فهرست کتاب


ولایت فقیه پژوهشی در کلام و پیام نورانی امام خمینی

مرکز غدیر‏‏‏

اسلام دین سیاست است

الانی که ملت ما مواجه است با یک قدرت بزرگ و بلکه با قدرت های بزرگ مواجه هست، امروز روزی نیست که آن پشتوانه ملت را آن چیزی که می تواند تجهیز کند ملت را ما بشکنیم، ولو این که ما فرض کنید گله داریم از یک کسی ولو اشکال داریم به یک کسی و کسانی، لکن وقت این نیست که بشکنیم و آن هایی که نقشه دارند همه را می خواهند بشکنند منتها به تدریج.
نمی دانم این مثل پیش شما هست یا نیست که یکی رفت توی باغش دید که یک سیدی و یک آخوندی و یک مرد عامی دارند دزدی می کنند و رفت آنجا و گفت که خوب این آقا سید است و اولاد پیغمبر بسیار خوب این آقا از علماست و پائین روی چشم ما، اما تو مردیکه چه می گویی آن دوتا را باهم با خودش رفیق کرد آن را دست و پایش را بست، بعد آمد نشست و گفت واقع مطلب این است، خوب سید اولاد پیغمبر است با اولاد پیغمبر نمی شود چیز کرد، خوب آشیخ تو چه می گویی، با این ریش و عمامه آمدی دزدی، سید را با خودش موافق کرد، آخوند را دستش، این دو تا را که دستش را بست پاشد گفت سید جدت گفته دزدی کنی قلدر بود گرفت سید را هم بست.
این ها وضعشان این طور است، روی این نقشه است که می خواهند این سید اولاد پیغمبر است، آن کذا و کذا است، خوب این آخوندها حالا چی می گویند این ها، آخوندیسم یعنی چه، مملکت ما نباید دست آخوندها باشد، این ها خیال می کنند که آخوندها می خواهند مملکت را بگیرند و به کس دیگر بدهند و خودشان هر کاری می خواهند بکنند مساله این نیست، این ها همین نقشه است که ملت را از این آخوندها جدا کنند با دست خود ملت آن چیزی که برای ملت سرمایه است و می تواند کار بکنند، آن را بگیرند و جدا کنند که نقشه در زمان رضاشاه هم به این معنا بود و بعد هم یکی یکی از اول از آن پائین ترها بگیرند و بیایند بالا، بیایند بالا یکی یکی برسند تا آخر این جمعیت را از بین ببرند. این است که آن که اسلام را می تواند نقش بدهد در دنیا، آن که می تواند اسلام را در دنیا ابراز کند و ترویج کند از دست مردم گرفته بشود، اسلام کم کم گرفته بشود، اساس اسلام است، اساس این طرف هم اسلام، اساس دشمنی هم با اسلام است، هر دویشان این طوری است.

این که در قانون اساسی هست، این بعض شئوون ولایت فقیه هست نه همه شئوون ولایت فقیه

این که در این قانون اساسی یک مطلبی ولو به نظر من یک قدری ناقص است و روحانیت بیشتر از این در اسلام اختیارات دارد و آقایان برای این که خوب دیگر خیلی با این روشنفکرها مخالفت نکنند یک مقداری کوتاه آمدند این که در قانون اساسی هست، این بعض شوون ولایت فقیه هست نه همه شوون ولایت فقیه، و از ولایت فقیه آنطوری که اسلام قرار داده است به آن شرایطی که اسلام قرار داده است، هیچ کس ضرر نمی بیند یعنی آن اوصافی که در ولیّ است در فقیه است که به آن واوصاف خدا او را ولیّ امر قرار داده است و اسلام او را ولیِ ّاَمر قرار داده است با آن اوصاف نمی شود که یک پایش را کنار یک قدر غلط بگذارد، اگر یک کلمه دروغ بگوید، یک کلمه، یک قدم برخلاف بگذارد آن ولایت را دیگر ندارد.

فقیه مستبد نمی شود

استبداد را ما می خواهیم جلویش را بگیریم، با همین ماده ای که در قانون اساسی است که ولایت فقیه را درست کرده این استبداد را جلویش را می گیرند، آن هائی که مخالف با اساس بودند می گفتند که این استبداد می آورد، استبدادِ چی می آورد، استبداد با آن چیزی که قانون تعیین کرده نمی آورد، بلی ممکن است که بعدها یک مستبدی بیاید شما هر کاریش بکنید مستبدی که سرکش است بیاید هر کاری می کند، اما فقیه مستبد نمی شود. فقیهی که این اوصاف را دارد عادل است، عدالتی که غیر از اینطوری عدالت اجتماعی، عدالتی که یک کلمه دروغ او را از عدالت می اندازد، یک نگاه به نامحرم او را از عدالت می اندازد، یک همچو آدمی نمی تواند خلاف بکند، نمی کند خلاف، این جلوی این خلاف ها را می خواهد بگیرد، این رئیس جمهور که ممکن است یک آدمی باشد ولی شرط نکردند دیگر عدالت و شرط نکردند، این مسائلی که در فقیه است، ممکن است یک وقت بخواهد تخلف کند، بگیرد جلویش را، کنترل کند. آن رئیس ارتش اگر یک وقت بخواهد یک خطائی بکند آن حق قانونی دارد که او را رهایش کند، بگذاردش کنار (11)