فهرست کتاب


آزادی ، آری توطئه،هرگز پژوهشی در کلام و پیام نورانی امام خمینی

مرکز غدیر‏‏‏

ماها الان خودمان را گم کردیم

ما ها الان خودمان را گم کردیم، مفاخر خودمان را الان گم کردیم، ماثر خودمان را گم کردیم، تا این گم شده پیدا نشود شما مستقل نمی شوید. بگردید پیدایش کنید، بگردید شرق را پیدا کنید. تا ما اینطور هستیم، تا نویسنده های ما آن طور است، تا روشنفکرهای ما آن طور فکر می کنند، تا آزادیخواهان ما آن طور آزادی غربی را می خواهند همین است که هست.
فریاد می زنند که - ما - اختناق است، اختناق است، آزادی نیست. چه شده است که آزادی نیست ؟نمی گذارند این آخوندها زن ها و مردها با هم توی دریا بروند بغلطند،این آخوندها نمی گذارند که این جوان های ما آزاد باشند بروند در مشروب خانه ها و در قمارخانه ها و در فحشا فرو بروند، آزادی نیست،این ها نمی گذارند که رادیو و تلویزیون ما زن های لخت را نشان بدهد و آن وجه وقیح را فضیح را،قبیح را و بچه ها و نوجوان های ما را مشغول کند. این یک آزادی وارداتی است که از غرب آمده است، آزادی استعماری است یعنی ممالک مستعمره را دیکته کردند به آن هائی که خائن به مملکت هستند به این که ترویج این آزادی ها را بکنید،آزادند که هروئین بکشند، چه بکنند، آزادند که افیون بکشند ،آزادند که به قمارخانه ها بروند، آزادند که به عشرتخانه ها بروند،آزادند که به سینماها بروند. نتیجه چه ؟نتیجه این که این جوان هائی که باید برای یک مملکت و برای سرنوشت یک مملکت فعالیت داشته باشند، نسبت به سرنوشت مملکت بی تفاوت باشند.تمام نظرشان به این است که کی شب بشود ما سینما برویم و کی تابستان بشود مادریا برویم. همه نظر این است.

یک آدم افیونی نمی تواند فکر کند برای یک مملکت

یک آدم افیونی نمی تواند فکر کند برای یک مملکت،،یک آدمی که مغزش به موسیقی عادت کرد نمی تواند برای مملکت مفید باشد و این هائی که بازی خوردند از خارج یا بازی نخورده عمال خارج هستند و ترویج موسیقی می کنند، ترویج فحشا می کنند، ترویج این کارهائی که جوان های ما را به تباهی می کشد می کنند، این ها کارهایشان، نتیجه کارهایشان این است که یک مملکت را که قدرتش باید از جوان سرچشمه بگیرد، باید جوان آن قدرت را داشته باشد تا اداره بکند، این قدرت را از جوان می گیرند. این فکر این که چه می گذرد به این مملکت، حکومت ها چه می کنند با این مملکت، محمدرضا چه به سر این مملکت آورد، این فکر از توی کله ها بیرون می رود،تمام توجه، تمام این مغز، مغز موسیقی می شود، به جای مغز جدی، مغز لهوی می نشیند. باید یک آدمی باشد که به سرنوشت خودش فکر کند، این فکر را از او گرفته اند. این آزادی - است - که آزادی استعماری باید به آن بگوئیم غیر آزادی است که در ملّت باید باشد. آزادی است که از خارج وارد شده است و ماها را اینطور کرده است، جوان های ما را اینطور کرده است.(53)
بیانات امام خمینی در جمع کارکنان واحد پخش صدای جمهوری اسلامی ایران تاریخ 18/6/1358

یک آدم هروئینی اصلش فکرش دنبال این نیست که چه می گذرد

تلاش رژیم طاغوت در تباه ساختن نیروهای انسانی من می خواهم که همه ماباورمان آمده باشد که جمهوری اسلامی است و باید همه چیز ما اسلامی بشود. ما از آن وضع سابق که اخیرا پنجاه سالش را، پنجاه و چند سالش را من شاهدش بودم و شماهاچندین سال، البته هیچ کدام پنجاه سال یادتان نیست، شماها چندین سالش را که در زمان این حکومت جائر بود، در نظر دارید که همه وابستگی به غرب بود و به آمریکابود و تلخی هایش را هم همه دیدید. ذائقه های شما باز از آن چیزها تلخ هست، حبس ها را، حالا خودتان هم حبس نرفتید، دوستانتان رفتند، اهل ملتتان رفتند، حبس ها،زجرها،حتی گاهی برای من نقل کرده اند که این ها نقلش هم مشکل است، بعضی ها را در تاوه سرخ می کردند، می گذاشتند روی تاوه آهنی برق را متصل می کردند سرخش می کردند. این تلخی ها در ذائقه ما هست و شما،ما حالا باید باورمان بیاید که آن بساط طاغوت باید برچیده بشود. همان راس و رده بالا برود و باقی اش باقی بماند،این باز به مقصد نرسیدیم.همه جا،در همه وزارتخانه ها،در همه ادارات،در بازار، در همه جا باید جوری بشود که وقتی که یک کسی وارد شد ببینید که وارد شده در یک مملکت اسلامی،همه چیزش اسلامی است، نه کم فروشی در این جاست، نه گرانفروشی و اجحاف هست در آن، نه دروغ هست، نه تقلب هست، نه این کاغذ بازی های اداری هست، نه آن مجلات با آن عکس ها و با آن تبلیغات که جوان های ما را به تباهی کشیدند و نه آن بساطی که در رادیو و تلویزیون بود و شماها دیدید. مقصد آن هائی که این ها راپیش آورده بودند، در همه جاها که شما قدم می گذاشتید در آن یک چیز نمایان بود که اشخاص عمیق آن یکی را می فهمیدند و آن که نگذارند جوان های ما رشد کنند، جوان های ما را بار بیاورند به طوری که در قید این نباشد که مملکتش چه در آن می گذرد.
اگر یک کسی عادت کرد که این مجلات را که دیدید با آن عکس ها وبا آن مسائل،آن سینماها را که دیدید که با آن بساط و امثال ذلک و آن تلویزیون آن وقت و آن رادیوی آن وقت و آن مدارس آن وقت و آن کنار دریا رفتن های آن وقت و آن مراکز فحشای آن وقت، همه این ها در یک مطلب شریک بودند و آن این که جوان های ما را بی تفاوت کنند راجع به مسائل خودشان. یک جوانی که عادت کرد که هر روز برود یاهر شب برود در سینما و آن طور مسائل را ببیند،این دیگر فکرش نمی رود دنبال این که نفت ما را که می خورد، کجا می رود این نفت، این ثروت ما کجا می رود،اصلا توفکرش نمی آید این. این همان مثل آدم هروئینی می ماند. یک آدم هروئینی اصلش فکرش دنبال این نیست که چه می گذرد. او همه اش دنبال این است که چه وقت، وقت هروئین می شود یا وقت استعمال تریاک. آن کسی که عادت کرد که برود در این مراکز فحشا، تمام هم و غمش همان مراکز فحشاست، حالا چه می گذرد در این مملکت، چه به سرش دارد می آید پیشش مطرح نیست، دنبال این مطلب نیست. تمام این مسائلی که در این پنجاه سال اخیر این ها پیش آوردند و خصوصا در زمان این دومی که از اولی بدتر بود، تمام این مسائل دیکته ای بود که شده بود برای این که جوان های ما را بی تفاوت کنند،هر چه سرشان می آید به من چه ربطی دارد. آن که می رود در دریا با مثلا چه، با هم آن جا بازی می کنند،این ها دیگر فکر این که مسائل روز چه هست، دولت ها چه می کنند،این مرد خائن چه به سر ما آورد،اصلا فکر این در ذهن شان نمی آید.
این روشنفکرها و نویسنده ها و آزادیخواه ها - نه همه شان، بسیارشان - یا توجه به این ندارند که این برنامه ها و آزاد گذاشتن این جوان ها و این دخترها و این پسرها برای این که هر کاری دلشان می خواهد بکنند،این چه به سر این مملکت می آورد،یا توجه ندارند،یا می دانند و اجیر هستند،دنبال همان هستند. فریاد می زنند ای آزادی ازبین رفت،ای آزادی. خوب آزادی از بین رفت،چه شد ؟ شرابخانه ها محدود شده یا گرفته شده، مراکزفحشا را جلویش را گرفتند - حالا تمامش هم باز معلوم نیست، من نمی دانم حالا پاکسازی شده یانه - دیگر نمی گذارند این دختر و پسر تو دریا بروند لخت بشوند باهم چه بکنند. این ها آزادی را این می دانند و همان آزادی می دانند که از غرب دیکته شد برای ما، نه پیش خودشان، پیش خودشان اگر اینطور بود،این ترقیات مادی را نمی کردند. دیکته شده برای ممالک استعماری این نحو آزادی ها، این آزادی ها، آزادی های وارداتی است و این بی انصاف های طرفدار به قول خودشان حقوق بشر و این بی انصاف های به قول خودشان نویسنده - همه شان را نمی گویم،بعضی شان - و این بی انصاف های آزادیخواه این نحو آزادی را برای ما تبلیغ می کنند و تاکید می کنند،آزادیی که مملکت ما را به تباهی می کشد.