: «ای رسول خدا! گویا از جعفر برای تو خبری آمده است؟» فرمود:«آری او همین امروز کشته شد». اسماء می گوید: برخاستم و صیحه زدم و گریستم، زنها اطراف مرا گرفتند، رسول خدا (ص) می فرمود««ی اسماء نگو از هجر و فراق چکنم؟، به سینه ات دست نزن».
سپس رسول خدا (ص) از خانه خارج شد وبر دخترش فاطمه زهرا(ع) وارد گردید، فاطمه زهرا(ع) می فرمود: «واعمّاه» (وای پسرعمویم را از دست دادم).
سپس فرمود: علی مثل جعفر فلتبک الباکیة:« برای مثل جعفر، سزاوار است گریه کننده بگرید) آنگاه فرمود« برای خانواده جعفر غذایی تهیه کرده و برای شان ببرید، آنها امروز، اشتغال به سوک جعفر(ع) دارند».

«8» جنازه غلام نصرانی در میان کشته ها

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
از گفتنی ها اینکه: پیامبر (ص) در جنگ حنین (که درسال هشتم هجرت در اطراف مکه واقع شد) به مسلمین فرمود: هر کس از شما شخصی از مشرکان متجاوز را کشت، لباس و آنچه که همراه دارد، مال او باشد، در این میان ابو طلحه انصاری، بسیاری از مشرکان را کشت و مالک اموال همراه کشته هایش گردید.
یکی از جنگجویان اسلام، که از انصار بود جوانی از مشرکان را کشت، وقتی که لباسش را در آورد تا برای خود بردارد، چشمش به عورت او خورد دید ختنه نشده، فریاد زد:« آهای مردم »، طایفه ثقیف، ختنه نمی کنند (با توجه به اینکه ختنه نکردن، بسیار زشت وننگ بود).
مغیرة بن شعبه نزد آن انصاری رفت و گفت: اشتباه می کنی، این جسد مربوط به غلامی مسیحی است، که در میان کشته ها است، که از غلامان ثقیف بوده و کشته شده، و مسیحیان ختنه نمی کنند.
این جریان نیز به نوبه خود، حکایت از اهمیت ختنه کردن در میان مسلمین عصر پیامبر (ص) می کند که از دستورات ابراهیم خلیل است و در اسلام نیز جزء دستورات لازم می باشد.