فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

اصل رفق ورزی

رفق ورزی در روابط و مناسبات اداری، اصلی مبنایی است که بر و بار آن فراوان است؛ به بیان امیرمؤمنان علی (ع):
من لان عوده، کثفت اغصانه.
هر که نهال رفق ورزی به بار بود، شاخ و بر او بسیار بود.
رفق ورزی کارگزاران و کارکنان نه تنها مایه آرامش و بستر کمال خود آنان است، که اسباب گشایش سختیها و زمینه نیل به مقاصد است. امیر بیان، علی (ع) در این باره فرموده است:
الرفق ییسر الصعاب و یسهل شدید الاسباب.
رفق ورزی (در امور) دشواریها را آسان می سازد و سببهای سخت را سهل می نماید.
من استعمل الرفق لان له الشدید.
هر که رفق و مدارا را به کار گیرد، هر سختی و دشواری برایش آسان شود.
من کان رفیقا فی امره نال ما یرید من الناس.
هر که در امور خویش، رفق و مدارا در پیش گیرد، به آنچه از مردم می خواهد نایل شود.
در دیدگاه امیرمؤمنان (ع) رفق ورزی بهترین وسیله توفیق در امور است و بی گمان در اخلاق اداری نقشی راهگشا و اساسی دارد، چنانکه از آن حضرت وارد شده است:
من عامل بالرفق وفق.
هر که با رفق و مدارا عمل کند، موفق گردد.
بنابراین در انجام دادن امور بیش از هر چیز باید از رفق و مدارا بهره گرفت و آن را کلید کارها رفتارها و مناسبات قرار داد، که پیشوای موحدان، علی (ع) سفرش فرموده است:
علیک بالرفق، فانه مفتاح الصواب و سجیه اولی الالباب.
بر تو باد، به رفق و مدارا، زیرا که آن کلید درستی (امور) و از مختصات خردمندان است.
امیرمؤمنان علی (ع) بهترین سیاست و مدیریت را آن می داند که بر مبنای رفق و مدارا باشد که خیر و برکت و مدارا و ملایمت است و بدی و نکبت در تندی و خشونت. آن حضرت فرموده است:
یغم السیاسه الرفق.
رفق و مدارا سیاست خوبی است.
راس السیاسه الرفق.
راس و سر سیاست رفق و مداراست.
با این نگاه، هرکس در هر مرتبه ای از مراتب نظام اداری باید به رفق ورزی تکیه کند و براساس آن خدمتگزاری ماید؛ به بیان امام علی (ع):
اذا ملکت فارفق.
هرگاه زمامدار شدی، باید مدارا نمایی و رفق ورزی.
در روابط و مناسبات کاری و اداری اصل بر وفق و مداراست و شدت جز آنجا که چاره ای نیست، آن هم در چارچوب حقوق و حدود اعمال می گردد. امیرمؤمنان علی (ع) در یکی از دستورالعملهای حکومتی و اداری خود به کارگزارانش این گونه آموزش داده است:
فاستعن بالله علی ما اهمتک، و اخلط الشده بضغث من اللین، و ارفق ما کان الرفق ارفق، و اعتزم بالشده حین لا تغنی عنک الا الشده، و احفض للرعیه جناحک، و ابسط لهم وجهک، و الن لهم جانبک.
در مورد آنچه برایت مهم است از خدا یاری طلب. و شدت را با پاره ای ملایمت در هم آمیز، و هر جا که رفق و مدارا شایسته تر است، مدار کن و رفق ورز و آنجا که با شدت عمل کار پیش نمی رود، شدت را به کار بند. با مردمان فروتن باش و روی گشاده دار و نرمش را نسبت به آنان نصب العین خود گردان.
رفق ورزی چنان در روابط انسانی کارساز است که در رفتار با مخالفان نیز چیزی مانند مدارا مؤثر نیست. امام علی (ع) فرموده است:
الرفق یفل حد المخالفه.
رفق و مدارا، تندی مخالفت را کند می سازد.
امام علی (ع) در نظام اداری خود، کارگزاران و کارکنانش را به رفق و مدارای همه جانبه سفارش کرده و از آنان خواسته که با مردمان رفق بورزند، چنانکه در عهدنامه مالک اشتر فرموده است:
فانهم صنفان:اما اخلاق اداری لک فی الدین، او نظیر لک فی الخلق، یفرط منهم الزلل، و تعرض لهم العلل، و یوتی علی ایدیهم فی العمد و الخطاء، فاعطهم من عفوک و صفحک مثل الذی تحب و ترضی ان یعطیک الله من عفوه و صفحه.
مردمان دو دسته اند: دسته برادر دینی تواند، و دسته دیگر در آفرینش با تو همانندند. گناهی از ایشان سر می زند، یا علتهایی بر آنان عارض می شود، یا خواسته و ناخواسته خطایی بر دستشان می رود. به خطایشان منگر، و از گناهشان درگذر، چنانکه دوست داری خدا بر تو ببخشاید و گناهت را عفو فرماید.
امام (ع) کارگزاران و کارکنان خود را به مدارا با مردم فرمان داده و اینکه کارها را با گذشت و بزرگواری پیش ببرند؛ و حتی آن حضرت فرمان داده است که به عیبجویان و تنگ نظران و سخن چینان میدان داده نشود، بلکه چنین کسانی منفور شمرده شوند تا نظام اداری به نظامی عیبجویانه و تنگ نظرانه و سخن چینانه تبدیل نشود. آن حضرت در عهدنامه مالک اشتر در بیانی والا فرموده است:
و لیکن ابعد رعیتک منک، و اشناهم عندک، اطلبهم لمعائب الناس؛فان فی الناس عیوبا، الوالی احق من سترها، فلا تکشفن عما غاب عنک منها، فانما علیک تطهیر ما ظهر لک، و الله یحکم علی ما غاب عنک، فاستر العروه ما استطعت یستر الله منک ما تحب ستره من رعیتک. اطلق عن الناس عقده کل حقد، و اقطع عنک سبب کل وتر، و تغاب عن کل ما لا یصح لک، و لا تعجلن الی تصدیق ساع، فان الساعی غاش، و ان تشبه بالناصحین.
از مردمان آن را خود دورتردار و با او دشمن باش که عیب دیگران را بیشتر جوید، که همه مردم را عیبهاست، و والی از هرکس سزاوارتر به پوشیدن آنهاست. پس مبادا آنچه را بر تو نهان است، آشکارگردانی؛ و باید آن را که برایت پیداست بپوشانی، و داوری در آنچه از تو نهان است با خدای جهان است. پس چندان که توانی زشتی را بپوشان تا آن را که دوست داری بر مردمان پوشیده ماند، خدا بر تو بپوشاند، گره هر کینه را (که از مردم داری) بگشای و رشته هر دشمنی را پاره نمای.خود را آنچه برایت آشکار نیست، ناآگاه گیر، و شتابان گفته سخن چین را مپذیر، که سخن چین نرد خیانت بازد، هر چند خود را همانند خیرخواهان سازد.
امام علی (ع) رفق ورزی را این گونه گسترده آموزش داده است که رفق و مدارا در پیشرفت امور و دستیابی به مقاصد از هر چیز دیگر مؤثرتر است.

اصل خوشرفتاری

نوع رفتار کارگزاران و کارکنان نظام اداری بویژه با مردمان از ملاکهای اساسی در تعیین ماهیت نظام اداری است و آنچه پبیش از هیر چیز دیگر در دل و دیده مردمان تأثیر می گذارد و آنان را به قضاوت می نشاند، خوشرفتاری یا بدرفتاری کارگزاران و کارکنان نظام اداری است. از این رو خوشرفتاری برخاسته از دیدگاهی انسان دوستانه و خدمتگزارانه از اصول اساسی در اخلاق اداری است. خوشرفتاری ای که در تمام روابط و مناسبات ظهور داشته باشد و موسمی و مقطعی و تکلفی نباشد. امیرمؤمنان علی (ع) با تأکید بسیاز از کارگزاران و کارکنان نظام اداری خواسته است که با مردمان خوشرفتار باشند؛ نگاهشان، سخنانشان، عملکردشان، خدمتگزاری شان، همه و همه این گونه باشد. آن حضرت در آغاز فرمان حکومتی خود به عبدالله بن عباس، هنگامی که او را در بصره به جای خود گمارد، چنین فرمود:
سع الناس بوجهک و مجلسک و حکمک؛ و ایاک و الغضب، فانه طیره من الشیطان. و اعلم أن ما قربک من الله یباعدک من النار، و ما باعدک من الله یقربک من النار.
با مردمان گشاده رو باش آن گاه که آنان را ببینی، یا درباره آنان حکمی دهی، یا در مجلس ایشان نشینی. از خشم بپرهیز که نشانی سبکی سر است و شیطان آن را راهبر است. و بدان آنچه تو را به خدا نزدیک کند از آتش دور ساز، و آنچه تو را از خدا دور سازد به آتشت دراندازد.
امام علی (ع) از عبدالله بن عباس خواسته است که در کلیه امور خود با مردمان خوشرفتاری را مبنا قرار دهد. همچنین آن حضرت در آغاز عهدنامه محمد بن ابی بکر، آین گونه فرمان داده است:
فاحفض لهم جناحک، و ألن لهم حانبک و ابسط لهم وجهک.
با مردمان فروتن باش و نرمخو، و هموار و گشاده رو.
و در نامه ای دیگر به یکی از کارگزارانش چنین فرمان داده است:
و اخفض للرعیه جناحک، و ابسط لهم وجهک، و ألن لهم جانبک.
در برابر مردمان فروتن باش، و آنان را با گشاده رویی و نرمخویی بپذیر.
گشاده رویی و فروتنی و نرمخویی را نفوذ در دلها و پیوند قلبهاست، و بدین امور خوشرفتاری معنا می یابد. امیرمؤمنان (ع) در حکمتی والا فرموده است:
البشاشه حباله الموده.
گشاده رویی دام دوستی است.
امام علی (ع) به کارگزاران و کارکنان خود می آموخت که در همه امور اداری و روابط انسانی با خوشرفتاری عمل کنند، چنانکه آن حضرت در دستورالعمل خود به ماموران مالیاتی فرموده است:
انطلق علی تقوی الله وحده لا شریک له. و لا تزوعن مسلما و لا تجتازن کارها، و لا تاخذن اکثر من حق الله فی ماله، فاذا قدمت علی الحی فانزل بمائهم من غیر أن تخالط ابیاتهم، ثم امض الیهم بالسکینه و الوقار، حتی تقوم بینهم فتسلم علیهم، و لا تخدج بالتحیه لهم. ثم تقول: عبادالله، ارسلنی الیکم ولی الله و خلیفته، لاخذ منکم حق الله فی اموالک، فهل الله فی اموالکم من حق فتودوه الی ولیه، فان قال قائل: لا، فلا تراجعه، و ان انعم لک منعم فانطلق معه من غیر ان تخیفه او توعده او تعسفه او ترهقه فخذ ما اعطاک من ذهب او فضه؛ فان کان له ماشیه او ابل فلا تدخلها الا باذنه، فان اکثرها له، فاذا اتیتها فلا تدخل علیها دخول متسلط علیه و لا عنیف به. و لا تنفرون بهیمه و لا تفزعنها، و لا تسوءن صاحبها فیها.
برو با ترس از خدا، که یگانه است و بی همتا. مسلمانی را مترسان! و اگر او را خوش نیاید، بر سر وی مران! و بیش از حق خدا از مال او مستان! چون به قبیله رسی، بر سر آب آنان فرود آی و به خانه هایشان در میای! پس آهسته و آرامنیت شغلی سوی ایشان رو تا به میان آنان رسی و سلامشان کن و درود گفتن کوتاهی مکن! سپس بگو: بندگان خدا، آیا خدا را در مالهای شما حقی است تا آن را به ولی او بپردازید؟ اگر کسی گفت: نه! معترض او مشو؛ و اگر کسی گفت: آری! با او برو، بی آنکه او را بترسانی، یا بیمش دهی، یا بر او سخت گیری، یا کار را بر او سخت گردانی! آنچه از زر و سیم به تو دهد، بگیر؛ و اگر او راگاو و گوسفند و شترهاست، بی رخصت او میان آن در مشو، که بیشتر آن رمه، او راست؛ و چون به رمه رسیدی چونان کسی به میانشان مرو که بر رمه چیرگی دارد یا خواهد که آنها را بیازارد؛ و چارپایان را از جای مگریزان و مترسان، و با صاحب آن در گرفتن حق خدا بدرفتاری مکن!
امیرمؤمنان (ع) خوشرفتاری با مردمان را تا این اندازه مورد توجه قرار داده و کارگزاران و کارکنان نظام اداری را بدان فراخوانده است.

اصل بردباری

هر کس که در هر مرتبه ای از مراتب نظام اداری قرار می گیرد باید با بردباری تمام امور را پیش ببرد و در برابر خواست مردمان و احتیاجات آنان کم حوصلگی نداشته باشد و با تحمل فراوان خدمتگزاری نماید. امام علی (ع) در دستورالعملهای حکومتی و اداری خود، کارگزاران و کارکنان را به چنین بردباری ای فراخوانده است:
و اصبروا لحوائجهم.
در بر آوردن حاجتهای مردمان شکیبایی ورزید.
امیرمؤمنان (ع) بردباری را در کنار دانش در رأس ارزشها معرفی کرده است، چنانکه وقتی او را از خیر پرسیدند، فرمود:
لیس الخیر أن یکثر مالک و ولدک، ولکن الخیر أن یکثر علمک و یعظم حلمک.
خیر آن نیست که مال و فرزندت بسیار شود، بلکه خیر آن است که دانشست فراوان گر و بردباری ات بزرگمقدار.
بنابراین یک نظام اداری ارزشمند، نظامی است که بر اعمال و رفتار کارگزاران و کارکنانش بردباری حاکم باشد. از این روست که امام علی (ع) از جمله معیارهای گزینش فرماندهان را بردباری برشمرده و در عهدنامه مالک اشتر فرموده است:
فول من جنودک أنصحهم فی نفسک لله و لرسوله و لامامک، و انقاهم جبیبا، و أفضلهم حلما، ممن یبطی عن الغضب، و یستریح الی العذر.
پس از سپاهیان خود کسی را بگمار که خیرخواهی وی برای خدا و رسول او و امام تو بیشتر بود و دامن او پاکتر و بردباری اش برتر، که دیر به خشم آید و زود به پذیرفتن پوزش گراید.
مشخص است که امیرمؤمنان (ع) تا چه اندازه به وجود اصل بردباری در امور اداری توجه دارد که آن را از معیارهای گزینش مسئولان قرار داده است؛ و در واقع بدون بردباری هیچ کاری به نتیجه مطلوب نمی رسد و انسانی که فاقد بردباری است، فاقد اختیار خویش و پیوسته اسیر تصمیم گیریهای تند و رفتار نادرست است. امام علی (ع) در نامه خود به حارث همدانی در این باره چنین سفارش فرموده است:
و اکظم الغیظ و تجاوز عند المقدره، و احلم عند الغضب، و اصفح مع الدوله تکن لک العاقیه...و احذر الغضب فانه جند عظیم من جنود ابلیس.
خشم خود را فرو خور، و به وقت توانایی درگذر. و گاه خشم در بردباری بکوش، و به هنگام قدرت (از گناه) چشم پوش تا عاقبت تو را باشد.
همچنین آن حضرت در عهدنامه مالک اشتر چنین فرمان داده است:
املک حمیه انفک، و سوره حدک، و سطوه یدک، و غرب لسانک، و احترس من کل ذلک بکف البادره، و تأخیر السطوه، حتی یسکن غضبک فتملک الاختیار. و لن تحکم ذلک من نفسک حتی تکثیر همو مک بذکر المعاد الی ربک.
به هنگام خشم خویشتندار باش و تندی و سرکشی میار و دست قهر پیش مدار و تیزی زبان بگذار، و از این جمله خودداری کن، با سخن ناسنجیده بر زبان نیاوردن، و در قهر تأخیر کردن، تا خشمت آرام شود و عنان اختیار به دستت آید؛ و چنین قدرتی بر خود نیابی جز که فراوان به یادآوری که در راه بازگشت به سوی کردگاری.
کارگزاران و کارکنان نظام اداری جز با بردباری نمی توانند وظایف خود را انجام دهند و حقوق را برپا سازند و مردمان را خدمت کنند، چنانکه امام (ع) وقتی به بر پا کردن جلساتی برای گفتگو متقابل و بیان مشکلات و مسائل فرمان می دهد، نسبت به تندیها و بد زبانیهای مردمان، سفارش به بردباری می نماید:
و اجعل لذوی الحاجات منک قسما تفرغ لهم فیه شخصک، و تجلس لهم مجلسا عاما فتتواضع فیه لله الذی خلقک، و تقعد عنهم جندک و أعوانک من أحراسک و شرطک، حتی یکلمک متکلمهم غیر متتعتع، فانی سمعت رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - یقول فی غیر موطن: لن تقدس امه لا یوخذ للضعیف فیها حقه من القوی غیر متتعتع. ثم احتمل الخرق منهم و العی و نح عنهم الضیق و الانف یبسط الله علیک بذلک أکناف رحمته، و یوجب لک ثواب طاعته.
و بخشی از وقت خود را خاص کسانی کن که به تو نیاز دارند. خود را برای کار آنان فارغ دار و در مجلسی عمومی بنشین و در آن مجلس برابر خدایی که تو را آفریده فروتن باش و سپاهیان و یارانت را که نگهبانانند یا تو را پاسبانان، از آنان بازدار، تا سخنگوی آن مردم با تو گفتگو کند بی درماندگی در گفتار که من از رسول خدا (ص) بارها شنیدم که می فرمود: هرگز امتی را پاک - از گناه - نخوانند که در آن امت - بی آنکه بترسند - و در گفتار درمانند، حق ناتوان را از توانا نستانند. و درشتی کردن و درست سخن نگفتن آنان را بر خود هموار کن و تنگخویی بر آنان و خود بزرگ بینی را از خود بران، تا خدا بدین کار درهای رحمت خود را بر روی تو بگشاید و تو را پاداش فرمانبرداری عطا فرماید.
روابط انسانی جز با بردباری زیبایی نمی یابد و امور اداری جز به بردباری قوامنیت شغلی پیدا نمی کند. در حکمتهای نورانی امام علی (ع) آمده است:
الحلم عطاء ساتر، و العقل حسام قاطع، فاستر خلل خلقک بحلمک، و قاتل هواک بعقلک.
بردباری پرده ای پوشان، و خرد شمشیری است بران؛ پس نقصانهای خلقت را با بردباری ات بپوشان، و با خرد خویش هوای نفست را بمیران.
بردباری در انجام دادن امور اداری، کمالی است که نظام اداری را سلامت می دارد و آن را به ارجمندی می رساند که به بیان امام علی (ع):
لا عز کالحلم.
هیچ عزتی چون بردباری نیست.
با توجه به جایگاه بردباری در اخلاق اداری باید تلاش شود که کارگزاران و کارکنان نظام اداری متصف به بردباری باشند و براساس بردباری عمل و رفتار نمایند. امیرمؤمنان علی (ع) سفارش کرده است که آنان که فاقد بردباری اند، تلاش کنند که آن را کسب کنند و با القا و تلقین و تکلیف به خود، آن را در خود ایجاد نمایند:
ان لم تکن حلیماً فتحلم، فانه قل من تشبه بقوم الا أوشک أن یکون منهم.
اگر بردبار نیستی، خود را به بردباری وادار، چه کم است کسی که خود را همانند مردمی کند و از جمله آنان نشود.
امام علی (ع) توصیه می کند که با واداشتن خود به بردباری، آن را به صورت ملکه رفتاری درآورید که این امر شدنی است. امام خمینی در این باره چنین می فرماید:
باید دانست که به واسطه شدت اتصالی که مابین ملک بدن و روح است - چنانچه در فلسفه اعلا ثابت است که نفس دارای نشئات غیب و شهادت است، و آن، عالی در عین دنو است و دانی در عین علو است، و با وحدت، تمام قوا است - بنابراین، تمام آثار ظاهریه در روح، و آثار معنویه در ملک بدن سرایت می کند. پس اگر کسی در حرکات و سکنات مواظبت کند که با سکونت و آرامش رفتار کند، و در اعمال صوریه مانند اشخاص حلیم رفتار کند، کم کم این نقشه ظاهر به روح سرایت کند و روح از آن متأثر شود؛ و نیز اگر مدتی کظم غیظ کند و حلم را به خود ببندد، ناچار این تحلم به حلم منتهی شود و همین امر تکلفی زوری امر عادی نفس شود. و اگر مدتی انسان، خود را به این امر وادار کند و مواظبت کامل از خود کند و مراقبت صحیح نماید، نتیجه مطلوبه البته حاصل شود.