تعریف و جایگاه خواص در اسلام

مرکز غدیر‏‏‏

معیار و میزان درجه بندی خواص :

معیار و میزان در درجه بندی خواص بستگی به نوع جهان بینی و اعتقادات فرد و یا مجموعه مورد نظر دارد بنابراین خواصِ یک سلطان ظالم را کسانی تشکیل می دهند که در نوع بینش و عمل کرد او وی را بیشتر از دیگران یاری داده و بیش از هرکسی او را در رسیدن به مقاصد ظالمانه اش همراهی کنند .
به همین ترتیب است نسبت به یک سلطان عادل .

خواص و درجه بندی آن ها در قرآن

خدای تبارک و تعالی در قرآن شریف خواص و درجه بندی آن هارا در چند کلمه کوتاه و پر معنا
بدین گونه تعریف فرموده است : ان اکرمکم عند الله اتقاکم
یعنی خواص و نزدیکان خدای بزرگ کسانی هستند که اهل تقوا باشند و درجه قرب و نزدیکی هرکسی به میزان تقوای او بستگی دارد هرچه با تقوا تر باشد در درجه بالاتری از قُرب قرار می گیرد .
ملاحظه می فرمائید در میزان الهی آنچه ملاک قُرب و بُعد است و خواص و عوام را از یکدیگر متمایز می سازد ، تقوای الهی است .
نکته مهم در این این است که چه کسانی هستند که در نهایت بیش از دیگران تقوی الهی را پاس می دارند و بر آن مواظبت می کنند ؟ آیاتی از قرآن مجید به این پرسش به روشنی پاسخ می گویند و ما در این جا جهت اختصار به ذکر نمونه ای از آن ها می پردازیم :

آیه اول :
الحج اشهر معلومات فمن فرض فیهن الحج فلا رفث و لا فسوق و لا جدال فی الحج و ما تفعلوا من خیر یعلمه الله و تزودوا فان خیر الزاد التقوی و اتقون یا اولی الالباب .(1)
ترجمه :
حج در ماههای معین است - شوال ذیقعده ده روز اول ذیحجه - پس هر که را حج واجب شود بایست آنچه میان زن و شوهر روا است ترک کند و کار ناروا - مانند دروغ و مجادله و بد گوئی و گفتن لا والله و بلی والله - را ترک کند . و شما هر کار نیک کنید خدا بر آن آگاه است و توشه تقوی برای راه آخرت برگیرید که بهترین توشه این راه تقوی است و از من بپرهیزید و خدا ترس شوید ای صاحبان عقل و ادراک .

آیه دوم :
قل لا یستوی الخبیث و الطیب و لو اعجبک کثره الخبیث فاتقوا الله یا اولی الالباب لعلکم تفلحون .(2)

ترجمه :
بگو ای پیغمبر هرگز - مردم - پاک و ناپاک یکسان نخواهد بود هر چند در جهان بسیاری پلیدان شما را به شگفت آرد . پس ای خردمندان از خدا بترسید باشد که رستگار شوید .

آیه سوم :
هو الذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه و ابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم یقولون آمنا به کل من عند ربنا و ما یذکر الا اولوا الالباب .(3)

ترجمه :
او است خدائی که قرآن را به تو فرستاد که برخی از آن کتاب آیات محکم است - که احتمال و اشتباهی در او راه نیابد - که آنها اصل و مرجع سایر آیات کتاب خدا خواهد بود و برخی دیگر آیاتی متشابه است - که به سهولت درک معنی و فهم مقصود از او نشود - تا آنکه گروهی که در دلهاشان میل به باطل است از پی متشابه رفته تا به تاویل کردن آن - در این راه - شبهه و فتنه گری پدید آرند در صورتی که تاویل آن کسی جز خدا نداند و اهل دانش گویند ما به همه آن کتاب گرویدیم که همه محکم و متشابه قرآن از جانب پروردگار ما آمده و به این دانش پی نبرند به جز خردمندان .

توضیح :
در آیه شریفه اوّل پس از این که خدای بزرگ به عموم مردم دستور می دهد که تقوی پیشه کنند یک دستور مخصوص هم به صاحبان عقل و یا بهتر بگوئیم ، آن ها که بیش از دیگران می فهمند می دهد و می فرماید ای خردمندان تقوی الهی را پاس دارید .
در آیه شریفه دوم پس از این که می فرماید پاکی و ناپاکی یکسان نیستند صاحبان خرد را مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید بکوشید تا همواره پاکی ها از ناپاکی ها دور بماند .
در آیه شریفه سوم صاحبان اندیشه یعنی همان خواص را پویندگان حقیقت می شمرد که به هنگامه گمراهی ها و آمیزش حق و باطل راه درست را می پویند .
آیه چهارم :
یوتی الحکمه من یشاء و من یوت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا و ما یذکر الا اولوا الالباب .(4)
ترجمه :
خدا فیض حکمت و دانش را به هر که خواهد عطا کند و هر که را به حکمت و دانش رساند درباره او مرحمت بسیار فرموده و این حقیقت را جز خردمندان عالم متذکر نشوند .
آیه پنجم :
لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الالباب ما کان حدیثا یفتری و لکن تصدیق الذی بین یدیه و تفصیل کل شی ء و هدی و رحمة لقوم یومنون .(5)
ترجمه :
همانا در حکایت آنان برای صاحب عقل عبرت کامل خواهد بود این - قرآن - نه سخنی است که فرا توان بافت لیکن کتب آسمانی مانند خود را تصدیق کرده و هر چیزی را مفصل بیان می کند و برای اهل ایمان هدایت و رحمت خواهد بود .

آیه ششم :
الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب .(6)
ترجمه :
آن بندگانی که چون سخن حق بشنوند هستند که خدا آنها را به لطف خاص خود هدایت فرموده و هم آنان به حقیقت خردمندان عالمند .

آیه هفتم :
ا فمن یعلم انما انزل الیک من ربک الحق کمن هو اعمی انما یتذکر اولوا الالباب .(7)
ترجمه :
آیا مسلمانی که به یقین می داند که این قرآن به حق از جانب خدا بر تو نازل شده است مقامش نزد حق با کافر نابینای جاهل یکسان است - نه هرگز این چنین نیست - و تنها عاقلان متذکر این حقیقتند .

آیه هشتم :
کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته و لیتذکر اولوا الالباب .(8)
ترجمه :
-این قرآن بزرگ - کتابی مبارک و عظیم الشان است که بر تو نازل کردیم تا امت در آیاتش تفکر کنند و صاحبان مقام عقل متذکر حقایق آن شوند .
آیه نهم :
امن هو قانت آناء اللیل ساجدا و قائما یحذر الاخره و یرجو رحمه ربه قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون انما یتذکر اولوا الالباب .(9)
ترجمه :
آیا آن کسی که شب را به طاعت خدا به سجود و قیام پردازد و از عذاب آخرت ترسان و به رحمت الهی امیدوار است - با آن کس که به کفر مشغول است یکسان است - هرگز یکسان نیست - بگو ای رسول آنان که اهل علم و دانشند با مردم جاهل نادان یکسانند - هرگز نیستند - منحصراً خردمندان عالم متذکر این مطلبند.

آیه دهم :
و تری کثیرا منهم یسارعون فی الاثم و العدوان و اکلهم السحت لبئس ما کانوا یعملون . لولا ینهاهم الربانیون و الاحبار عن قولهم الاثم و اکلهم السحت لبئس ما کانوا یصنعون (10)
ترجمه :
بسیاری از آنها را بنگری که در گناه و ستمکاری و خوردن حرام می شتابند بسیار بدکاری را پیشه خود نمودند . اگر علما و روحانیون آنها را از گفتار زشت و خوردن حرام باز ندارند کاری بسیار زشت می کنند .

آیه یازدهم :
و ما الحیاة الدنیا الا لعب و لهو و للدار الاخره خیر للذین یتقون ا فلا تعقلون (11)
ترجمه :
دنیا جز بازیچه کودکان و هوسرانی بی خردان هیچ نیست و همانا سرای دیگر اهل تقوی را نیکوتر است آیا تعقل و اندیشه در این - گفتار - نمی کنید

شرح :
در آیات فوق صراحتاً به وجود یک قشر یعنی صاحبان خرد در جامعه اشاره رفته که بیش از دیگران می فهمند و همان ها هستند که عمدتاً و در درجه نخست مورد خطاب الهی واقع می شوند و وظیفه سنگینی در جامعه بر عهده دارند .

از آن چه گذشت معلوم می شود که :
1 - در فرهنگ قرآن خواصِ به کسانی می گردد که بیش از دیگران تقوای الهی را پاس دارند .
2 - خواص دارای مراتبی هستند و اخص الخواص کسانی هستند که بیشترین تقوا را داراهستند .
3 - صاحبان فکر و اندیشه هستند که همواره بیش از سایرین دستورات الهی را می فهمند و با عمل به آن ها به صورت انسان الهی ظاهر گشته و مجموعه خواص را تشکیل می دهند .
4 - خواص کسانی هستند که به هنگامه التباس حق و باطل راه صواب را بر می گزینند و چون در دل آن ها تنگی وجود ندارد متشابهات را وا می نهند .
5 - خواص کسانی هستند که با درایت و هشیاری کامل مراقب اوضاع بوده و حرف ها و اندیشه های گوناگون را بررسی کرده و با قوت خرد خویش نیکوترین آن ها را بر می گزینند .
6 - بر همگی خواص واجب است که توده مردم را آگاهی بخشند و بدین وسیله از سقوط جامعه در ورطه هلاک جلوگیری کنند .
7 - بر همه خواص ، آن هائی که بیش از همگان مأمور به تقواپیشگی هستند فرض است تا با نهایت کوشش از دنیا و دنیا طلبی دوری گزینند و همچون بی خردان و کودکان سرگرم به متاع ناچیز آن نشوند و با تمام توان در طلب آخرت کوشا باشند .

بحثی در روایات :

خواص و ویژه گی های آن ها از نظر روایات شیعه دامنه بسیار گسترده ای دارد که بررسی همه جانبهه آن از حوصله این نوشتار خارج است در این جا منحصراً به ذکر دو روایت بسنده می کنیم :

روایت اول :
عده من اصحابنا عن احمد بن محمد بن خالد عن بعض اصحابه رفعه قال قال رسول الله «صلی الله علیه وآله» :
ما قسم الله للعباد شیئا افضل من العقل فنوم العاقل افضل من سهر الجاهل و اقامه العاقل افضل من شخوص الجاهل و لا بعث الله نبیا و لا رسولا حتی یستکمل العقل و یکون عقله افضل من جمیع عقول
امته و ما یضمر النبی «صلی الله علیه وآله» فی نفسه افضل من اجتهاد المجتهدین و ما ادی العبد فرائض الله حتی عقل عنه و لا بلغ جمیع العابدین فی فضل عبادتهم ما بلغ العاقل و العقلاء هم اولو الالباب الذین قال الله تعالی و ما یتذکر الا اولو الالباب .(12)











حدثنامحمد بن هشام المرادی عن عمر بن هشام عن ثابت ابی حمزه عن موسی عن شهر بن حوشب :
اِنّ علیّاً «علیه السلام» قال لهم انه لم یهلک من کان قبلکم من الامم الا بحیث ما اتوا من المعاصی و لم ینههم الربانیون و الاحبار فلما تمادوا فی المعاصی و لم ینههم الربانیون و الاحبار عمهم الله بعقوبه فامروا
بالمعروف و انهوا عن المنکر قبل ان ینزل بکم مثل الذی نزل بهم و اعلموا ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر لا یقربان من اجل و لا ینقصان من رزق فان الامر ینزل من السماء الی الارض کقطر المطر الی کل نفس بما قدر الله لها من زیاده او نقصان فی نفس او اهل او مال فاذا کان لاحدکم نقصان فی ذلک یواری لاخیه عفوه فلا یکن له فتنه فان المرء المسلم ما لم یغش دناءه یخشع لها اذا ذکرت و یغری بها لئام الناس
کان کالیاسر الفالج ینتظر اول فوزه من قداحه یوجب له بها المغنم و یذهب عنه بها المغرم فذلک المرء المسلم البری ء من الخیانه ینتظر احدی الحسنیین اما داعی الله فما عند الله خیر له و اما رزقا من الله
واسع فاذا هو ذو اهل و مال و معه حبسه المال و البنون حرث الدنیا و العمل الصالح حرث الاخره وقدیجمعهماالله لاقوام .(13)

علی «علیه السلام» به اصحاب خود فرمود :
امت هائی که پیش از شما بودند هلاک نشدند مگر بدان سبب که مرتکب معاصی می شدند و خداجویان و خواص امت آنان را منع نمی کردند . چون به گناه کاری خویش ادامه دادند و خداجویان و خواص امت منع شان نکردند عقوبت الهی همه را در بر گرفت . پس قبل از آن که بر سر شما نیز آن آید که بر سر ایشان آمد ، امر به معروف و نهی از منکر کنید و بدانید که امر به معروف و نهی از منکر نه مرگ کسی را نزدیک می کند و نه در روزی او نقصان پدید می آورد .
هر آینه که تقدیر از آسمان بر هر کس فرود بیاید آن سان که قطره های باران فرود آیند و نصیب هر کس بدان گونه که خدای تعالی مقرر فرموده چه بسیار و چه اندک ، در جان یا خاندان یا مال به او رسد . هرگاه یکی از شما را نقصانی بود و در نصیب برادرش افزونی بیند نباید که فریفته شود . که مسلمانان مادام که به پستی نیالوده و کاری که چون آشکار شود سبب حقارتش گردد و فرومایگان را بر او چیره سازد ، از او سر نزده است ، چون قمار کننده ه چرب دستی است که از تیرهای قمار خویش نخستین پیروزی را چشم دارد تا همه آن مال ببرد و از غرامت نز به رهد .
مسلمان نیالوده به خیانت نیز چنین است : چشم به راه یکی از دو پاداش نیک است یا خدایش به نزد خود خواند که در آن صورت هرچه در نزد خداست برای او بهتر است یا در روزوی او گشایش ده که در این صورت صاحب زن و فرزند و مال گردد که نعمت های این جهانی است یا از عمل صالح بهره ورد که توشه آخرت است و گاه خدا آن را یک جا به مردمی عطا کند.

توضیح :
در روایت شریفه اول از عقلا ستایش بسیار شده و فرمده است که اولو الالباب که در قرآن نامشان مکرراً آمده است همین ها هستند که با قوت اندیشه خود مسائل را به درستی تشخیص می دهند و همین ها هستند که در اثر عملِ همراه با تعقل دارای پاداشی بزرک نزد خدای متعال هستند . و در روایت دوم حضرت امیر سلام الله علیه وظیفه سنگین این خردمندان قوم که خواص و خداجویان یک اُمّت هستند را تبیین فرموده و می فرماید : بر آن هاست که امت را در فهم دقیق احکام الهی و باز کردن شبهات یاری دهند و نگذازند جامعه اسلامی به خطر سقوط کشیده شود . که در غیر این صورت همان گونه که خواص و خداجویان در جوامع قبلی به دلیل سکوت در مقابل مفاسد اجتماعی و سیاسی جامعه خویش مورد سرزنش خدای بزرگ در قرآن قرار گرفتند اینان نیز به عذاب الهی گرفتار خواهند آمد .


...................) Anotates (.................
1) سوره بقره آیه 197
2) سوره مائده آیه 100
3) سوره آل عمران آیه 7
4) سوره بقره آیه 269
5) سوره یوسف آیه 111
6) سوره زمر آیه 18
7) سوره رعد آیه 19
8) سوره ص آیه 29
9) سوره زمر آیه 9
10) سوره مائده آیه 63 -62
11) سوره انعام آیه 32
12) کافی ج 1 ص 12 روایت 11
13) الغارات ص 51 و بحارالانوار ج 100 ص 90 روایت 76