فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

اصل پیگیری

امور اداری و پیشبردن اهداف سازمانی جز با پیگیری جدی کارها تحقق نمی یابد و هر کاری نیازمند پیگیری جدی و تلاش اساسی است تا به نتیجه مطلوب برسد و بدون وجود روحیه پیگیری در کارها هیچ کاری بدرستی صورت نمی پذیرد. امیرمؤمنان علی (ع) در فرمانها و دستورالعملهای حکومتی و اداری خود، کارگزاران و کارکنانش را به پیگیری امور سفارش نموده و از آنان خواسته است که که در خدمتگزاری مردمان پیگیرانه عمل کنند. آن حضرت در دستورالعملی چنین فرموده است:
و لا تحشموا احداً عن حاجته، و لا تحبسوه عن طلبته.
کسی را از درخواستش به خشم نیاورید و حاجت کسی را روا ناکرده مگذارید، و کسی را از آنچه مطلوب اوست باز مدارید.
نظام اداری نباید به گونه ای باشد که مردم سر در گم شوند و یا کارشان معطل گردد و به سرگردانی گرفتار آیند. حبس کردن امور و متوقف ساختن کارها از بزرگترین آفات نظام اداری است که جز با روحیه پیگیری جدی رفع نمی گردد. بنابراین کارگزاران و کارکنان نظام اداری باید اهل پیگیری جدی کارها باشند و اجازه ندهند هیچ کاری گرفتار حبس و توقف شود. همچنین در آن مواردی که لازم است خود مسئولان برای حل مسائل پیگیری و اقدام کنند، نباید کوتاهی بورزند. امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر این گونه می آموزد:
ثم امور من امورک لابد من مباشرتها: منها اجابه عمالک بما یعیا عنه کتابک، و منها اصدار حاجات الناس یوم ورودها علیک بما تخرج به صدور اعوانک.
نیز بر عهده تو کارهایی است که خود باید آن را انجام دهی، از آن جمله پاسخ گفتن عاملان توست آنجا که معاونانت در مانند، و رساندن وظیفه خود را نتوانند. دیگر نیاز مردم را برآوردن در همان روز که به تو عرضه دارند و یارانت در انجام دادن تقاضای آنان گرانی کنند و عذری آرند.
این گونه پیگیری کردن امور، راه عذری را می بندد و جایی برای سستی در کارها باقی نمی گذارد. همچنین وقتی مسئولیتی به کسی سپرده می شود، لازم است عملکرد فرد پیگیری شود و چنانچه مشکلی در انجام یافتن مسئولیت باشد، زود نسبت به رفع و حل آن اقدام گردد. زمانی که امام علی (ع) جریر بن عبدالله بجلی را نزد معاویه فرستاد تا به معاویه گفتگو کند و او را به بیعت با امام فراخواند، معاویه به معطل کردن جریر پرداخت تا فرصت لازم را به دست آورد و مردم را برای خونخواهی عثمان تهییج کند، امام (ع) در عین آنکه فرص مذاکره را از جریر نگرفت، اما کار او را پیگیری می کرد و چون مشخص شد که معاویه به بهانه خونخواهی عثمان به مخالفت با امام (ع) برخاسته و درصدد جنگ است، امام (ع) به جریر نامه ای نوشت و از او خواست که تکلیف را یکسره کند. سخنان امام (ع) و نامه او در این باره بیانگر روش آن حضرت در پیگیری امور است. شریف رضی آورده است که پس از فرستادن جریر بن عبدالله بجلی نزد معاویه، یاران امام به وی گفتند ساز جنگ را آماده فرما؛ امام در پاسخ آنان فرمود:
ان استعدادی لحرب اهل الشام و جریر عندهم، اغلام للشام، و صرف لاهله عن خیره ان ارادوه، ولکن قد وقت الجریر وقتا لا یقیم بعده الا مخذوعا او صاعیا.
و الرای عندی مع الاناه فارودوا، و لا اکره لکم الاعداد، و لقد ضربت انف هذا الامر و عینه، و قلبت ظهره و بطنه، فلم ار لی الا القتال او الکفر بما جاء محمد، صلی اللع علیه. انه قد کان علی الامه و ال احدث احداثا، و اوجد الناس مقالا، فقالوا، ثم نقموا فغیروا.
همانا آماده شدن من برای نبرد با مردم شام، در حالی که جریر نزد آنهاست، بستن در آشتی با شام است، و بازداشتن شامیان از خیر (طاعت امام) اگر راه آن جویند (و طریق آشتی پویند). من جریر را گفته ام که تا چه مدت در شام بمان! اگر بیش از آن بماند، فریب خورده است یا نافرمان، و رأی من این است که بردبار باشیم نه شتابان. پس با نرمی و مدارا دست به کار شوید؛ و خوش نمی دارم که آماده پیکار شوید. من این کار را نیک سنجیدم، و درون و برون آن را ژرف دیدم؛ باید جنگید یا به کفر گرایید. مردم حاکمی داشتند (عثمان) که بدعتها پدید آورد، و زبان طعن آنان را دراز کرد؛ بدو خرده گرفتند و کینه کشیدند؛ کار را دگرگون ساختند (و پایان آن را دیدند).
و امام (ع) بالاخره در نامه ای به جریر بن عبدالله بجلی این طور نوشت و کار او را تمام ساخت:
اما بعد، فاذا اتاک کتابی فاحمل معاویه علی الفصل، و خذه بالامر الجزم، ثم خیره بین حرب مجلیه، او سلم مخزیه، فان اختار الحرب فانبذ الیه، و ان اختار السلم فخذ بیعته، والسلام.
امام بعد! چون نامه من به تو رسد، معاویه را وادار تا کار را یکسیره نماید. دو دلی را بگذارد و به یک سو گراید. سپس او را آزاد گذار در پذیرفتن جنگی که مردم - شکست خورده - را از خانه هایشان برون اندازد، یا آشتی ای که - وی را - خوار سازد. اگر جنگ را پذیرفت بیا! و ماندن نزد او را نپذیر، و اگر آشتی را قبول کرد، از او بیعت بگیر، والسلام.
امیرمؤمنان علی (ع) در تمام موارد کارها را بدرستی پیگیری می نمود و از کارگزاران خود نیز چنین می خواست که ارزش کارها به پیگیری آنها تا به نتیجه رساندنشان است، چنانکه از آن حضرت وارد شده است:
تمام العمل استکماله.
تمام شدن کارها به کامل کردن آنهاست.

اصل مهرورزی

انجام دادن کارها و خدمتگزاری از سر مهرورزی والاترین هنر در اخلاق اداری است. چنانچه اگر انجام دادن امور با مهرورزی توأم شود، صورتی زیبا و کاملاً انسانی می یابد و موجب پیوند جانها و الفت قلبها می گردد و در رفتار و مناسبات اداری، انقلابی معنوبی به وجود می آورد. امیرمؤمنان علی (ع) در حکمتی والا فرموده است:
قلوب الرجال و حشیه، فمن تالفها اقبلت علیه.
دلهای آدمیان رمنده است؛ پس هرکه با آن الفت برقرار سازد، روی بدو نهد.
خردورزی اقتضا می کند که کارگزاران و کارکنان نظام اداری در همه امور مهرورزانه عمل و رفتار کنند که هیچ چیز مانند مهرورزی سختیها را نمی زداید و گرها را نمی گشاید؛ به بیان امیرمؤمنان (ع):
التودد نصف العقل
دوستی ورزیدن نیمی از خرد است.
من تالف الناس احبوه
کسی که با مردم الفت گیرد، مردم دوستش دارند.
نیروی محبت از نظر اجتماعی، نیروی عظیم موثری است و بهترین اجتماع آن اجتماعی است که با نیروی محبت اداره شود. محبت زعیم و زمامدار به مردم و محبت و ارادت مردم به زعیم و زمامدار. علاقه و محبت زمامدار عامل بزرگی برای ثبات و ادامه حیات حکومت است. تا عامل محبت نباشد، رهبر نمی تواند و یا بسیار دشوار است که اجتماعی رهبری کند و مردم را افراطی منضبط و قانونی تربیت کند ولو اینکه عدالت و مساوات را در آن اجتماع برقرار کند. مردم آن گاه قانونی خواهند بود که از زمامدارشان علاقه ببینند، و آن علاقه هاست که مردم را به پیروی و اطاعت می کشاند. قرآن به پیغمبر خطاب می کند که ای پیغمبر، نیروی بزرگی را برای نفوذ در مردم و اداره اجتماع در دست داری.
فیما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر
به موجب لطف و رحمت الهی، بر ایشان نرم دل شدی که اگر تند خوی سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می گشتند، پس، از آنا در گذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار با آنان مشورت کن.
در اینجا علت گرایش مردم به پیامبراکرم را علاقه و مهری دانسته که نبی اکرم نسبت به آنان مبذول می داشت. باز دستور می دهد که ببخششان و برایشان استغفار کن و با آنان مشورت کن. اینها همه از آثار محبت و دوستی است، همچنان که رفق و حلم و تحمل همه از شئون محبت و احسانند.
بر این مبناست که امیرمؤمنان علی (ع) در آغاز عهدنامه مالک اشتر فرمان می دهد که اساس روابط و مناسبات اداری باید بر مهرورزی استوار باشد:
و اشعر قلبک الرحمه للرعیه، و المحبه لهم، و اللطف بهم.
قلب خود را لبریز ساز از رحمت بر مردمان و دوستی ورزیدن با آنان و مهربانی کردن به همگان.
از نظر امام علی (ع) بهترین کارگزاران و کارکنان کسی است که بتواند در خدمتگزاری بیشتر از سر مهرورزی عمل کند. از این رو آن حضرت برگزیده ترین کارگزاران و فرماندهان را کسانی می داند که بتوانند بیشتر مهرورزی نمایند، چنانکه در عهدنامه مالک اشتر فرموده است:
و لیک آئر رووس جندک عندک من واساهم فی معونته، و افضل علیهم من جدته، بما یسعهم و یسع من وراءهم من خلوف اهلیهم حتی یکون همهم هما واحدا فی جهاد العدو؛ فان عطفک علیهم یعطف قلوبهم علیک، و ان افضل قره عین الولاه استقامه العدل فی البلاد، و ظهور موده الرعیه.
باید گزیده ترین سران سپاه نزد تو آن بود که با سپاهیان یار باشد و آنان را کمک کار، و از آنچه دارد بر آنان ببخشاید، چندان که خود و کسانشان را که به جای نهاده اند (و به مأموریت رفته اند) شاید، تا عزم همگی شان در جهان با دشمن فراهم آید. زیرا مهرورزی تو بر آنان، دلهایشان را بر تو مهربان نماید. و آنچه بیشتر دیده والیان بدان روشن است، برقراری عدالت در شهرها و میان مردمان دوستی پدیدشدن است.
امیرمؤمنان (ع) چنان بر مهرورزی تأکید و اهتمام کرده که آن را حقی از جانب مردمان بر گردن کارگزاران معرفی نموده و فرموده است که هرچه کارگزاران بالاتر رود باید میزان مهرورزی آنان به مردمان بیشتر شود:
امام (ع) بعد، فان حقا علی الوالی الا یغیره علی رعیته فضل ناله، و لا طول خص به، و ان یزیده ما قسم الله له من نعمه دنوا من عباده، و عطفا علی اخوانه.
اما بعد، بر والی است که اگر به زیادتی رسید، یا نعمتی مخصوص وی گردید، موجب دگرگونی او نشود، و آنچه خدا از نعمت خویش نصیبش کرده بر نزدیکی وی به بندگان خدا و مهربانی او به برادرانش بیفزاید.

اصل رفق ورزی

رفق ورزی در روابط و مناسبات اداری، اصلی مبنایی است که بر و بار آن فراوان است؛ به بیان امیرمؤمنان علی (ع):
من لان عوده، کثفت اغصانه.
هر که نهال رفق ورزی به بار بود، شاخ و بر او بسیار بود.
رفق ورزی کارگزاران و کارکنان نه تنها مایه آرامش و بستر کمال خود آنان است، که اسباب گشایش سختیها و زمینه نیل به مقاصد است. امیر بیان، علی (ع) در این باره فرموده است:
الرفق ییسر الصعاب و یسهل شدید الاسباب.
رفق ورزی (در امور) دشواریها را آسان می سازد و سببهای سخت را سهل می نماید.
من استعمل الرفق لان له الشدید.
هر که رفق و مدارا را به کار گیرد، هر سختی و دشواری برایش آسان شود.
من کان رفیقا فی امره نال ما یرید من الناس.
هر که در امور خویش، رفق و مدارا در پیش گیرد، به آنچه از مردم می خواهد نایل شود.
در دیدگاه امیرمؤمنان (ع) رفق ورزی بهترین وسیله توفیق در امور است و بی گمان در اخلاق اداری نقشی راهگشا و اساسی دارد، چنانکه از آن حضرت وارد شده است:
من عامل بالرفق وفق.
هر که با رفق و مدارا عمل کند، موفق گردد.
بنابراین در انجام دادن امور بیش از هر چیز باید از رفق و مدارا بهره گرفت و آن را کلید کارها رفتارها و مناسبات قرار داد، که پیشوای موحدان، علی (ع) سفرش فرموده است:
علیک بالرفق، فانه مفتاح الصواب و سجیه اولی الالباب.
بر تو باد، به رفق و مدارا، زیرا که آن کلید درستی (امور) و از مختصات خردمندان است.
امیرمؤمنان علی (ع) بهترین سیاست و مدیریت را آن می داند که بر مبنای رفق و مدارا باشد که خیر و برکت و مدارا و ملایمت است و بدی و نکبت در تندی و خشونت. آن حضرت فرموده است:
یغم السیاسه الرفق.
رفق و مدارا سیاست خوبی است.
راس السیاسه الرفق.
راس و سر سیاست رفق و مداراست.
با این نگاه، هرکس در هر مرتبه ای از مراتب نظام اداری باید به رفق ورزی تکیه کند و براساس آن خدمتگزاری ماید؛ به بیان امام علی (ع):
اذا ملکت فارفق.
هرگاه زمامدار شدی، باید مدارا نمایی و رفق ورزی.
در روابط و مناسبات کاری و اداری اصل بر وفق و مداراست و شدت جز آنجا که چاره ای نیست، آن هم در چارچوب حقوق و حدود اعمال می گردد. امیرمؤمنان علی (ع) در یکی از دستورالعملهای حکومتی و اداری خود به کارگزارانش این گونه آموزش داده است:
فاستعن بالله علی ما اهمتک، و اخلط الشده بضغث من اللین، و ارفق ما کان الرفق ارفق، و اعتزم بالشده حین لا تغنی عنک الا الشده، و احفض للرعیه جناحک، و ابسط لهم وجهک، و الن لهم جانبک.
در مورد آنچه برایت مهم است از خدا یاری طلب. و شدت را با پاره ای ملایمت در هم آمیز، و هر جا که رفق و مدارا شایسته تر است، مدار کن و رفق ورز و آنجا که با شدت عمل کار پیش نمی رود، شدت را به کار بند. با مردمان فروتن باش و روی گشاده دار و نرمش را نسبت به آنان نصب العین خود گردان.
رفق ورزی چنان در روابط انسانی کارساز است که در رفتار با مخالفان نیز چیزی مانند مدارا مؤثر نیست. امام علی (ع) فرموده است:
الرفق یفل حد المخالفه.
رفق و مدارا، تندی مخالفت را کند می سازد.
امام علی (ع) در نظام اداری خود، کارگزاران و کارکنانش را به رفق و مدارای همه جانبه سفارش کرده و از آنان خواسته که با مردمان رفق بورزند، چنانکه در عهدنامه مالک اشتر فرموده است:
فانهم صنفان:اما اخلاق اداری لک فی الدین، او نظیر لک فی الخلق، یفرط منهم الزلل، و تعرض لهم العلل، و یوتی علی ایدیهم فی العمد و الخطاء، فاعطهم من عفوک و صفحک مثل الذی تحب و ترضی ان یعطیک الله من عفوه و صفحه.
مردمان دو دسته اند: دسته برادر دینی تواند، و دسته دیگر در آفرینش با تو همانندند. گناهی از ایشان سر می زند، یا علتهایی بر آنان عارض می شود، یا خواسته و ناخواسته خطایی بر دستشان می رود. به خطایشان منگر، و از گناهشان درگذر، چنانکه دوست داری خدا بر تو ببخشاید و گناهت را عفو فرماید.
امام (ع) کارگزاران و کارکنان خود را به مدارا با مردم فرمان داده و اینکه کارها را با گذشت و بزرگواری پیش ببرند؛ و حتی آن حضرت فرمان داده است که به عیبجویان و تنگ نظران و سخن چینان میدان داده نشود، بلکه چنین کسانی منفور شمرده شوند تا نظام اداری به نظامی عیبجویانه و تنگ نظرانه و سخن چینانه تبدیل نشود. آن حضرت در عهدنامه مالک اشتر در بیانی والا فرموده است:
و لیکن ابعد رعیتک منک، و اشناهم عندک، اطلبهم لمعائب الناس؛فان فی الناس عیوبا، الوالی احق من سترها، فلا تکشفن عما غاب عنک منها، فانما علیک تطهیر ما ظهر لک، و الله یحکم علی ما غاب عنک، فاستر العروه ما استطعت یستر الله منک ما تحب ستره من رعیتک. اطلق عن الناس عقده کل حقد، و اقطع عنک سبب کل وتر، و تغاب عن کل ما لا یصح لک، و لا تعجلن الی تصدیق ساع، فان الساعی غاش، و ان تشبه بالناصحین.
از مردمان آن را خود دورتردار و با او دشمن باش که عیب دیگران را بیشتر جوید، که همه مردم را عیبهاست، و والی از هرکس سزاوارتر به پوشیدن آنهاست. پس مبادا آنچه را بر تو نهان است، آشکارگردانی؛ و باید آن را که برایت پیداست بپوشانی، و داوری در آنچه از تو نهان است با خدای جهان است. پس چندان که توانی زشتی را بپوشان تا آن را که دوست داری بر مردمان پوشیده ماند، خدا بر تو بپوشاند، گره هر کینه را (که از مردم داری) بگشای و رشته هر دشمنی را پاره نمای.خود را آنچه برایت آشکار نیست، ناآگاه گیر، و شتابان گفته سخن چین را مپذیر، که سخن چین نرد خیانت بازد، هر چند خود را همانند خیرخواهان سازد.
امام علی (ع) رفق ورزی را این گونه گسترده آموزش داده است که رفق و مدارا در پیشرفت امور و دستیابی به مقاصد از هر چیز دیگر مؤثرتر است.