فهرست کتاب


آزادی ، آری توطئه،هرگز پژوهشی در کلام و پیام نورانی امام خمینی

مرکز غدیر‏‏‏

بسیاری هستند که مهار ندارند، رها هستند، آزادند

انسان شهوتش هم حدّ ندارد،نه حدود دارد و نه یک طور خاصی که غیر از آن طوری که انبیا آمده اند محدودش کردند به حدودی، انسان هیچ این حرف ها ندارد،با آن بهترین محارمش هم فرق نمی کند پیشش با او، دخترش بااجنبی فرقی ندارد پیش او. یک همچو حیوانی است،در هر چیز نامحدود است. شما یک موجودنامحدود هستید.اگر این نامحدودی در طرف حیوانیت صرف شد، یک حیوان نامحدود،یک حیوانی که با سایر حیوانات فرق دارد،حیوانات دیگر شهواتشان محدود است،آمالشان محدود است،این انسان نامحدود است،اگر به همین حال حیوانیت باشد و دنبال همین کارهای حیوانی،دنبال همین شهوات،دنبال همین آمال و آرزوهای حیوانی که همه این آمال و آرزوهائی که مربوط به طبیعت است، تمام آمال و آرزوهائی که مربوط به امور طبیعی است، حیوانی است ،اگر به این حد باقی بماند این تا آخر حیوان است، این جا صورتش،صورت انسان است وقتی این پرده برگشت و آن عالم پیداشد، صورتش هم یک صورت دیگر می شود. همچو نیست که به صورت انسانیت آن جامحشور بشود،اگر انسان این جا شد،آن جا انسان است، اگرکسی در این جا توانست خودش را انسان بکند،آن جا که برود، آن جا انسانیتش به طور کمال و آن طوری که چشم های این عالم نمی تواند او را ببیند،به طور کمال در آن جا تحقق پیدا می کند واگر چنانچه نتواند این کار را بکند، مهار را رها کند. خوب بسیاری هستند که مهار ندارند، رها هستند، آزادند
این آزادیی که غربی ها می خواهند همین است،آزادند،هرچه می خواهند،هر کاری می خواهند بکنند،ظلم بکنند آزاد است، شهوات غیر مشروع،آزاد است، بدگوئی به هر کس، آزاد است، قلمفرسائی به ضد هر کس، آزاد است. اگر این آزادیی که همین غیر محدود بودن این قسم حیوان، غیر محدود بودن این قسم حیوان،این حدی ندارد برای خودش،آزادیش را حدی قائل نیست، هر جاجلو برود باز دراین آزادی می خواهد جلوتر برود.

اگر ما تربیت و تعلیم نداشته باشیم

اگر ما تربیت و تعلیم نداشته باشیم،تربیتی که انبیا آورده اندبرای این که غیرانبیا راه را نمی دانند، ما الان یک راهی را داریم قهرا می رویم خودمان هم ملتفت نیستیم و آن راهی که انبیا برای ما آوردند که از آن راه باید بروید آن صراط مستقیم که منتهی می شود به آن جائی که ماها دیگر الان نمی توانیم ادراک بکنیم،این را انبیا آورده اند،مکتب غیر انبیا اصلا اطلاع از ماوراءطبیعت ندارد، هر چه مکتب هست همین طبیعت است، مکتب انبیا است که ماوراءطبیعت را هم طرح می کند. در مکتب های دیگر اصلا طرح نمی شود ماوراءالطبیعه،بله می گویند دروغ است. یک آدمی که اصل نمی داند ماوراءطبیعت چیست،همین طور نشسته توی خانه اش و می گوید نخیر،نیست. انبیا می دانندراه چه هست،ازکجا باید رفت، چه جوری باید رفت. راهی است که تا بوسیله انبیاو تعلیمات انبیا نباشد، انسان نمی تواند به مقصدش برسد. از راه مستقیمی که انسان را به مقصد می رساند اگر راه انبیا نباشد معوج می شود یا این طرف می رود یا آن طرف می رود. انبیا هستند که ما را به راه مستقیم هدایت می کنند و کیفیت تربیت و تعلیمی که برای آن عالم هم باشد،هم این عالم و هم آن عالم، نه این که انبیا به این عالم کاری ندارند،این عالم هم با هر چیزی که بگوئید،آن ها منافی و مخالف با آن نیستند،مخالف با دل بستن به دنیا هستند، این دو تا اشتباه می شود. آن هائی که می خواهند عیب گیری کنند می گویند که با همه تمدن ها مخالف است. اسلام با همه تمدن ها مخالف است،این اشتباه است، اسلام با هیچ تمدنی مخالف نیست،اسلام یک تمدنی را ایجاد کرد،ششصد، هفتصد سال یک دنیا را تقریبا اکثر معموره را چیز کرد،با این که باز اسلام نبود درست. با تمدن،اسلام مخالف نیست،با دلبستگی و محدود شدن مخالف است که همه آمال و آرزوی ما همین باشد،همه هم ماهمان علفمان باشد،تمام همت ما این باشد که خوب بخوریم، خوب بخوابیم و خوب شهوات. دلبستگی را مخالف است. این هم انسان علفش باشد یا الفش باشد،با این مخالف است اسلام.

از این مراکز فساد و فحشا انبیا جلوگیری می کنند، نه از اصل شهوت

تمدن به اعلی مرتبه،مهار، مهار در معنویت. همه مظاهر تمدن را انبیا قبول دارند لکن مهار شده،نه مطلق و رها. شهوات را جلویش را نگرفتند، جلوی اطلاقش را گرفتند، جلو رهائی و آزادی را گرفتند.
یک کسی،در همان زمان های سابق به یک ظریفی که از آشناهای ماست راجع به امور جنسی گفته بود که فلان، این حل شده. این گفته بود این را در صدر خلقت، خرها حل کرده بودند. آن آزادی که شما می گوئید که حل شده همان است که حیوانات در صدر خلقت آزاد بودند. انبیا آمدند این آزادی را جلویش را بگیرند والا اصلش را مخالف نیستند،دعوت هم به آن کرده اند، این دعوت به ازدواج ،اینقدر تعریف از ازدواج برای این که هم ازدواج بشود،هم انحراف نباشد.از این شهوات مطلق، از این مراکز فساد وفحشا انبیا جلوگیری می کنند، نه از اصل شهوت. اصل شهوت طبیعی است وباید هم کار خودش را انجام بدهد اما حدود دارد. اگر تربیت و تعلیم آن طوری که انبیا و تحت تربیت انبیاست تحقق پیدا بکند ،انسان، هم این جایش صحیح می شود و روی یک نظمی تحقق پیدا می کند و این آکل و ماکول و این تعدیات و این تجاوزها و این اختلاف های طبقاتی پیدا نمی شود و هم آن طرف، که عمده آن طرف است،آن حیات جاویدی که آخر ندارد، هم آن طرف تامین می شود. کوشش کنید که شما که حالا منتسب به ولی امر سلام الله علیه هستید، مکتب ولی امر را به آن توجه کنید که برای تعلیم و تربیت این انسان است که از حد حیوانیت برساندش به حد انسانیت و رشد انسانی پیدا کند و تربیت های انسانی پیدا کند و تعلیمات،تعلیمات صحیح باشد. خداوند همه شما را انشاءالله موفق بدارد.(44)

بیانات امام خمینی در جمع اعضای جامعه ورزشی اصفهان
تاریخ 23/4/1358