فهرست کتاب


آزادی ، آری توطئه،هرگز پژوهشی در کلام و پیام نورانی امام خمینی

مرکز غدیر‏‏‏

در هیچ جا در حکومت اسلامی نمی بینید که خود سری باشد

مجردِ بودنِ رژیم اسلامی مقصود نیست، مقصود این است که درحکومت اسلام، اسلام و قانون اسلام حکومت کند، اشخاص برای خودشان و به فکر خودشان حکومت نکنند، ما می خواهیم احکام اسلام در همه جا جریان پیدا کند و احکام خدای تبارک و تعالی حکومت کند. در اسلام حکومت، حکومت قانون، حتی حکومت رسو ل الله و حکومت امیرالمؤمنین حکومت قانون است یعنی قانون خدا آن ها را تعیین کرده است، آن ها به حکم قانون واجب الاطاعه هستند پس حکم از آنِ قانون خداست و قانون خدا حکومت می کند.
در مملکت اسلامی باید قانون خدا حکومت کند و غیر قانون خدا هیچ چیز حکومتی ندارد. اگر رئیس جمهوری در مملکت اسلامی وجود پیدا بکند، این اسلام است که او را رئیس جمهور می کند، قانون خداست که حکمفرماست. در هیچ جا در حکومت اسلامی نمی بینید که خود سری باشد حتی رسول الله از خودشان رایی نداشتند، رای قرآن بوده است، وحی بوده، هر چه می فرموده از وحی سرچشمه می گرفته است و از روی هوا و هوس سخن نمی گفتند و همین طور حکومت هایی که حکومت اسلامی هستند آن ها تابع قانونند، رای آن ها قانون اسلامی است و حکومتشان حکومت الله.
این که ما دائماً راجع به این معنی سفارش می کنیم که باید حالا که رژیم، رژیم اسلامی شده است، محتوا، محتوای اسلامی باشد برای این است که یک مملکتی که افرادش ادعا می کنند که مسلمان هستیم باید در آن جا احکام اسلام حکومت کند لکن می بینیم در بسیاری جاها دیده می شود که افراد پایبند احکام اسلام نیستند. بسیاری از اشخاص ادعای اسلام می کنند ولی فقط ادعاست،دیگر در عمل خبری از اسلام نیست. ما که می گوئیم حکومت باید همانطور که اسلامی است محتوایش هم اسلامی باشد، یعنی هر جا که شما بروید، در هر وزارتخانه ای شما بروید، در هر اداره ای که شما بروید، در هر کوی و برزن و در هر بازار که شما بروید، درهر مدرسه و دانشگاه که بروید آن جا اسلام و احکام اسلام را ببینید. ما حکومت اسلامی خواستیم، ما جمهوری اسلامی لفظی نخواستیم، ما خواستیم که حکومت الله در مملکتمان و انشاءالله در سایر ممالک اجرابشود.

آزادی باید منطقی و طبق قانون الهی باشد

آزادی باید منطقی و طبق قانون الهی باشد بنابراین، این توهم که حالا که جمهوری اسلامی شده است و هرکس خودش هر کاری می خواهد بکند آزاد است، این درست نیست. آزادی در حدود قانون است، یعنی آن مقداری که خدای تبارک و تعالی به ما آزادی داده است در آن مقدار آزاد هستیم. آزاد نیستیم که فساد بکنیم. هیچ انسانی آزاد نیست که کار خلاف عفت بکند. هیچ انسانی آزاد نیست که برادر خودش را اذیت بکند. این مقدار آزادی که خدای تبارک و تعالی به مردم داده است بیش از آن آزادی هائی است که دیگران داده اند آن ها آزادی غیرمنطقی داده اند و آزادهایی که خدا داده است آزادی منطقی است، همه چیزهائی را که آن ها داده اند آزادی نیست، آزادی باید منطقی و طبق قانون باشد.
بنابراین ما - از - آن چیزی را که می خواهیم حکومت الله است، می خواهیم خدا و قرآن بر ما حکومت کند، ما هیچ حکومتی را جز حکومت الله نمی توانیم بپذیریم و هیچ دستگاهی را که برخلاف قوانین اسلام باشد نمی توانیم بپذیریم و هیچ رایی را که برخلاف رای اسلام باشد، خواه رای شخصی باشد و یا رای گروهی و حزبی نمی توانیم بپذیریم. ما تابع اسلام هستیم، ماتابع قانون اسلام هستیم و جوان های ما خونشان را برای اسلام داده اند - جوان های ما - ما اسلام و احکام اسلامی را می خواهیم. اصلاح و تهذیب نفس، مسوولیتی خطیر برای تحقق احکام اسلام الان وظیفه ما این است که هر کدام مان در هر جا که هستیم و در هر سرحدی که هستیم جدیت کنیم که قوانین اسلام را از خودمان شروع کنیم. اگر چنانچه ما خودمان را اصلاح نکنیم و قوانین اسلام را نسبت به خودمان اجرا نکنیم، نمی توانیم یک حکومت اسلامی تشکیل بدهیم.
اگر آن کسی که در راس حکومت است مثلاً رئیس جمهور و نخست وزیر خودش را اصلاح نکند و خودش تابع قوانین اسلام نباشد و قوانین اسلام را در مملکت اجرا نکند، چنین شخصی نمی تواند در راس حکومت اسلامی و حاکم اسلام باشد.(40)

بیانات امام خمینی در جمع روحانیون و طلاب حوزه علمیه قم
تاریخ 7/4/1358

این ها از اسم اسلام همچنان می ترسند که شیطان از بسم اللّه

اشخاصی که به اصطلاح خودشان روشنفکر، نه هر روشنفکری - روشنفکرها بسیاریشان خوب هستند - آن هائی که علاقه ای به اسلام ندارند، آن هائی که از گفتار و اعمال سابق و لاحق شان معلوم می شود که این ها چه هستند. در تما م این مدتی که همه این ملّت فریاد می کردند جمهوری اسلامی، این بیچاره ها برای تقیه هم یک دفعه نگفتند جمهوری اسلامی، این ها از اسم اسلام همچنان می ترسند که شیطان از بسم الله، می ترسند این ها و حق هم دارند بترسند برای این که اسلام جلوی شهوات را می گیرد، اسلام نمی گذارند که لخت بروند توی این دریاها شنا کنند، پوستشان را می کند با زن ها لخت بروند آن جا و بعد زن ها لخت بیاند توی شهرها، مثل کارهائی که د رزمان طاغوت می شد همچو کاری اگر بشود، پوستشان را مردم می کنند، مسلمانند مردم، نمی گذارند زن ها و مردها با هم داخل هم بشوند و توی دریا بریزند و به جان هم بیفتند. تمدن این ها ، این است. این ها از تمدن این را می خواهند. این ها از آزادی این ها را می خواهند، آزادی غربی می خواهند و آن این است زن و مرد با هم لخت بشوند و بروند توی دریا بروند توی - نمی دانم - جاهای دیگر شنا کنند. این تمدنی است که آقایان می خواهند، این تمدنی است که دررژیم سابق تحمیل بر مملکت ما شد که بعد از این که می رفتند زن و مرد دردریا، زن ها همانطور لخت و همانطور لخت می آمدند توی شهر، مردم هم جرات نمی کردند حرف بزنند.