فاطمه (سلام الله علیها) احیاگر شخصیت زن

نویسنده : فریده مصطفوی (خمینی)، فاطمه جعفری

مقدمه

فاطمه (علیها السلام) ، احیاگر شخصیت زن:

پیش از این که نقش فاطمه زهرا (علیها السلام) را در احیای حقوق و شخصیت زن مورد بحث قرار دهیم، مناسب است نگاهی گذرا به زندگی رقت بار بانوان در گذشته های تاریخ داشته باشیم.
در طول تاریخ درباره زن نظرات متضاد و ضدنقیضی اظهار شده است. ادیان الهی و مکاتب بشری نیز گرفتار طوفان تناقضات شده اند، زیرا ادیان الهی و کتابهای آسمانی به صورت اعجاز نازل نشده اند و از این رو همواره مورد تحریف قرار گرفته اند. اینک نمونه هایی می آوریم.

کارنامه زن در جهان قبل از اسلام

در منطق یونان باستان، زن موجودی است پاک نشدنی و زاده شیطان که تنها برای خدمت به مردها و اطفای آتش غریزی آنان آفریده شده است.
از دیدگاه برخی دانشمندان یونانی، بانوان به عنصری که گیسوان بلند و عقل کوتاه دارند، نام گذاری شده اند. این تعبیرات زشت از ادبیات یونان به میان عربها رسیده و به صورت ضرب المثل درآمده است(1).
سقراط حکیم نیز تحت تاثیر همین فرهنگ قرار گرفته و می گوید: سلوک با زن، یک نوع زجر و ریاضت جانکاه است، که برای تقویت اراده و مالکیت بر نفس، چشیدن این زهر، و کشیدن این زجر، سودمند خواهد بود(2).
معروف است که سقراط زن تندخویی داشته که با کتاب و مطالعه سخت مخالف بوده است. نقل است روزی غرق مطالعه بود و توجه خاصی به همسرش نداشت، وی بر حکیم خشم کرد و با دم پایی پیاپی بر سر او کوبید؛ به این کار هم بسنده نکرده، یک آفتابه آب سر سقراط ریخت. سقراط گفت: فهمیدم که همیشه بعد از رعد و برق باران می بارد.
در کشور روم هنگامی که زن مرتکب جرم و گناهی می شد، روغن داغ بر بدنش می ریختند و سپس او را به دم اسب می بستند و به سرعت می راندند. آنگاه وی را با دست و پای شکسته به ستون می بستند و از فراز مجسمه ها آتش بر بدنش می ریختند(3).
در چین، زن ها آب های درد آلود نامیده می شدند که نیک بختی و ثروت را می شویند.
در آیین هندو، زنان را پس از مرگ شوهر به علت فقدان روح جاودانی، فدای شوهر می کردند و با تشریفات خاصی در کنار جسد همسران می سوزاندند(4).
وضعیت رقت بار بانوان در تمام گستره زمین بدین منوال بوده است. گروهی به شکنجه و آزار و تضییع حقوق آنان همت می گماشتند و جمعی به استفاده ابزاری آنان می پرداختند. دسته ای تلاش می کردند که جنسیت او را فراموش کنند و نقش اصلی وی را نادیده بگیرند و از تساوی حقوق بین مرد و زن و در همه جا و تمام موارد، دم زنند و زنان را دوشادوش مردان به همه جا بکشانند. آنان، حجاب و پوشش زن را اسارت، حیا و عفت او را عقده و عقب ماندگی تلقی می کردند.
اعراب جاهلیت، فلسفه وجودی زنان را زیر سوال بردند. دختران را مایه ننگ و ذلت شمردند و از ترس فقر و ننگ، آنان را زنده به گور نمودند.
تورات تحریف شده می گوید: خداوند زن را از پهلوی چپ و یا دنده چپ آدم آفرید تا تلقین کند که چنین موجودی هرگز راست نخواهد شد. بی شک در این گونه بدعتها و تحریف های دینی مقاصد سیاسی و الحادی پنهان بود تا به ادیان الهی ضربه سنگینی وارد نمایند، چرا که بانوان محترم نوعا بیش از مردها به دین و معرفت گرایش دارند و بعضا موجبات هدایت همسران، فرزندان و پدران خود را فراهم می سازند. و به ندرت دین و ایمان شوهر و فرزندان خود را نابود می کنند.
زراره از امام صادق (علیه السلام) می پرسد می گویند: خدا حضرت حوا را از ضلع چپ آدم آفریده است؟ امام ششم (علیه السلام) در پاسخ فرمود: خداوند از چنین نسبتی پاک و منزه است. مگر خداوند متعال قدرت نداشت که همسر آدم را از غیر دنده چپ بیافریند تا دستاویزی به دست ملحدان ندهد که بگویند بعضی از اعضای بدن حضرت آدم با عضو دیگرش نکاح نمود(5). بلکه مطابق فرموده قرآن، آدم و حوا را از نفس واحده خلق کرده و هر دو را از نزدیک شدن به درخت مخصوص نهی نمود: و لا تقر باهذه الشجره فتکونا من الظالمین
این نهی برای آدم و حوا یکسان و مساوی اعلام گردید، اما هر دو از شجره ممنوعه تناول کردند و از بهشت اخراج گردیدند و هر دو با هم دست به سوی خدا برداشتند و عرض کردند: ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین(6) و هر دو همسان مورد عنایت حضرت حق قرار گرفتند. پس در نظام خلقت زن و مرد مکمل وجود یکدیگرند و به یاری هم باید به حیات طیب برسند.
زن در گذشته تاریخ گرفتار ستم های گوناگون شده است. هم مورد ستم علمی و نظری قرار گرفته و هم از نظر عملی و رفتاری به او ستم رفته است. از نظر علمی گفته می شود که زن از دنده چپ مرد آفریده شده تا همواره سرکوب شود و یا برای عشرت مرد خلق شده تا ابزار لذت گردد و از نظر عملی نیز با همین دیدگاه رفتار نمودند. متاسفانه در ادبیات ما نیز این نوع تفکرات منعکس شده است:
به هر جا رفت در گوشش بخواندند - که زن را بهر عشرت آفریدند
زن از پهلوی چپ شد آفریده - کسی از چپ راستی هرگز ندیده
به او غیر از هوس چیزی نگفتند - از او جز جلوه ظاهر ندیدند
تاریخ بشر از ستم های بی شماری که بر جنس زن رفته لبریز است. هم اکنون بعضی از خانواده های بی فرهنگ که نه از اسلام خبری دارند و نه از علم روز بهره مندند، پیوسته از فقدان پسر، اظهار ناراحتی می کنند و از داشتن دختر ناراضی می باشند. روح لطیف دختران را می آزارند و همسران را سخت نگران می سازند. برخی از داشتن پسر بر خود می بالند و دختر را مورد بی مهری قرار می دهند که گویا آنها انسان نیستند. غافل از اینکه تحقیر دختر و تعظیم بی اندازه پسر، یکی را عقده ای بار می آورد و دیگری را لوس و از خود راضی می سازد و در نتیجه آینده هر دو سیاه و تباه می گردد. وانگهی نمی دانند که دختر و پسر بودن مربوط به مردست نه زن، چون ظرف رحم زن تنها نقش پذیرش دارد؛ یعنی آنچه همسر می دهد، زن قبول می کند. امروز می گویند: اگر ایکس بدهد یا ایگرگ، به ترتیب دختر و پسر می شود. ولی چگونه ایکس یا ایگرگ بدهیم برای علم هنوز نامعلوم است.
شخصی برای پسر دار شدن ازدواج مجددی کرد، همسر دوم مانند اولی دو نوزاد دختر آورد، همسر سومی را انتخاب نمود، باز هم خداوند متعال دختر به او عنایت کرد! بنابراین دخترزایی و یا پسرزایی به وضع فیزیکی مرد بستگی دارد. البته شرایط زمان، مکان و تغذیه ممکن است نقش تعیین کننده داشته باشد که هنوز علم دقیقا کشف نکرده است.