فهرست کتاب


ولایت فقیه پژوهشی در کلام و پیام نورانی امام خمینی

مرکز غدیر‏‏‏

خیال می کنند که من از کره مرّیخ آمده ام

این ها از اسلام می ترسند و از رژیم اسلامی می ترسند، حالا که ضربه خورده اند از اسلام یعنی رژیم را مسلمان ها با کلمه اسلام از بین بردند دیگرانی که حالا آمده اند و سر این سفره می خواهند بنشینند. این ها دخالت نداشتند، آن هائی که دخالت داشتند همین مستضعفین بودند که در خیابان و در بازار، و زن و مردشان ریختند و جلوی تانک و توپ و مسلسل و این ها رفتند و کار را انجام دادند. حالاانجام گرفت، یکدفعه ما دیدیم از اروپا و آمریکا و از گوشه و کنار خودِ مملکت کسانی که آن وقت طرفدار بودند حالا شدند انقلابی و شدند مخالف رژیم و هر جا باشد هر کس می آید اینجا می گوید ما در سال های سابق مخالف رژیم بودیم و ما چیزها دیدیم - خیال می کنند که من از کره مرّیخ آمده ام و نمی دانم، هیچ اطلاع ندارم که این ها چه بوده اند - یک وقتی بود که همه شاهنشاهی بودند، همه چه، فرمان ایزد چه، فرمان شاه بود، آن وقت که باد به بیرق او می خورد این ها زیر آن بیرق سینه می زدند، حالا که آن بیرق خوابیده است و یک بیرق اسلامی بلند شده است - و امیدوارم که این بیرق و این پرچم باقی باشد - حالا آمده اند زیر این پرچم سینه می زنند منتها بعضی شان شیطنت هم دارند، زیر این پرچم بر خلاف پرچم عمل می کنند، بعضی ها، همان استفاده می خواهند، آن ها ضررشان کمتر است، آن هایی که همان می خواهند که یک بهره ای داشته باشند، آن ها ضررشان کمتر است. خوب بهره شان هم می برند اما ضرر کم دارند.

کوشش می کنند که اسلام نباشد

اما یک دسته ای هستند که این ها یا معوجند و ادراکشان ناقص است و یااین که نه، ادراکاتشان هم خوب است و از روی نقشه کار می کنند و دیگران به آن ها گفته اند این کارها راباید بکنید و می کنند، این ها البته خطرناکند. این ها می خواهند روحانیون فقط مشغول مسجد ومحراب باشند وبه سیاست دخالت نکنند این طایفه الان هستند که حالا هم وقتی که صحبت می شود، می نویسند، چه می کنند، هی کوشش می کنند که اسلام نباشد، آن چیزهایی که مال اسلام است هی کوشش می کنند با زبان های مختلف، گاهی به دلسوزی در قضیه ولایت فقیه که این چند روز چیز شده است، خوب این ها دیدند که یک کار خطرناکی است برای آن ها برای این که یک حکومت اسلامی دارد درست می شود این ها هم نمی خواهند این را.
گوینده شان گاهی می گوید که بگذارید که روحانیون قداستشان راحفظ بکنند، قداست روحانیون که این ها می گویند، معنایش این است که بگذارید روحانیون مشغول مسجد و محراب همین مقدار در همین حدود باشند وسیاست را به امپراطور واگذار کنید. این یک تزی است که مسجد مال پاپ، سیاست مال امپراطور.
این ها هم می گویند مسجدها مال شماست، بروید تو مسجدتان نماز بخوانید، درس هم می خواهید، بگوئید، درس هم بگوئید هیچ مانعی ندارد اما در یک حدودی نه این که تو مسجد بروید و سنگر بگیرید برای ما، یا توی مدرسه بروید وبرای ما ایجاد زحمت بکنید. نه، آن نه، همان مقداری که قداست شمامحفوظ باشد، بگویند یک آدم مقدس، یک آدم خوب مهذبی است، یک آدمی است که اگر نفتش را هم ببرند حرفی نمی زند و می گوید بردند، مال دنیا چه ارزشی دارد؟!. این ها این جور قداست را می خواهند و نمی دانند که اسلام و پیغمبر اسلام واولیاء اسلام با تمام قداست این مسائل را داشتند، تمام قداست و الوهیت محفوظ بوده است معذلک می رفتند واشخاصی که بر خلاف مسیر انسانیت هستند آن ها را دفع می کردند و سیاست مملکت راحفظ می کردند و منافات با قداست هم نداشتند،یعنی روحانیون ما قداستشان از حضرت امیر زیادتر باشد؟ این ها ادعا دارند، یا او را قداست برایش قائل نیستند؟ این منطق این است که شما قداستتان راحفظ کنید وکار نداشته باشید دیگر به حکومت وبه جریان سیاست مملکت. خوب این ها می خواهند بگویند پیغمبر اسلام و حضرت امیرسلام الله علیه قداست خودشان را حفظ نکرده بودند؟! برای این که آن ها کار داشتند، نمی توانند بگویند آن ها کار نداشتند. حضرت امیر والی می فرستاد او، خود پیغمبر هم همین طور والی می فرستاد آن طرف، آن طرف، جنگ می کردند با کذا و سیاست مملکت دست خود آن ها بود.
این آدمی که می گوید که بگذارید روحانیت قداست خودش را حفظ کند، منطقش این است که امیر المؤمنین هم قداست نداشت برای این که این داخل شد در امور مملکتی و این ها، خود پیغمبر هم که نداشت. پس معلوم می شود تو نمی خواهی قداست ما حفظ شود، تو یک شیطنتی می کنی که این ها راکنار بزنی و ارباب ها بیایند سراغ کار.

در مقابل حرف هایشان حرف بزنید، در مقابل مقاله هایشان مقاله بنویسید

این امور باید با دقت ملاحظه بشود. در این نطق هائی که این ها می کنند دقت کنید که این ها یک خرده ریزهائی دارند، با آن خرده ریزها می خواهند اغفال کنند مملکت و ملت شما را. شما بیدار کنید این ها را، در مقابل حرف هایشان حرف بزنید، در مقابل مقاله هایشان مقاله بنویسید، در مقابل سخنرانی هایشان سخنرانی کنید، این نقایصی که این ها دارند که گاهی از قصور است و گاهی از شیطنت، این ها را به رُخشان بکشید، بفهمانید که قضیه این حرف ها نیست که یک ملتی که جمهوری اسلامی را با 98 یا 5/98 در صد پذیرفت، آن وقت بیایند بگویند که ما اسلامش را، این جایش را دیگر نمی خواهیم ؟! این بر خلاف مسیر ملت است، ملت این را پذیرفته است، جمهوری اسلامی را پذیرفته است، این مثل این است که حالا بیایند بگویند که خوب ملت حالا گفته جمهوری اسلامی، ما شاهنشاهی می خواهیم ملت نفهمیده.