فهرست کتاب


ولایت فقیه پژوهشی در کلام و پیام نورانی امام خمینی

مرکز غدیر‏‏‏

اگر پیغمبر یک شخص دیکتاتور بود آنوقت فقیه هم می تواند دیکتاتور باشد

اگر پیغمبر یک شخص دیکتاتور بود و یک شخصی بود که از او می ترسیدند که مبادا یک وقت همه قدرت ها که دست او آمد دیکتاتوری بکند، اگر او شخص دیکتاتور بود، آنوقت فقیه هم می تواند باشد. اگر امیر المومنین سلام الله علیه یک آدم دیکتاتوری بود، آنوقت فقیه هم می تواند دیکتاتور باشد. دیکتاتوری در کار نیست، می خواهیم جلوی دیکتاتور را بگیریم. ولایت فقیه ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود، نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور که مبادا یک پای خطائی بردارد، نظارت کند بر نخست وزیر که مبادا یک کار خطائی بکند، نظارت کند بر همه دستگاه ها، بر ارتش که مبادا یک کار خلافی بکند. جلو دیکتاتوری را ما می خواهیم بگیریم، نمی خواهیم دیکتاتوری باشد، می خواهیم ضد دیکتاتوری باشد، ولایت فقیه ضد دیکتاتوری است نه دیکتاتوری.

من توصیه می کنم به شماها این قدر اجتماع نکنید و این قدر حرف نزنید

چرا این قدر به دست و پا افتاده اید و همه تان خودتان را پریشان می کنید بیخود؟ هر چه هم پریشان بشوید و هر چه هم بنویسید، کاری از شما نمی آید. من صلاحتان را می بینم که دست بردارید از این حرف ها و از این توطئه ها و از این غلط کاری ها. برگردید به دامن همین ملت، همانطوری که توصیه به دموکرات ها کردم به شما هم می کنم و شماو آن ها را مثل هم می دانم منتها شما ضررتان بیشتر از آن هاست.
من توصیه می کنم به شماها اینقدر اجتماع نکنید و این قدر حرف نزنید. هر روزی یک چیزی درست کنید و هر روز یک کاغذ بنویسید و هر روز یک نشریه ای بدهید، نه، این ها غلط است، این ها اسباب این می شود که نهضت ما خدای نخواسته اگر، - اگر، و الا شما گوچکتر از آن هستید - اگر این نهضت خدای نخواسته به ثمر نرسد، تمام شماها، آن هایی که البته پیوسته به خارجی ها هستند و پیوسته به رژیم هستند، آن ها در صف بالا می نشینند و باز پارک ها و باز بساط را درست می کنند، اما ملت ما چه می شود حالش ؟ این ملت ضعیفی که دو هزار و پانصد سال زیر یوغ آن ها بوده که شما برایشان مرثیه خوانی می کنید و پنجاه سال زیر یوغ این پدر و پسر، پنجاه و چند سال زیر یوغ این پدر و پسر بودند که شما حالا دارید طرفداری از آن ها می کنید، منتها با صورت و طرفداری از تزشان می کنید، طرفداری از مقصدشان می کنید، این ملت ما حالش چه می شود؟ این مملکت ما حالش چه می شود؟ این اسلام حالش چه می شود؟ شما دارید کمک می کنید به دشمن های کشور ما، به دشمن های ملت ما و خودتان یا ملتفت نیستید یا از روی التفات می کنید، بعضی تان از روی التفات است، بعضی تان هم التفات ندارید به مساله.(4)

گروه های مختلفی پیدا شده اند و هر کس هر جور دلش می خواهد صحبت می کند

انسان باید به تدریج تجربه پیدا کند. ما قبل از انقلاب نمی دانستیم که بعد از انقلاب چه خواهد شد، تجربه نداشتیم. حالا که انقلاب شده است می بینیم که یکی از ثمرات انقلاب هرج و مرج شده است، هر کس هر چه دلش می خواهد می گوید، هر کس هر عملی را که می خواهد انجام می دهد و ابدا در فکر این نیستند که آیا این حرفی که می زنند در مسیر ملت است، آن که ملت خواسته بود و رأی مثبت به او داد یعنی رأی اکثریت قاطع که تمام مخالفین وقتی یک طرف شدند و ملت هم یک طرف، صد، صدی نود و هشت ملت رأی داشتند و دو،تمام مخالفین، و ملت ما با فریاد و با رأی، رأی به جمهوری اسلامی داد. جمهوری که ملت ما می خواهد این است که محتوای این جمهوری احکام اسلام باشد و تمام مملکت روی احکام اسلام اداره بشود و آنچه که خدای تبارک و تعالی فرموده است به وسیله پیغمبر اکرم و به ما رسیده است به وسیله ائمه اطهار، آن ها تحقق پیدا بکند. حالا که رأی مردم دادند و تمام کارها با نظر مردم انجام گرفته است، می بینیم که گروه های مختلفی پیدا شده اند و هر کس هر جور دلش می خواهد صحبت می کند، وقتی هم که از آن ها سئوال بکنند، برهانش این است که انقلاب شده است و چون انقلاب شده است دیگر باید همه انقلابی باشند و معنی انقلابی این است که دیگر موازین ندارد و میزان عقلی، میزان انسانی و میزان اسلامی در کار نیست.
نطق ها می شود، کاغذها نوشته می شود، قلم ها به کار افتاده است در گوشه و کنار کشور و هر کس هر چه به نظرش می آید می نویسد و می خواهد تحمیل کند به یک ملت سی و چند میلیونی. همین آقایانی که فریاد می زنند که باید دموکراسی باشد، باید آزادی باشد، همین آقایان می نشینند دور هم و یک چیزی پیش خودشان می گویند و می خواهند تحمیل کنند به یک ملت سی و چند میلیونی.