فهرست کتاب


آزادی ، آری توطئه،هرگز پژوهشی در کلام و پیام نورانی امام خمینی

مرکز غدیر‏‏‏

کار طاغوت چیست ؟

تا این نویسنده های ما کتاب هایشان به این وضع است که هر مطلبی که مال خودمان هست وقتی بخواهند بیان بکنند استشهاد به قول فلان خارجی می کنند،فلان غربی می کنند، تا از این وابستگی شماها در نیائید استقلال پیدا نمی کنید. تا این خانم ها - شما را نمی گویم شما توده هستید، آن خانم ها را می گویم - تا این ها توجهشان به این است که فلان چیز باید، فلان مد از غرب به این جا بیاید، فلان زینت باید از آن جا به این جا سرایت بکند، تا یک چیزی آن جا پیدا می شود این جا هم تقلید می کنند، تا از این تقلید بیرون نیائید نمی توانید آدم باشید و نه می توانید مستقل باشید. اگر بخواهید مستقل باشید، اگر بخواهید شمارا به این که یک ملتی هستید بشناسند و بشوید یک ملت، از این تقلید غرب باید دست بردارید. تا در این تقلید هستید، آرزوی استقلال را نکنید.
تا این نویسنده های ما، نویسندگان ما، همه حرفهایشان غربی است،این را دست از آن بر ندارند،امید نداشته باشند که ملتشان مستقل بشود.
تا این اسم هائی که در خیابان ها و در دارو خانه ها و در کتاب ها و در پارچه ها و در همه چیزتان، فقط مساجد است که اسماء خارجی را ندارند آن هم برای این که روحانیون تا حالا به حسب نوعشان آنجور نشده اند و الا همه چیز باید یک اسم غربی داشته باشد هم آن هائی که می نویسند اسم غربی می گذارند،هم شما که می خواهید بخوانید،این هائی که می خواهند بخوانند تا یک اسم آن طور نباشد به آن اقبال نمی کنند
«و الذین کفروا اولیاء هم الطاغوت» آن هائی که کافر هستند، کفران نعمت خدا را می کنند. مستور است واقعیات پیش آن ها،در سطح و در تیرگی هستند که این ها اولیائشان طاغوت است. کار طاغوت چیست ؟ « یخرجهم من النورالی الظلمات » از نور، از نور مطلق، از هدایت، از استقلال، از ملیت ، از اسلامیت، این ها را بیرون می کند و وارد می کند در ظلمت ها. در این ظلمات این ها را وارد می کنند.

ماها الان خودمان را گم کردیم

ما ها الان خودمان را گم کردیم، مفاخر خودمان را الان گم کردیم، ماثر خودمان را گم کردیم، تا این گم شده پیدا نشود شما مستقل نمی شوید. بگردید پیدایش کنید، بگردید شرق را پیدا کنید. تا ما اینطور هستیم، تا نویسنده های ما آن طور است، تا روشنفکرهای ما آن طور فکر می کنند، تا آزادیخواهان ما آن طور آزادی غربی را می خواهند همین است که هست.
فریاد می زنند که - ما - اختناق است، اختناق است، آزادی نیست. چه شده است که آزادی نیست ؟نمی گذارند این آخوندها زن ها و مردها با هم توی دریا بروند بغلطند،این آخوندها نمی گذارند که این جوان های ما آزاد باشند بروند در مشروب خانه ها و در قمارخانه ها و در فحشا فرو بروند، آزادی نیست،این ها نمی گذارند که رادیو و تلویزیون ما زن های لخت را نشان بدهد و آن وجه وقیح را فضیح را،قبیح را و بچه ها و نوجوان های ما را مشغول کند. این یک آزادی وارداتی است که از غرب آمده است، آزادی استعماری است یعنی ممالک مستعمره را دیکته کردند به آن هائی که خائن به مملکت هستند به این که ترویج این آزادی ها را بکنید،آزادند که هروئین بکشند، چه بکنند، آزادند که افیون بکشند ،آزادند که به قمارخانه ها بروند، آزادند که به عشرتخانه ها بروند،آزادند که به سینماها بروند. نتیجه چه ؟نتیجه این که این جوان هائی که باید برای یک مملکت و برای سرنوشت یک مملکت فعالیت داشته باشند، نسبت به سرنوشت مملکت بی تفاوت باشند.تمام نظرشان به این است که کی شب بشود ما سینما برویم و کی تابستان بشود مادریا برویم. همه نظر این است.

یک آدم افیونی نمی تواند فکر کند برای یک مملکت

یک آدم افیونی نمی تواند فکر کند برای یک مملکت،،یک آدمی که مغزش به موسیقی عادت کرد نمی تواند برای مملکت مفید باشد و این هائی که بازی خوردند از خارج یا بازی نخورده عمال خارج هستند و ترویج موسیقی می کنند، ترویج فحشا می کنند، ترویج این کارهائی که جوان های ما را به تباهی می کشد می کنند، این ها کارهایشان، نتیجه کارهایشان این است که یک مملکت را که قدرتش باید از جوان سرچشمه بگیرد، باید جوان آن قدرت را داشته باشد تا اداره بکند، این قدرت را از جوان می گیرند. این فکر این که چه می گذرد به این مملکت، حکومت ها چه می کنند با این مملکت، محمدرضا چه به سر این مملکت آورد، این فکر از توی کله ها بیرون می رود،تمام توجه، تمام این مغز، مغز موسیقی می شود، به جای مغز جدی، مغز لهوی می نشیند. باید یک آدمی باشد که به سرنوشت خودش فکر کند، این فکر را از او گرفته اند. این آزادی - است - که آزادی استعماری باید به آن بگوئیم غیر آزادی است که در ملّت باید باشد. آزادی است که از خارج وارد شده است و ماها را اینطور کرده است، جوان های ما را اینطور کرده است.(53)
بیانات امام خمینی در جمع کارکنان واحد پخش صدای جمهوری اسلامی ایران تاریخ 18/6/1358