فهرست کتاب


آزادی ، آری توطئه،هرگز پژوهشی در کلام و پیام نورانی امام خمینی

مرکز غدیر‏‏‏

عمال اجانب چون از اسلام می ترسند

ما دنبال این هستیم که اسلام تحقق پیدا بکند، جمهوری اسلامی پیدا کردیم کافی است برای ما. ما درهر یک از مواردی که هست، در تمام شوون مملکت مان می خواهیم که احکام اسلام باشد، قرآن حکومت کند بر ما، قانون اسلام بر ما حکومت کند، هیچ کس دیگر حکومت نداشته باشد و ما الان بین راه هستیم و نرسیده ایم به مقصد. عمال اجانب چون از اسلام می ترسند، هر چیزی که ترویج از اسلام بکند ازاو می ترسند.
مع الاسف می بینید که در اطراف، خصوصاً در اطراف شما، مفسده جوها افتاده اند و می خواهند نگذارند این کار را انجام بگیرد. این ها عمال خارجی هستند، این ها اشخاصی نیستند که برای ملّت ما بخواهند دلسوز باشند، این ها می خواهندکه این جمهوری اسلامی که از آن می ترسند و اربابانشان هم از همین جمهوری اسلامی، از اسم اسلام می ترسند و لهذا عمالشان به این راه افتادند که جمهوری لازم نیست جمهوری اسلامی باشد، خوب، جمهوری باشد، جمهوری ایرانی باشد، جمهوری دموکراتیک باشد. این برای این است که این ها از اسلام می ترسند، از اسلام آن چیزهائی که باید نبینند دیدند، اسلام تو دهنی به آن ها زد و بیرونشان کرد از مملکت. این ها از این می ترسند و لهذا کوشش می کنند خودشان و عمالشان که به هر صورت هستند، آن هایی که به هر صورت هستند کوشش می کنند که این کلمه اسلام تو کار نباشد هر چه می خواهد جایش باشد. آن ها راضی هستند که هر چه جای کلمه جمهوری اسلامی، هر چه می خواهید بگذارید، اسلام نباشد دیگر هر چه می خواهد باشد. در مملکت ما روحانی قدرت نداشته باشد ولو کمونیست قدرت داشته باشد. این ها دنبال این هستند

این ها از روحانی می ترسند، چون از اسلام می ترسند

این ها از روحانی می ترسند، چون از اسلام می ترسند، از آن کسانی که مروج اسلام هستند می ترسند. از منبری می ترسند برای این که مروج اسلام است، از روحانی و اهل محراب می ترسند برای این که مروج اسلام است. چون از اسلام می ترسند هر چیزی که دنباله اسلام باشد، هر چیزی که ترویج از اسلام بکند از او می ترسند و نمی خواهند او را.
...اگر روحانیت نباشد اسلام را هیچ کس نمی تواند نگه دارد. این ها اصلاً نقشه بر این است که اسلام نباشد برای این که این ها سیلی خوردند از اسلام احساس کرده اند الان که اسلام است که این پیروزی را حاصل کرده، شهادت است که این پیروزی را حاصل کرده، شهادت هم حفظ اسلام است، از اول اسلام با شهادت پیش برده، حالا هم که می بینید که جوان های ما شهادت رامی خواهند. همین امروز هم که من این بیرون ایستاده بودم یک جوان برومندی فریاد میکرد از آن جا که شما دعا کنید که من شهیدبشوم. این حس بود که ما را پیش برد، این حس شهادت بود و این حس جلو آمدن برای اسلام و شهادت بود که ما را به پیروزی رساند و این ها از این می ترسند. از اسلام، این ها می ترسند.(38)
بیانات امام خمینی در جمع گروهی از دانشجویان دانشگاه شیراز
تاریخ 16/3/1358

اساس آ ن بود که می خواستند قرآن حکومت کند در این کشور

نهضت ایران نهضتی بود که خدای تبارک و تعالی در آن نقش داشت و مردم به عنوان جمهوری اسلامی، به عنوان اسلام، به عنوان احکام اسلام درخیابان ها ریختند و همه گفتند ما این رژیم را نمی خواهیم و حکومت عدل اسلامی و جمهوری اسلامی می خواهیم. این چیزی که انگیزه این ملّت بود، انگیزه همه قشرها الا بعضی ها. زن ها در خیابان ها ریختند، مردها در خیابان ها ریختند، بچه ها آمدند. همین دیشب کسی می گفت که من شاهد قضیه بودم که یک بچه ده، دوازده ساله سوار موتور سیکلت شده بود و حمله کرد طرف یک تانک و از آن ور هم بچه را تکه تکه کردند، اما او یک بیرق دستش بود و حمله کرد.این چه بود ؟ قضیه، قضیه چه بود که یک چنین تحول در ملّت پیدا شد ؟ این تحول عظیمی که در این ملت پیدا شد، یک تحولی بود که فقط برای این معنا که مثلاً رژیم نباشد ؟ یا دنباله داشت؟ رژیم نباشد، حکومت اسلامی باشد، اساس او بود. اساس آ ن بود که می خواستند قرآن حکومت کند در این کشور. موانع را برداشتند که حکومت، حکومت اسلامی باشد، نه این که همه مقصد این بود که فقط آزاد باشیم. همه مقصد این بود که مستقل باشیم ؟
ایران می خواست که مثل مملکت مثلاً سوئد باشد ؟ آزاد هستند، مستقل هم هستند. اما اگراز قرآن در آن خبری نباشد، باز هم چنین می خواهد؟! ایرانی ها این رامی خواستند که قرآن باشد یا نباشد؟ اسلام باشد یا نباشد ؟ ما آزاد باشیم، ما آن جهت حیوانی مان، آن جهت حیوانی مان اشباع بشود کاری به معنویات دیگر ما نداریم ایران جوان های خودش را برای این داد ؟ یا ایران متحول شده بود به یک ملّت صدر اسلامی، یک جوان هایی مثل جوان های صدر اسلام که شهادت را برای خودشان فوز می دانستند می گفتند شهید هم بشویم سعادتمندیم. مساله این بود و مساله این هست. برای اسلامی کردن دانشگاه جدیت کنید دانشگاه مبداء همه تحولات است. از دانشگاه، چه دانشگاه علوم قدیمه، چه دانشگاه علوم جدیده، از دانشگاه سعادت یک ملّت ودر مقابل سعادت، شقاوت یک ملّت سرچشمه می گیرد. دانشگاه را باید جدیت کرد، جدیت بکنید دانشگاه را درستش کنید، دانشگاه را اسلامیش کنید. مملکت ما برای اسلام زحمت کشیده است و باید برای اسلام زحمت بکشد و می کشد و همه چیزش باید اسلامی بشود. همین توقع نباشد که دولت اسلامی باشد، خیر، همه چیز باید اسلامی بشود، همه قشرها باید قشر اسلامی باشد که هر کس که بیاید و ببیند جمعیت را، ببیند که یک جمعیت الهی این ها هستند، یک جمعیت اسلامی این ها هستند.