حقوق و سیاست در قرآن

نویسنده : آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

سخن آغازین

قرآن، کتاب هدایت آدمیان در مسیر فلاح و صلاح و منشور سعادت انسان در صراط نجات است. انسان از نگاه قرآن، موجودی است مکلَّف که می بایست نخست تکالیف خود را بشناسد و آنگاه با انجام مسئولیت و اداء تکلیف، در راستای استکمال خویش گام بردارد. هرجا سخن از تکلیف است، پای «حق» نیز در میان می آید و آدمی در عین حال که می بایست بر مدار تکلیف عمل کند، در پهنه هستی حقوقی نیز دارد که می بایست مورد عنایت قرار گیرد و به او عطاء گردد. چرخه مدیریت و گردونه سیاست آنگاه بر محور اعتدال و عدالت استوار است که به درستی انسان را در مسیر اداء تکلیف رهنمون باشد و حقوق شایسته وی را به او ارزانی دارد، و این مهم جز در پرتو وحی، سامان نمی یابد.%
بحث «حقوق و سیاست در قرآن» از بحث های استاد فرزانه و اسلام شناسی معاصر حضرت آیةالله محمدتقی مصباح یزدی(دام عزه العالی) می باشد که معظم له تحت عنوان معارف قرآن در سال های 1365 و 1366 برای طلاب، در مؤسسه در راه حق تدریس نموده اند و بعد توسط فاضل شهید زنده یاد حجةالاسلام والمسلمین محمد شهرابی(ره) نگارش یافته، و اینک به محضر دانشوران و فرهیختگان گرانمایه تقدیم می گردد. خداوند بزرگ، روح مطهر آن شهید را شاد گرداند و این خدمت ناچیز را از ما بپذیرد، انشاءالله.%

مقدمه

پیشگفتار%

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم %
در این بخش می خواهیم؛ معارفی از قرآن را به صورت یک نظام عرضه کنیم که جامع آنها «احکام دستوری اجتماعی قرآن» است؛ سخن درباره دسته ای از معارف قرآن است که عرضه کننده دستورها و مقرراتی است که قرآن برای پدیدآمدن یک جامعه مطلوب و آرمانی توصیه می کند از این رو می توان گفت؛ بخش قبل «جامعه شناسی قرآن»(1) را بررسی می کرد و این بخش «جامعه سازی قرآن» را، بنابراین همه دستورها و مقرراتی که وجه عملی دارد و جامعه را مورد خطاب قرار می دهد - یعنی جای عمل به آن اجتماع است - می تواند تحت عنوان کلی «حقوق» واقع شود. پس این بخش به نظام حقوقی قرآن می پردازد که البته نظام وسیع و جامعی است و قسمتهای گوناگون و فراوانی دارد.%
پس از این مقدمه، تذکر نکته ای را لازم می دانیم و آن این که چون در این بخش یکی از دو هدف ما تعیین موضع قرآن و اسلام در برابر مکاتب دیگر است و چون چنین امری نیازمند وجود زبانی مشترک میان ما و آنان است، لذا ناگزیریم با تعبیرات و اصطلاحات گوناگونِ سایر مکاتب، آشنایی لازم را تحصیل کنیم؛ درست است که فقه اسلامی شامل همه بخشهای حقوق می شود و هر مسأله حقوقی را جواب می گوید و نیز درست است که برای ساختن یک جامعه کاملاً اسلامی، رجوع به فقه اسلام و عمل به مقتضای آن چه بسا کفایت کند، اما نباید پنداشت برای تقویت موضع اسلام در هر مسأله حقوقی و تضعیف موقف دیگران تنها دانستن فقه کارساز و بسنده است؛ بلکه برای این کار، گذشته از مطالعه عمیق همه ابواب فقه محتاجیم بدانیم فلاسفه حقوق و حقوقدانان - از دیرزمان تاکنون - چه گفته اند و چگونه از گفته های خود دفاع کرده اند و چون آنان، در کمتر موردی در قالب همان تعبیرها و اصطلاحات فقهی و اصولی ما اظهار نظر کرده اند و در بیشتر موارد، اصطلاحاتی جعل کرده و نظرات و پیشنهادهایشان را در ضمن همان اصطلاحات خودساخته عرضه داشته اند، چاره ای جز این نیست که در پی فهم زبان آنان باشیم تا بدین وسیله مباحثه و گفتگوی علمی متقابل امکان پذیر گردد؛ پس در بحثهای تطبیقی کوشش در فهم زبان علمی عالمان و صاحبان مکاتب گوناگون کاری ضروری - و نه تفننی - است.%
در زمینه «حقوق» مکتبها و دیدگاههای فراوانی پدیدار شده است و همین امر در اختلاف اصطلاحات حقوقی، تأثیر وافر دارد به ناچار باید هم نسبت به معانی اصطلاحی کلماتی که در این علم به کار می آید، آگاهی کامل پیدا کنیم و هم معانی کلماتی را که خود استعمال می کنیم به خوبی روشن کنیم تا هم ما سخنان دیگران را دریابیم و هم دیگران اظهارات ما را به درستی بفهمند.%
اکنون و در آغاز مبحث «حقوق در قرآن» ذکر نکاتی ضروری به نظر می رسد که به عنوان مبادی تصوّری و تعریف هایی که از دانستن آن گریزی نیست باید مورد توجه قرار گیرد.%
%