صراط حمید (دستور العمل های اخلاقی و عرفانی)

نویسنده : حمید کامران ماوردیانی

سفارش به 25 اصل خودسازی

اول: محافظت بر صلوات خمس یعنی گزاردن آن در اول وقت به جماعت و سنن و آداب.
دوم: محافظت بر نماز جمعه و عیدین و آیات اگر سه جمعه متوالی ترک نماز کند بی علتی، دل او زنگ گیرد و به حیثیتی که قابل اصلاح نباشد (ثواب الاعمال شیخ صدوق، ص 276، حدیث سوم، چاپ مکتبه الصدوق).
سوم: محافظت بر نماز معهوده رواتب یومیه؛ (نمازهای نافله یومیه).
چهارم: محافظت بر صوم ماه رمضان و تکمیل آن (با همه مسائل که شرط قبول صوم باشد.)
پنجم: محافظت بر صوم سنت که سه روز معهود است از هر ماهی که معادل صوم دهر است.
(پنج شنبه اول هر ماه و پنج شنبه آخر ماه و چهارشنبه اول دهه میان ماه)
ششم: محافظت بر زکات بر وجهی که تاخیر جایز ندارد.
هفتم: محافظت بر انفاق حق معلوم از مال، هر روز یا هر هفته یا هر ماه به سائل یا محروم کمک کند به قدر مناسب.
هشتم: محافظت بر حجه الاسلام اگر مستطیع باشد.
نهم: زیارت قبور مقدسه پیغمبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین (علیهم السلام) خصوصا امام حسین (علیه السلام).
دهم: محافظت بر حقوق اخوان و قضای حوایج ایشان.
یازدهم: تدارک نمودن هر چه از مذکورات فوت شده باشد وقتی متنبه شده باشد.
دوازدهم: اخلاق مذمومه مثل کبر و بخل و حسد و نحو آن را از خود سلب کرده، دنبال اخلاق پسندیده مثل حسن خلق و سخا و صبر و غیر باشد.
سیزدهم: ترک منهیات جمله (آنهایی که نهی شده انجام ندهد).
چهاردهم: ترک شبهات که موجب وقوع در محرمات است و گفته اند هر که ادبی را ترک کند از سنتی محروم می شود و هر که سنتی را ترک کند از فرضیه ای محروم می شود.
پانزدهم: در مالایعنی (کارهای بی فایده) خوض نکردن که موجب قسوت و خسران است.
شانزدهم: کم خوردن و کم خفتن و کم گفتن را شعار خود ساختن که دخل تمام در تنویر قلب دارد. علیک بقله الکلام و قله الطعام و قله المنام و تبدیلها بذکر الله الملک العلام.
هفدهم: هر روز قدری از قرآن را تلاوت کردن. اقلش پنجاه آیه و تدبر و تامل و خضوع و اگر بعضی از آن در نماز واقع شود بهتر است.
هیجدهم: قدری از اذکار و دعوات ورد خود ساختن در اوقات معینه خصوصا بعد از نمازهای فریضه و اگر تواند که اکثر اوقات زبان را مشغول ذکر حق دارد و اگر چه جوارح در کارهای دیگر مصروف باشد - زهی سعادت!
نوزدهم: صحبت عالم و سوال از او و استفاده علوم دینیه به قدر حوصله تا می تواند سعی کند که علمی بر علم خود بیفزاید.
بیستم: با مردم به حسن خلق و مباسطت معاشرت کردن تا بر کسی گران نباشد.
بیست و یکم: صدق در اقوال و افعال را شعار خود ساختن.
بیست و دوم: توکل بر حق تعالی کردن در همه امور و نظر بر اسباب نداشتن و در تحصیل رزق اجمال کردن و بسیار به جد نگرفتن در آن و فکرهای دور به جهت آن نکردن.
بیست و سوم: بر جفای اهل و متعلقان، صبر کردن و زود از جا درنیامدن، و بدخویی نکردن که هر چند جفا بیشتر می کشد و تلقی بلا بیشتر می کند، زودتر به مطلب می رسد.
بیست و چهارم: امر به معروف و نهی از منکر به قدر وسع و طاقت کردن و دیگران را نیز بر خیر داشتن و غم خواری نمودن و با خود در سلوک شریک ساختن اگر قوت نفسی داشته باشد و الا اجتناب از صحبت ایشان کردن با مدارا و تقیه تا موجب وحشت نباشد.
بیست و پنجم: اوقات خود را ضبط کردن و در هر وقتی از شبانه روز وردی قرار دادن که به آن مشغول می شده باشد تا اوقاتش ضایع نشود.

آخرین سفارش

هر کس این بیست و پنج چیز مذکور را بر خود لازم گرداند و به جد می کرده باشد از روی اخلاق اعنی ابتغاء لوجه الله لا لغرض دنیوی عاجل، روز به روز حالش در ترقی باشد حسناتش متزاید و سیئاتش مغفور و درجاتش مرفوع می شود و به هر تقدیر او را قربی به حق سبحانه حاصل می شود.(4)
فصل دوم: دستور العمل های اخلاقی از عارف فرزانه، ملا حسینقلی همدانی (قدس سره)

الهام گرفتن از یک کبوتر

در وصف ملا حسینقلی همدانی (ره)
ایشان خیلی صبورند، خیلی همت داشتند بعد از 22 سال تلاش و زحمت نتیجه گرفتند و خوب هم گرفتند، آن هم از طریق کبوتری که ملهم شدند.
(حضرت استاد حسن زاده آملی)
حضرت استاد (دام عزه) این ماجرا را در هزار و یک نکته در وصف حضرت ملا حسینقلی همدانی چنین می نویسد: مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی، رضوان الله تعالی علیه - در حکمت از شاگردان مرحوم حکیم متأله ملا هادی سبزواری است و در عرفان و سیر و سلوک از شاگردان مرحوم سید علی شوشتری، جناب آخوند ملا حسینقلی همدانی (قدس سره) بعد از 22 سال سیر و سلوک، نتیجه گرفتند و به مقصود رسیدند. و خود آن جناب گفت در عدم وصول و مراد سخت گرفته بودم تا روزی در نجف در جایی نشسته بودم، دیدم کبوتری بر زمین نشست و پاره نانی بسیار خشکیده را به منقار گرفت و هر چه نوک می زد خورد نمی شد، مکان را ترک گفت و پرواز کرد و رفت، پس از چندی آمد و بالاخره آن تکه نان را با منقار خرد کرد و بخورد، از این عمل کبوتر ملهم شدم که اراده و همت می یابد.(5)