فهرست کتاب


وحدت در کلام و پیام امام خمینی

مرکز غدیر‏‏‏

اگر این وحدت و یکپارچگی ملّت و آن علاقه ای که ملّت به اسلام داشت، نبود، ما نمی توانستیم که چنین پیروزی به دست بیاوریم

در انقلابی که از خود مردم بوده است و انگیزه اش را هم خود مردم تعیین کرده اند، باید همه گروه هائی که می خواهند در این انقلاب خدمت کنند، همان انگیزه راداشته باشند . انقلاب ایران به واسطه این که انگیزه اش اسلام بوده و از مردمی که علاقه ای به اسلام داشته اند، شروع شده است و با همه علاقه پیروز شده است، باید هر طایفه ای که می خواهند یک کاری بکنند، همان جهت را در نظر بگیرند و همان چیزهائی را که مبداء پیروزی مسلمانان ایران شد، تعقیب کنند. مع الاسف در مطبوعات دیده می شود که آن انگیزه ای که مردم دارند و آن فکری که روی آن فکر غلبه کرده اند و آن طرزی که جامعه، به استثنای بعضی از افراد و یا بعضی از گروه ها، دنبال آن بوده و هستند نیست. من البته وقت ندارم که همه مطبوعات و همه آن چیزهائی که نوشته می شود از قبیل مجله ها، کتاب ها و روزنامه ها را بخوانم، لکن به طور اجمال نگاه می کنم. مطبوعات باید به این ملّت خدمت کند و باید همان راه را پیش بگیرند که ملّت داشته و به واسطه همان پیروز شده است، ولی انسان می بیند که بعضی از مطبوعات این طور نیستند. شما همه می دانید که اگر این وحدت و یکپارچگی ملّت و آن علاقه ای که ملّت به اسلام داشت، نبود، ما نمی توانستیم که چنین پیروزی به دست بیاوریم برای این که ما در آنوقت نه در ارگان های نظامی دستمان بود و نه تعلیمات نظامی داشتیم و نه یک اسلحه قابل ذکر، بلکه هیچ نداشتیم، معذلک آن چیزی که همه حساب ها را در هم کوبید، توجه مردم در سراسر ایران، از بچه کوچک تا پیرمردها ، به یک مطلب بود، آن این که باید رژیم سابق نباشد و جمهوری اسلامی باشد و انوقت اختلاف هم در کا رنبود، آن ها که بعدا، اختلاف کردند آنوقت هم انگیزه اش را داشتند، ولی در مقابل آن، آن موجی که بود، جرات نمی کردند چیزی بگویند. ممکن است که خیلی از آنها می خواستند خودشان را در جمعیت داخل کنند که بعدا بهره برداری نمایند چنانچه می بینید الان همین طور است. چه اشخاصی و چه گرو هائی که در این نهضت و در این کاری که مردم کردند، بسیاریشان دخالت نداشتند، بلکه بعضی از گروه ها هیچ دخالت نداشتند ، لکن خودشان را وارد کردند و دنبال این بودند که چه می شود آیا رژیم سابق غلبه می کند تا خودشان را داخلاو بکنند؟ و یا رژیم بعدی غلبه می کند تاخودشان را در آن داخل نمایند؟ و معنی فرصت طلبی هم همین است که اشخاصی کنار بنشینند و نگاه کنند ببینند چه می شود، هر چه شد آنوقت خودشان را در آن گروهی که پیروز شده است، جا بزنند. البته این گروه ها وقتی دیدند مساله آنطور نیست که هر کسی بیاید و هر کاری دلش می خواهد، بکند و وقتی مواجه شدند با جمعیت هائی که توجه به اسلام داشتند، مشغول شیطنت شدند. بنابراین، مطبوعات باید خدمتی که به آن ها محول شده است و برای کشور ما مطرح هست، آن را انجام دهد تا به اسلام و به کشور خودشان خدمت کرده باشند و باید آن خط را دنبال نمایند.

اگر کسی افکارش منحرف بوده و حالابیاید ادعا بکند که من برگشته ام، ما باید قبول کنیم، اما نباید او را مجله نویس کنیم. مثلا فرض کنید که یک دزدی آمده توبه کرده است توبه دزد قبول است اما آیا شما می توانید سرمایه هایتان را دست او بدهید و به او بسپارید؟

مطبوعات باید مسائلی را که مضر به وحدت جامعه و مضر به آن انگیزه ای است که جامعه برای آن قیام کرده است و در حقیقت مضر برای اسلام است، از او احتراز کنند. باید آنهائی که در راس مطبوعات هستند توجه داشته باشند که مبادا در بین آنها اشخاصی خودشان را جا بزنند. شما می دانید که الان اینهائی که انحراف دارند مشغول فعالیت هستند و می خواهند خود را در هر چه جایی که پیدا بشود به یک صورتی داخل کنند. ممکن است یکی از آن ها تسبیحی دست بگیرد و ریشی هم بگذارد و در حضور شما نماز هم بخواند، ولی شما باید فکر بکنید که این شخص سابقه اش چه بوده و چکاره است و فرض کنید وقتی در محله شما وارد می شود می خواهد چکار بکند. انتخاب افراد برای مطبوعات امر مهمی است خصوصا برای رادیو تلویزیون چون اشخاص زیادی در رادیو تلویزیون و مطبوعات هستند که می خواهند وارد شوند، به طوری که اشخاصی که درست فکر می کنند متوجه نباشند و راه را منحرف کنند...اگر کسی افکارش منحرف بوده و حالابیاید ادعا بکند که من برگشته ام، ما باید قبول کنیم، اما نباید او را مجله نویس کنیم، این دو، با هم فرق دارد. بسیاری از اشخاص هستند که می آیند و می گویند ما توبه کردیم، البته توبه آنها قبول است، لکن نمی شود آنها را سرکاری گذاشت که آن کار اهمیت دارد، برای این که ما نمی دانیم این شخص به حسب واقع توبه کرده است یا می خواهد با کلمه توبه ما را بازی دهد. ما قبول می کنیم که در جامعه مسلمین مثل سایر مسلمانان با او عمل کنیم، اما نباید رادیو تلویزیون را به دست او بدهیم و یا او را در رادیو تلویزیون راه دهیم و یا مجله ای که برای تربیت افراد و برای ترویج مسیر اسلامی ملّت است، به دست او بدهیم و یا نوشته هایش را به دست او بسپاریم ما نباید خوش باور باشیم...مثلا فرض کنید که یک دزدی آمده توبه کرده است توبه دزد قبول است اما آیا شما می توانید سرمایه هایتان را دست او بدهید و به او بسپارید؟ خیر چون این عقلائی نیست، ممکن است این دزد برای اینکه سرمایه دستش بیاید، توبه کرده است و ما موظفیم که در ظاهر قبول کنیم که دزد توبه کرده است و حتی اگر یک توبه ای هم که ظواهرش هم درست بوده، کرده باشد، می توانیم در نماز هم به او اقتدا کنیم، اما نمی توانیم چیزی که در او امانت و دیانت لازم است، به دست او بدهیم. از همه بدتر همین مجلات است، همین مطبوعات و رادیو تلویزیون است و همین چیزهائی است که برای تربیت جامعه لازم است. یک نفر آدم که قبلا فرض کنید انحراف داشته کمونیست بوده و حالا آمده است و می گوید حرف های آنها درست نبوده و من برگشته ام، می گوئیم بسیار خوب، شما برگشته اید، اما ما نمی توانیم این شخص را در رادیو تلویزیون راهش دهیم و بگوئیم مردم را تربیت کن، چون ممکن است کمونیست باشد لکن ما را بازی دهد، ما مکلفیم با این شخص در ظاهر، عمل مسلمانی بکنیم در صورتی که در عقیده کمونیست نشده باشد که آن مساله دیگری است. شما نمی توانید در مجله ای که دارید افرادی را انتخاب کنید که در سابقه شان انحراف بوده است به حساب اینکه حالا دیگر خوب شده است و آدم مسلمانی است و به این حساب او را در روزنامه تان وارد کنید اینکه او خیلی خوب است برای خودش، ما نمی گوئیم بد است اما نمی توانیم مطلبی را که در تربیت یک ملتی و در سرنوشت یک ملتی دخالت دارد، به دست او بدهیم. این از مسائل مهمی است که در همه جا باید رعایت شود.

ممکن است یک اشتباه یک ملت را به باد دهد. ممکن است در یک مجله اشتباهی باشد، لکن باید اشخاص دیگری هم ببینند این مجله را تا اگر اشتباه شده است، رفع کنند و آنوقت منتشر بشود

اینکه ما بگوئیم اشخاصی که می گویند ما خوب هستیم و باید وارد شویم و هر جائی که سرنوشت ملت است به دست او بدهیم، این ساده اندیشی است و توجه نداشتن به مسائل است. ممکن است یک نفر آدم خیلی خوب هم، خوب و متعهد باشد لکن اشتباه داشته باشد، اشتباه برای او چیزی نیست اما برای یک ملت ممکن است صدمه وارد شود. فرض کنید اگر یک اشتباهی در ارتشی واقع شود و یا رئیس ارتش اشتباه کند، فقط خودش معاقب آن نیست که اشتباه کرده است چون انسان همیشه اشتباه می کند اما ممکن است یک اشتباه یک ملت را به باد دهد. ممکن است در یک مجله اشتباهی باشد، لکن باید اشخاص دیگری هم ببینند این مجله را تا اگر اشتباه شده است، رفع کنند و آنوقت منتشر بشود. کار ، کار مهمی است در مطبوعات در رادیو تلویزیو ن و در این وسائلی که تقریبا عموم مردم نگاه می کنند و یا می شنوند، نمی شود گفت ما حالااشتباه کردیم و فردا اشتباه نمی کنیم . الان نوشته ای برای من که راجع به روزنامه ای که اشتباه کرده است آورده اند، من نمی گویم که عمدی بوده، ممکن هم هست که عمدی باشد، اما اشتباهی کرده است که این اشتباه برای مملکت مضر بوده است. در هر صورت به مسائل باید توجه شود، ما به این هیاهوئی که در اطراف می شود و تضعیف می کنند نباید اعتنا کنیم.(59)