فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

اصل مهرورزی

انجام دادن کارها و خدمتگزاری از سر مهرورزی والاترین هنر در اخلاق اداری است. چنانچه اگر انجام دادن امور با مهرورزی توأم شود، صورتی زیبا و کاملاً انسانی می یابد و موجب پیوند جانها و الفت قلبها می گردد و در رفتار و مناسبات اداری، انقلابی معنوبی به وجود می آورد. امیرمؤمنان علی (ع) در حکمتی والا فرموده است:
قلوب الرجال و حشیه، فمن تالفها اقبلت علیه.
دلهای آدمیان رمنده است؛ پس هرکه با آن الفت برقرار سازد، روی بدو نهد.
خردورزی اقتضا می کند که کارگزاران و کارکنان نظام اداری در همه امور مهرورزانه عمل و رفتار کنند که هیچ چیز مانند مهرورزی سختیها را نمی زداید و گرها را نمی گشاید؛ به بیان امیرمؤمنان (ع):
التودد نصف العقل
دوستی ورزیدن نیمی از خرد است.
من تالف الناس احبوه
کسی که با مردم الفت گیرد، مردم دوستش دارند.
نیروی محبت از نظر اجتماعی، نیروی عظیم موثری است و بهترین اجتماع آن اجتماعی است که با نیروی محبت اداره شود. محبت زعیم و زمامدار به مردم و محبت و ارادت مردم به زعیم و زمامدار. علاقه و محبت زمامدار عامل بزرگی برای ثبات و ادامه حیات حکومت است. تا عامل محبت نباشد، رهبر نمی تواند و یا بسیار دشوار است که اجتماعی رهبری کند و مردم را افراطی منضبط و قانونی تربیت کند ولو اینکه عدالت و مساوات را در آن اجتماع برقرار کند. مردم آن گاه قانونی خواهند بود که از زمامدارشان علاقه ببینند، و آن علاقه هاست که مردم را به پیروی و اطاعت می کشاند. قرآن به پیغمبر خطاب می کند که ای پیغمبر، نیروی بزرگی را برای نفوذ در مردم و اداره اجتماع در دست داری.
فیما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر
به موجب لطف و رحمت الهی، بر ایشان نرم دل شدی که اگر تند خوی سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می گشتند، پس، از آنا در گذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار با آنان مشورت کن.
در اینجا علت گرایش مردم به پیامبراکرم را علاقه و مهری دانسته که نبی اکرم نسبت به آنان مبذول می داشت. باز دستور می دهد که ببخششان و برایشان استغفار کن و با آنان مشورت کن. اینها همه از آثار محبت و دوستی است، همچنان که رفق و حلم و تحمل همه از شئون محبت و احسانند.
بر این مبناست که امیرمؤمنان علی (ع) در آغاز عهدنامه مالک اشتر فرمان می دهد که اساس روابط و مناسبات اداری باید بر مهرورزی استوار باشد:
و اشعر قلبک الرحمه للرعیه، و المحبه لهم، و اللطف بهم.
قلب خود را لبریز ساز از رحمت بر مردمان و دوستی ورزیدن با آنان و مهربانی کردن به همگان.
از نظر امام علی (ع) بهترین کارگزاران و کارکنان کسی است که بتواند در خدمتگزاری بیشتر از سر مهرورزی عمل کند. از این رو آن حضرت برگزیده ترین کارگزاران و فرماندهان را کسانی می داند که بتوانند بیشتر مهرورزی نمایند، چنانکه در عهدنامه مالک اشتر فرموده است:
و لیک آئر رووس جندک عندک من واساهم فی معونته، و افضل علیهم من جدته، بما یسعهم و یسع من وراءهم من خلوف اهلیهم حتی یکون همهم هما واحدا فی جهاد العدو؛ فان عطفک علیهم یعطف قلوبهم علیک، و ان افضل قره عین الولاه استقامه العدل فی البلاد، و ظهور موده الرعیه.
باید گزیده ترین سران سپاه نزد تو آن بود که با سپاهیان یار باشد و آنان را کمک کار، و از آنچه دارد بر آنان ببخشاید، چندان که خود و کسانشان را که به جای نهاده اند (و به مأموریت رفته اند) شاید، تا عزم همگی شان در جهان با دشمن فراهم آید. زیرا مهرورزی تو بر آنان، دلهایشان را بر تو مهربان نماید. و آنچه بیشتر دیده والیان بدان روشن است، برقراری عدالت در شهرها و میان مردمان دوستی پدیدشدن است.
امیرمؤمنان (ع) چنان بر مهرورزی تأکید و اهتمام کرده که آن را حقی از جانب مردمان بر گردن کارگزاران معرفی نموده و فرموده است که هرچه کارگزاران بالاتر رود باید میزان مهرورزی آنان به مردمان بیشتر شود:
امام (ع) بعد، فان حقا علی الوالی الا یغیره علی رعیته فضل ناله، و لا طول خص به، و ان یزیده ما قسم الله له من نعمه دنوا من عباده، و عطفا علی اخوانه.
اما بعد، بر والی است که اگر به زیادتی رسید، یا نعمتی مخصوص وی گردید، موجب دگرگونی او نشود، و آنچه خدا از نعمت خویش نصیبش کرده بر نزدیکی وی به بندگان خدا و مهربانی او به برادرانش بیفزاید.

اصل رفق ورزی

رفق ورزی در روابط و مناسبات اداری، اصلی مبنایی است که بر و بار آن فراوان است؛ به بیان امیرمؤمنان علی (ع):
من لان عوده، کثفت اغصانه.
هر که نهال رفق ورزی به بار بود، شاخ و بر او بسیار بود.
رفق ورزی کارگزاران و کارکنان نه تنها مایه آرامش و بستر کمال خود آنان است، که اسباب گشایش سختیها و زمینه نیل به مقاصد است. امیر بیان، علی (ع) در این باره فرموده است:
الرفق ییسر الصعاب و یسهل شدید الاسباب.
رفق ورزی (در امور) دشواریها را آسان می سازد و سببهای سخت را سهل می نماید.
من استعمل الرفق لان له الشدید.
هر که رفق و مدارا را به کار گیرد، هر سختی و دشواری برایش آسان شود.
من کان رفیقا فی امره نال ما یرید من الناس.
هر که در امور خویش، رفق و مدارا در پیش گیرد، به آنچه از مردم می خواهد نایل شود.
در دیدگاه امیرمؤمنان (ع) رفق ورزی بهترین وسیله توفیق در امور است و بی گمان در اخلاق اداری نقشی راهگشا و اساسی دارد، چنانکه از آن حضرت وارد شده است:
من عامل بالرفق وفق.
هر که با رفق و مدارا عمل کند، موفق گردد.
بنابراین در انجام دادن امور بیش از هر چیز باید از رفق و مدارا بهره گرفت و آن را کلید کارها رفتارها و مناسبات قرار داد، که پیشوای موحدان، علی (ع) سفرش فرموده است:
علیک بالرفق، فانه مفتاح الصواب و سجیه اولی الالباب.
بر تو باد، به رفق و مدارا، زیرا که آن کلید درستی (امور) و از مختصات خردمندان است.
امیرمؤمنان علی (ع) بهترین سیاست و مدیریت را آن می داند که بر مبنای رفق و مدارا باشد که خیر و برکت و مدارا و ملایمت است و بدی و نکبت در تندی و خشونت. آن حضرت فرموده است:
یغم السیاسه الرفق.
رفق و مدارا سیاست خوبی است.
راس السیاسه الرفق.
راس و سر سیاست رفق و مداراست.
با این نگاه، هرکس در هر مرتبه ای از مراتب نظام اداری باید به رفق ورزی تکیه کند و براساس آن خدمتگزاری ماید؛ به بیان امام علی (ع):
اذا ملکت فارفق.
هرگاه زمامدار شدی، باید مدارا نمایی و رفق ورزی.
در روابط و مناسبات کاری و اداری اصل بر وفق و مداراست و شدت جز آنجا که چاره ای نیست، آن هم در چارچوب حقوق و حدود اعمال می گردد. امیرمؤمنان علی (ع) در یکی از دستورالعملهای حکومتی و اداری خود به کارگزارانش این گونه آموزش داده است:
فاستعن بالله علی ما اهمتک، و اخلط الشده بضغث من اللین، و ارفق ما کان الرفق ارفق، و اعتزم بالشده حین لا تغنی عنک الا الشده، و احفض للرعیه جناحک، و ابسط لهم وجهک، و الن لهم جانبک.
در مورد آنچه برایت مهم است از خدا یاری طلب. و شدت را با پاره ای ملایمت در هم آمیز، و هر جا که رفق و مدارا شایسته تر است، مدار کن و رفق ورز و آنجا که با شدت عمل کار پیش نمی رود، شدت را به کار بند. با مردمان فروتن باش و روی گشاده دار و نرمش را نسبت به آنان نصب العین خود گردان.
رفق ورزی چنان در روابط انسانی کارساز است که در رفتار با مخالفان نیز چیزی مانند مدارا مؤثر نیست. امام علی (ع) فرموده است:
الرفق یفل حد المخالفه.
رفق و مدارا، تندی مخالفت را کند می سازد.
امام علی (ع) در نظام اداری خود، کارگزاران و کارکنانش را به رفق و مدارای همه جانبه سفارش کرده و از آنان خواسته که با مردمان رفق بورزند، چنانکه در عهدنامه مالک اشتر فرموده است:
فانهم صنفان:اما اخلاق اداری لک فی الدین، او نظیر لک فی الخلق، یفرط منهم الزلل، و تعرض لهم العلل، و یوتی علی ایدیهم فی العمد و الخطاء، فاعطهم من عفوک و صفحک مثل الذی تحب و ترضی ان یعطیک الله من عفوه و صفحه.
مردمان دو دسته اند: دسته برادر دینی تواند، و دسته دیگر در آفرینش با تو همانندند. گناهی از ایشان سر می زند، یا علتهایی بر آنان عارض می شود، یا خواسته و ناخواسته خطایی بر دستشان می رود. به خطایشان منگر، و از گناهشان درگذر، چنانکه دوست داری خدا بر تو ببخشاید و گناهت را عفو فرماید.
امام (ع) کارگزاران و کارکنان خود را به مدارا با مردم فرمان داده و اینکه کارها را با گذشت و بزرگواری پیش ببرند؛ و حتی آن حضرت فرمان داده است که به عیبجویان و تنگ نظران و سخن چینان میدان داده نشود، بلکه چنین کسانی منفور شمرده شوند تا نظام اداری به نظامی عیبجویانه و تنگ نظرانه و سخن چینانه تبدیل نشود. آن حضرت در عهدنامه مالک اشتر در بیانی والا فرموده است:
و لیکن ابعد رعیتک منک، و اشناهم عندک، اطلبهم لمعائب الناس؛فان فی الناس عیوبا، الوالی احق من سترها، فلا تکشفن عما غاب عنک منها، فانما علیک تطهیر ما ظهر لک، و الله یحکم علی ما غاب عنک، فاستر العروه ما استطعت یستر الله منک ما تحب ستره من رعیتک. اطلق عن الناس عقده کل حقد، و اقطع عنک سبب کل وتر، و تغاب عن کل ما لا یصح لک، و لا تعجلن الی تصدیق ساع، فان الساعی غاش، و ان تشبه بالناصحین.
از مردمان آن را خود دورتردار و با او دشمن باش که عیب دیگران را بیشتر جوید، که همه مردم را عیبهاست، و والی از هرکس سزاوارتر به پوشیدن آنهاست. پس مبادا آنچه را بر تو نهان است، آشکارگردانی؛ و باید آن را که برایت پیداست بپوشانی، و داوری در آنچه از تو نهان است با خدای جهان است. پس چندان که توانی زشتی را بپوشان تا آن را که دوست داری بر مردمان پوشیده ماند، خدا بر تو بپوشاند، گره هر کینه را (که از مردم داری) بگشای و رشته هر دشمنی را پاره نمای.خود را آنچه برایت آشکار نیست، ناآگاه گیر، و شتابان گفته سخن چین را مپذیر، که سخن چین نرد خیانت بازد، هر چند خود را همانند خیرخواهان سازد.
امام علی (ع) رفق ورزی را این گونه گسترده آموزش داده است که رفق و مدارا در پیشرفت امور و دستیابی به مقاصد از هر چیز دیگر مؤثرتر است.

اصل خوشرفتاری

نوع رفتار کارگزاران و کارکنان نظام اداری بویژه با مردمان از ملاکهای اساسی در تعیین ماهیت نظام اداری است و آنچه پبیش از هیر چیز دیگر در دل و دیده مردمان تأثیر می گذارد و آنان را به قضاوت می نشاند، خوشرفتاری یا بدرفتاری کارگزاران و کارکنان نظام اداری است. از این رو خوشرفتاری برخاسته از دیدگاهی انسان دوستانه و خدمتگزارانه از اصول اساسی در اخلاق اداری است. خوشرفتاری ای که در تمام روابط و مناسبات ظهور داشته باشد و موسمی و مقطعی و تکلفی نباشد. امیرمؤمنان علی (ع) با تأکید بسیاز از کارگزاران و کارکنان نظام اداری خواسته است که با مردمان خوشرفتار باشند؛ نگاهشان، سخنانشان، عملکردشان، خدمتگزاری شان، همه و همه این گونه باشد. آن حضرت در آغاز فرمان حکومتی خود به عبدالله بن عباس، هنگامی که او را در بصره به جای خود گمارد، چنین فرمود:
سع الناس بوجهک و مجلسک و حکمک؛ و ایاک و الغضب، فانه طیره من الشیطان. و اعلم أن ما قربک من الله یباعدک من النار، و ما باعدک من الله یقربک من النار.
با مردمان گشاده رو باش آن گاه که آنان را ببینی، یا درباره آنان حکمی دهی، یا در مجلس ایشان نشینی. از خشم بپرهیز که نشانی سبکی سر است و شیطان آن را راهبر است. و بدان آنچه تو را به خدا نزدیک کند از آتش دور ساز، و آنچه تو را از خدا دور سازد به آتشت دراندازد.
امام علی (ع) از عبدالله بن عباس خواسته است که در کلیه امور خود با مردمان خوشرفتاری را مبنا قرار دهد. همچنین آن حضرت در آغاز عهدنامه محمد بن ابی بکر، آین گونه فرمان داده است:
فاحفض لهم جناحک، و ألن لهم حانبک و ابسط لهم وجهک.
با مردمان فروتن باش و نرمخو، و هموار و گشاده رو.
و در نامه ای دیگر به یکی از کارگزارانش چنین فرمان داده است:
و اخفض للرعیه جناحک، و ابسط لهم وجهک، و ألن لهم جانبک.
در برابر مردمان فروتن باش، و آنان را با گشاده رویی و نرمخویی بپذیر.
گشاده رویی و فروتنی و نرمخویی را نفوذ در دلها و پیوند قلبهاست، و بدین امور خوشرفتاری معنا می یابد. امیرمؤمنان (ع) در حکمتی والا فرموده است:
البشاشه حباله الموده.
گشاده رویی دام دوستی است.
امام علی (ع) به کارگزاران و کارکنان خود می آموخت که در همه امور اداری و روابط انسانی با خوشرفتاری عمل کنند، چنانکه آن حضرت در دستورالعمل خود به ماموران مالیاتی فرموده است:
انطلق علی تقوی الله وحده لا شریک له. و لا تزوعن مسلما و لا تجتازن کارها، و لا تاخذن اکثر من حق الله فی ماله، فاذا قدمت علی الحی فانزل بمائهم من غیر أن تخالط ابیاتهم، ثم امض الیهم بالسکینه و الوقار، حتی تقوم بینهم فتسلم علیهم، و لا تخدج بالتحیه لهم. ثم تقول: عبادالله، ارسلنی الیکم ولی الله و خلیفته، لاخذ منکم حق الله فی اموالک، فهل الله فی اموالکم من حق فتودوه الی ولیه، فان قال قائل: لا، فلا تراجعه، و ان انعم لک منعم فانطلق معه من غیر ان تخیفه او توعده او تعسفه او ترهقه فخذ ما اعطاک من ذهب او فضه؛ فان کان له ماشیه او ابل فلا تدخلها الا باذنه، فان اکثرها له، فاذا اتیتها فلا تدخل علیها دخول متسلط علیه و لا عنیف به. و لا تنفرون بهیمه و لا تفزعنها، و لا تسوءن صاحبها فیها.
برو با ترس از خدا، که یگانه است و بی همتا. مسلمانی را مترسان! و اگر او را خوش نیاید، بر سر وی مران! و بیش از حق خدا از مال او مستان! چون به قبیله رسی، بر سر آب آنان فرود آی و به خانه هایشان در میای! پس آهسته و آرامنیت شغلی سوی ایشان رو تا به میان آنان رسی و سلامشان کن و درود گفتن کوتاهی مکن! سپس بگو: بندگان خدا، آیا خدا را در مالهای شما حقی است تا آن را به ولی او بپردازید؟ اگر کسی گفت: نه! معترض او مشو؛ و اگر کسی گفت: آری! با او برو، بی آنکه او را بترسانی، یا بیمش دهی، یا بر او سخت گیری، یا کار را بر او سخت گردانی! آنچه از زر و سیم به تو دهد، بگیر؛ و اگر او راگاو و گوسفند و شترهاست، بی رخصت او میان آن در مشو، که بیشتر آن رمه، او راست؛ و چون به رمه رسیدی چونان کسی به میانشان مرو که بر رمه چیرگی دارد یا خواهد که آنها را بیازارد؛ و چارپایان را از جای مگریزان و مترسان، و با صاحب آن در گرفتن حق خدا بدرفتاری مکن!
امیرمؤمنان (ع) خوشرفتاری با مردمان را تا این اندازه مورد توجه قرار داده و کارگزاران و کارکنان نظام اداری را بدان فراخوانده است.