فهرست کتاب


آزادی ، آری توطئه،هرگز پژوهشی در کلام و پیام نورانی امام خمینی

مرکز غدیر‏‏‏

نه همه شؤون ولایت فقیه

این که در این قانون اساسی یک مطلبی - و لو به نظر من یک قدری ناقص است و روحانیت بیشتر از این در اسلام اختیارات دارد و آقایان برای این که خوب دیگر خیلی با این روشنفکرها مخالفت نکنند یک مقداری کوتاه آمدند - این که در قانون اساسی هست، این بعض شؤون ولایت فقیه هست نه همه شؤون ولایت فقیه، و از ولایت فقیه آن طوری که اسلام قرار داده است به آن شرایطی که اسلام قرار داده است، هیچ کس ضرر نمی بیند یعنی آن اوصافی که در ولی است در فقیه است که به آن اوصاف، خدا او را ولیِ امر قرار داده است و اسلام او را ولی امر قرار داده است با آن اوصاف نمی شود که یک پایش را کنار یک قدر غلط بگذارد، اگر یک کلمه دروغ بگوید، یک کلمه، یک قدم برخلاف بگذارد آن ولایت را دیگر ندارد، استبداد را ما می خواهیم جلویش را بگیریم، با همین ماده ای که در قانون اساسی است که ولایت فقیه را درست کرده این استبداد را جلویش را می گیرند، آن هائی که مخالف با اساس بودند می گفتند که این استبداد می آورد، استبداد چی می آورد، استبداد با آن چیزی که قانون تعیین کرده نمی آورد، بلی ممکن است که بعدها یک مستبدی بیاید شما هر کاریش بکنید مستبدی که سرکش است بیاید هر کاری می کند، اما فقیه مستبد نمی شود. فقیهی که این اوصاف را دارد عادل است، عدالتی که غیر از این طوری عدالت اجتماعی، عدالتی که یک کلمه دروغ او را از عدالت می اندازد، یک نگاه به نامحرم او را از عدالت می اندازد، یک همچو آدمی نمی تواند خلاف بکند، نمی کند خلاف، این جلوی این خلاف ها را می خواهد بگیرد، این رئیس جمهور که ممکن است یک آدمی باشد ولی شرط نکردند دیگر عدالت و شرط نکردند، این مسائلی که در فقیه است، ممکن است یک وقت بخواهد تخلف کند، بگیرد جلویش را، کنترل کند. آن رئیس ارتش اگر یک وقت بخواهد یک خطائی بکند آن حق قانونی دارد که او را رهایش کند، بگذاردش کنار، بهترین اصل در اصول قانون اساسی این اصل ولایت فقیه است و غفلت دارند بعضی از آن و بعضی ها هم غرض، روحانی می گوئید که بعد می خواهد در دولت نمی خواهد نخست وزیر بشود و نمی خواهد - عرض بکنم که - رئیس جمهور بشود و صلاحشان هم نیست که این ها بشوند، لکن مراقبت دارد، نقش دارد، روحانیت در دولت نقش دارد، نه روحانیت دولت است. این نقش از اول هم بوده است منتها این را کنارش زده بودند، حالا خدا یک مهلتی داده است. یک جمعیتی، این مردم جمع شدند هیاهو کردند، این هیاهوهاست که این کارها را کرده است، جمع شدند هیاهو کردند، حالا یک نقشی پیدا کرده روحانیت، همان نقشی که برای روحانیت است که باید کنترل کند این چیزها را، والا سررشته ندارد مگر می تواند که یک روحانی برود رئیس فوج بشود. سررشته ای از این کار ندارد یک روحانی که اطلاعاتش در باب یک اموری کم است، برود بخواهد آن ها را بگیرد. این معنا ندارد، اما روحانی چون موارد خطا و اشتباهی که از قانون اسلام که یک قانونی است که اگر اجرا بشود، همه مقاصد برای ما حاصل می شود این مطلع است، این سررشته دار این قانون است، این را قرارش دادند با آن همه قیودی که همه اش قیود یک چیزی بوده است که قراردادند و ما هم تابعیم، لکن مساله این نیست مساله بالاتر از این است، اما خوب البته ملّت یک چیزی را که خواستند ما همه تابع او هستیم و یک همچو روحانی اگر نقش داشته باشد در دولت، نمی گذارد دیگر نخست وزیرش، رئیس جمهورش هر جا که ظلم ببیند، روحانی نقش دارد بر این که جلویش را بگیرد و هر وقتی بخواهد یک قلدری پیش بیاید جلویش را می گیرد، یک دیکتاتوری باشد جلویش را می گیرد، می خواهد خلاف آزادی باشد، جلویش را می گیرد، بخواهد یک دولتی یک قراردادی با یک دولتی ببندد، که اسباب این بشود که این تابع او بشود، پیوند او بشود، پیوسته او بشود روحانی جلویش را می گیرد. یک اصلی است که اصل یک مملکت را اصلاح می کند، این یک اصل شریفی است که اگر چنانچه انشاءالله تحقق پیدا بکند، همه امور ملت اصلاح می شود، بنابراین این که شما سوال کردید که آیا روحانی می خواهد به دولت منضم بشود یا چی؟ نه نمی خواهد دولت باشد اما خارج از دولت نیست، نه دولت است، نه خارج از دولت. دولت نیست یعنی نمی خواهد برود در کاخ نخست وزیری بنشیند و کارهای نخست وزیری را بکند، غیر دولت نیست برای این که نخست وزیر اگر پایش را کنار بگذارد این جلویش را می گیرد، می تواند بگیرد، بنابراین نقش دارد و نقش ندارد.(60)

بیانات امام خمینی در دیدار با پرسنل نیروی هوائی پایگاه حر و پرسنل هواپیمائی ژاندارمری جمهوری اسلامی تاریخ 9/10/1358

با اسم آزادی می خواهند شما را تحت حمایت خودشان قرار بدهند

و آزادی را از شما سلب بکنند

آن ها در خارج نشسته اند و به ما می خندند که ما احزاب را وادار کردیم که به جان هم بیفتند.
هر کس برای دیگری حرف می زند. شما روزنامه ها را که می خوانید می بینید که در روزنامه زیاد این به چشمتان می خورد که این به او بد می گوید، این به او بد می گوید. حالا که قلم آزاد شد باید اینطور باشد که هر کس به دیگری هر چه دلش بخواهد بگوید و هر کس به دیگری کاری بکند که این مملکت از نظم بیرون برود، از نظام بیرون برود، این معنای آزادی است؟ آن آزادی که در ممالک که ما را می خواهند بخورند هست، اینطوری است؟ اگر اینطور بود، انسجام را پیدا نمی کردند، این ترقیات را پیدا نمی کردند. آن ها با اسم آزادی که در این مغز این جوان ها می اندازند، با اسم آزادی می خواهند شما را تحت حمایت خودشان قرار بدهند و آزادی را از شما سلب بکنند، آن ها دارند می فهمند چه می کنند به اسم این که انقلاب کردید آزادید دیگر، آزادند دیگر، تو به او بد بگو، او به او بد بگوید، او قلم بردارد و به ضد تو بگوید، تو قلم بردار به ضد او بگو، آن ها می دانند دارند چه می کنند، می خواهند آزادی شما را با آزادی سلب کنند، آزادی ناسالم در شما ایجاد کنند و آزادی حقیقی را از شما بگیرند و یک روزی همه ما باز گرفتار یک همچو مسائلی بشویم یا بدتر از آن. باید دانشمندها، روحانیین، خطبا، سران لشگر، سران ژاندارمری مردم را آگاه کنند، جوان ها را آگاه کنند که دارند گول می خورند، دارید به یک راهی می روید که راه دشمن تان است گولتان زدند.(61)
بیانات امام خمینی در دیدار با مدیر واحد اطلاعات و اخبار صدا و سیمای جمهوری اسلامی تاریخ 31/2/1359