داستان دوستان جلد 2

نویسنده : محمد محمدی اشتهاردی

مقدّمه:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

فرهنگ اسلام، تنها نجات بخش انسانها

گفتارم را با این اشعار مشهور اقبال لاهوری آغاز می کنم:
چون چراغ لاله سوزم در خیابان شماggggg ای جوانان عجم جان من و جان شما
غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام gggggتا بدست آورده ام افکار پنهان شما
مهر و مه دیدم، نگاهم برتر از پروین گذشت gggggریختم طرح حرم در کافرستان شما
تا سنانش تیزتر گردد فرو پیچیدمش gggggشعله ای آشفته بود اندر بیابان شما
فکر رنگینم کند، نذر تهیدستان شرق gggggپاره لعلی که دارم از بدخشان شما
می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند gggggدیده ام از روزن دیوار زندان شما
حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل gggggآتشی در سینه دارم از نیاکان شما
ای فروغ حسن ماه، از روی رخشان شماgggggآب روی خوبی از چاه زنخدان شما
ای صبا باساکنان شهر یزد از ما بگوgggggکای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما
اقبال لاهوری می گفت: «من از تاریخ اسلام یک درس آموخته ام و آن این است که در لحظات حسّاس و بحرانی تاریخ که مسلمین، پشت سر گذاشته اند، دین اسلام بوده است که آنها را نجات داده است، نه مسلمین، اسلام را نجات داده باشند».
«فرانتس فانون» جامعه شناس انقلابی الجزایر که به خوبی از عهده تجزیه و تحلیل انقلاب الجزائر بر آمده، بااینکه غیر مسلمان است در ضمن نامه ای برای یکی از دانشمندان اسلامی، می گوید: «...اگر چه من مسلمان نیستم و در مورد اسلام، احساساتی همانند تو ندارم، ولی بیشتر از خود تو، معتقد به این حقیقت هستم که در کشورهای اسلامی، حربه ای برّنده تر و کاری تر از اسلام بر ضدّ استعمار و ظلم و جور، وجود ندارد».
کوتاه سخن آنکه: محقّقان منصف، و متفکّران دلسوز معتقدند که تنها نجات از استعمار و استثمار، و تنها رهائی بخش انسانها، فرهنگ اصیل اسلام است، و نه فرهنگ غرب و نه فرهنگ شرق.
بر همین اساس، ابرقدرتهای جهانخوار و استعمارگران قدیم و جدید، از هیچ چیزی مانند اسلام نمی ترسند و هیچ دشمنی را مانند اسلام، نمی دانند، از این رو با انواع تبلیغات انحرافی، با اسلام مبارزه می کنند، و با طرح برنامه های ضد اسلام، می خواهند فرهنگ اسلام را از جهان برچینند، غافل ازاینکه حقایق اسلام روز بروز وسیعتر در دلهای انسانها جای گزین می شود و مغزها را به سوی خود می کشاند.
هدف اصلی «فراماسونری» (که یک تشکیلات مرموزی است و در بعضی از کشورها به خصوص انگلستان، سازمان و اعضاء دارد) اسلام زدائی از طرق مختلف می باشد، چرا که این مزدران جهانخوار، در یافته اند که شناخت اسلام، و تاریخ غنی آن و تثبیت قوانین اسلامی در جوامع، بزرگترین و خلل ناپذیرترین خطر برای هر گونه استعمار است.
سه چهره مزدور اسلام زدا
یکی از نیرنگهای استعمارگران در قرن اخیر این بود که سه نفر را مأمور اسلام زدائی در منطقه آسیا کردند که این سه نفر عبارت بودند از «کمال آتاتورک»، در ترکیه، و «رضا خان» در ایران، و «امان اللَّه خان» در افقانستان.
این مزدوران خودسر، مأمور بودند که فرهنگ غرب را جای گزین فرهنگ اسلام نمایند (البته افراد دیگری نیز برای این کار مأموریت داشتند ولی این سه نفر از شاخص ترین افراد در این جهت می باشند).
«کمال آتاتورک»، یک رژیم خود کامه و مستبد را در ترکیه حاکم نمود، و با بدترین شکنجه ها و آزارها در همه زمینه های سیاسی و اجتماعی، به اسلام زدائی پرداخت، مدرسه های مذهبی را بست، اذان نماز را به زبان عربی قدغن کرد، سیستم حقوقی سوئد را بجای سیستم حقوقی اسلام، در دادگستری ترکیه رواج داد، خط را عوض کرد، کشف حجاب نمود، پوشیدن لباس عربی را برای هر فرد ترک،اجباری ساخت و...
و در سال 1343 قمری (1924م) دستور داد، هر چیزی که مربوط به تاریخ گذشته ترکها و امپراطوری عثمانی، یا درباره اسلام باشد، از برنامه های درسی تمامی مدارس حذف گردد.
در سال 1924 میلادی، آتاتورک یک قانون اساسی جدید برای کشور ترکیه اعلام کرد، این قانون اساسی، نمونه کامل اسلام ستیزی و غربزدگی مفرط در تمام ابعاد است و در سال 1923 میلادی مقرر گردید که دختران در کنار پسران در یک کلاس درس شرکت کنند و در سال 1927 آموزش مختلف دختران و پسران در تمامی سطوح اجرا گردید.
هم اکنون نیز رژیم ترکیه همان برنامه را دنبال می کند و دین را از سیاست جدا می داند، و سیستم «لائیک» (لامذهبی) را اجرا می نماید.
اما در مورد رضاخان (که او را پس از سلطنت، رضا شاه کبیر می گفتند)، در ایران، از عوامل مختلف برای گرایش مردم بسوی غرب و غرب زدگی، استفاده کرد، و او به پشتیبانی قدرت های استعماری، همان برنامه آتاترک را در ایران اجرا نمود، و رسماً به دژخیمانش فرمان داد که چادر را به اجبار از سر زنان بگیرند، و در سال 1343، به کشف حجاب دست زد و مؤسسات عالی آموزش مختلط پسران و دختران معمول گردید.
مردم مسلمان ایران بر ضد او قیام کردند، و در مشهد، مردم به رهبری مرجع تقلیدشان مرحوم حضرت آیت اللَّه العظمی حاج آقا حسین قمی، قیام کردند، و در مسجد گوهرشاد و صحن مطهّر حضرت رضا(ع) متحصن شدند.
ولی دژخیمان رضاخان، آنها را به خاک و خون کشیدند و بسیاری را به شهادت رساندند، مرحوم آیت اللَّه العظمی قمی را تبعید کرده و سایر علمای اسلام نیز دستگیر و زندانی شدند.
بعد از رضاخان پسرش محمّدرضا همان برنامه را به شیوه دیگر ادامه داد، کم کم کار بجایی رسید که حتی تارخ شاهنشاهی را بجای تاریخ اسلام گذاشت، و بی حجابی رائج شد و روز 17 دی را به عنوان روز کشف حجاب، روز جشن ملّی اعلام نمود...
این برنامه ها همه برای آن بود که فرهنگ غرب، جای گزین فرهنگ اسلام گردد.
چهره سوّم «امان اللَّه خان» پسر حبیب اللَّه خان، دیکتاتور افغانستان بود.
وقتی که حبیب اللَّه خان (پادشاه افغانستان ) در سال 1348 قمری به ضرب گلوله کشته شد، پسرش نصراللَّه خان، موقتاً به تخت سلطنت نشست و پس از اندک مدّتی، امان اللَّه خان (پسر سوم حبیب اللَّه خان) برادرش را مغلوب کرد و خود امیر افغانستان گردید.
امان اللَّه خان نیز بدستور اربابانش می خواست فرهنگ غرب را رواج دهد و جایگزین فرهنگ اسلام، در افغانستان نماید، ولی چندان در این راه توفیقی بدست نیاورد.
به هر حال این برنامه به هر حال استعمار در گوشه و کنار جهان همچنان ادامه دارد تا فرهنگ های غلط شرق و غرب را جایگزین اسلام کنند.
و به یاری خداوند بزرگ، پدید آمدن جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی (مدظله العالی) در بهمن ماه 1357 شمسی در ایران مشت محکمی بر دهان غرب زده ها زد، فرهنگ اسلام را روآورد، و امید آنکه این فرهنگ اصیل به همّت مسلمانان آگاه و متعهّد، صادر گردد و حداقل در کشورهای اسلامی، بساط غربزدگی و فرهنگ پوچ غرب و شرق، محو و نابود شود.
در این رهگذر یکی از راههای پیشرفت، مطالعه تاریخ غنی و پر مایه و سازنده اسلام است، تا با ایجاد و گسترش انقلاب فرهنگی، که اهرمی قوی برای استعمار زدایی و بر چیدن جادوهای غرب و شرق است، استمارگران به هدف شوم خود نرسند، ومسلمانان با کمال قدرت و آگاهی هر چه بیشتر به توسعه عمیق فرهنگ اسلامی از راه قلم وبیان و عمل بپردازند و این نوشتار، براین اساس، تقدیم علاقمندان می گردد، تا ره توشه ای برای دنیا و آخرت آنها باشد، و موجب عزّت و سربلندی واستقلال روح و نورانیت قلب از تیرگی ها شود.
امید آنکه: یک چنین احساس و برداشتی که نگارنده از تاریخ اسلام و سرگذشت پیامبران دارد، خوانندگان نیز داشته باشند.
با توجه به اینکه: کتاب، دریچه ای باز است که بر جهان گشوده شده و هر دم شوق انسان را به تماشای چشم اندازهای تازه ای از جهان آفرینش بر می انگیزاند.

حوزه علمیه قم

محمد محمدی اشتهاردی
تابستان 1366 شمسی