فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

اصل مسئولیت پذیری

مسئولیت پذیری در اخلاق اداری، اصل مبنایی است به گونه ای که هر نوع بی مسئولیتی به مفهوم بیرون شدن از مسیر درست و گام نهادن در کجیها و ناراستیهاست. به بیان امیرمؤمنان علی (ع):
و ان من أبغض الرجال الی الله لعبدا و کله الله الی نفسه، جائراً عن قصد السبیل، سائراً بغیر دلیل. ان دعی الی حرث الدنیا عمل، و ان دعی الی حرث الاخره کسل، کان ما عمل له واجب علیه، و کان ما ونی فیه ساقط عنه.
دشمن ترین مردمان در نزد خدا، بنده ای است که خدا او را به خود واگذارد؛ و او پای از راه راست بیرون نهد و بی راهنما گام بردارد، اگر به کار دنیایی اش خوانند، به کار پردازد، و اگر به کار آخرتی اش خوانند، سستی و کاهلی نماید؛ گویی آنچه برای آن کار کند بر او بایسته است، و آنچه در آن سستی و کاهلی ورزد، از او ناخواسته.
کمال آدمی، به کمال مسئولیت پذیری اوست. هر چه کسی در مسئولیت پذیری سستی ورزد، تباهی در کارش بیشتر خواهد بود، و هر چه کسی مسئولیت پذیری بیشتری داشته باشد، به کمال بیشتری از نظر اخلاق فردی و اخلاق اداری دست می یابد. امام علی (ع) حیطه مسئولیت پذیری را بسیار گسترده تعیین نموده و از کارگزاران و کارکنان خود خواسته است که نسبت به کلیه کارها و اقدمات، و نیز روابط و مناسبات خود مسئولیت پذیر باشند.
اتقوا الله فی عباده و بلاده، فانکم مسؤولون حتی عن البقاع و البهائم.
از خدا بترسید در حق بندگانش و شهرهایش، زیرا شما مسئولید حتی در برابر سرزمینها و چارپایان.
اصل مسئولیت پذیری می آموزد که هرکس در هر مرتبه ای که باشد، نسبت به تمام امور و کارهای خود و مربوط به خود مسئول و پاسخگوست. هیچ کارگزاری نمی تواند هرگونه که خواست با مردم رفتار نماید و خود را نیز پاسخگو نداند. بر این مبنا کسی حق کمترین اهانت و بی احترامی به مردم را ندارد که افراد حتی نسبت به نوع نگاه و بیان و رفتار خود مسئولند. امام علی (ع) یادآور شده است:
لا تقل ما لا تعلم، بل لا تفل کل ما تعلم، فان الله سبحانه قد فرض علی جوارحک کلها فرائض یحتج بها علیک یوم القیامه.
چیزی را که نمی دانی مگوی، حتی بسیاری از چیزهایی را که می دانی بر زبان میاور، زیرا خدا بر اعضای تو احکامی واجب کرده است که در روز رستاخیز بدان اعضا بر تو حجت خواهد آورد.
امیرمؤمنان (ع) در فرمانها و دستورالعملهای حکومتی و اداری خود، کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری اش را به مسئولیت پذیری تام و تمام فراخوانده و از آنان خواسته است که اصول اخلاق اداری را نسبت به مردمان پاس بدارند و بدانند که از همه رفتارشان - خرد و درشت - پرسش خواهد شد و نسبت به همه اعمال و رفتار خود مسئولند، چنانکه آن حضرت در عهدنامه محمد بن ابی بکر این گونه فرموده است:
فاخفض لهم جناحک، و ألن لهم جانبک، و ابسط لهم و جهک، و اس بینهم فی اللحظه و النظره، حتی لا یطمع العظماء فی حیفک لهم و لا ییأس الضعفاء من عدلک بهم، فان الله تعالی یسائلکم معشر عباده عن الصغیره من أعمالکم و الکبیره، و الظاهره و المستوره.
با مردمان فروتن باش و نرمخو، و همواره گشاده رو، و به یک چشم بنگر به همگان، خواه به گوشه چشم نگری و خواه خیره شوی به آنان، تا بزرگان در تو طمع ستم بر ناتوانان نبندند و ناتوان از عدالتت مأیوس نگردند، که خدای متعال می پرسد از شما بندگان، از خرد و دشت کارهایتان، و از آشکار آن و نهان.
امام علی (ع) خود در نخستین خطبه حکومتی اش درباره تعهد و مسئولیت خویش در اداره امور فرموده است:
ذمتی بما أفول رهینه، و أنا به زعیم.
آنچه می گویم در عهده خویش می دانم، و خود آن را پایندانم.
امیرمؤمنان (ع) در اداره امور، مسئولیت پذیری را در والاترین مرتبه آن جلوه بخشید و نشان داد که چگونه و تا چه اندازه باید مسئولیت پذیر بود. آن حضرت در نامه ای اداری به عبدالله بن عباس، کارگزار خود در بصره چنین نوشته است:
فاربع أبا العباس، رحمک الله، فیما جری علی لسانک و یدک من خیر و شر! فانا شریکان فی ذلک.
پس، ابوالعباس! خدایت بیامرزد در آنچه بر زبان و دست تو جاری گردد، خوب باشد یا بد، کار به مدارا کن که من و تو در آن شریک خواهیم بود.
امام (ع) خود را در همه اعمال و رفتار کارگزاران و کارکنانش شریک معرفی می کند و به هیچ وجه مسئولیت امور را به گردن دیگران نمی افکند و نمی فرماید که اگر خطا و انحرافی در امور اداری پیش آمد، آنان خود مسئولند و من هیچ مسئولیتی ندارم، بلکه برعکس آن حضرت خود را مسئول معرفی می کند، زیرا وی سبب بعید است و کارگزاران و کارکنانش سبب فریب. این منطق امیرمؤمنان (ع) است، برعکس دیگران، از نمونه های زیبای مسئولیت پذیری در اخلاق اداری امام علی (ع) ماجرایی است که سوده همدانی آن را نقل کرده است. وی گوید که امیرمؤمنان (ع) مردی را به حکومت ما گماشت و میان ما و حاکم مناقشتی رفت، پس به نزد علی (ع) رفتم تا از حاکم شکایت کنم. آن حضرت در حال نماز بود، پس از نماز با کمال رأفت و رحمت پرسید آیا تو را حاجتی است؟ من شکایت خود را به اطلاع او رسانیدم و علی (ع) تا آن را شنید گریست، سپس گفت: اللهم اشهد علی و الیهم انی لم أولهم و لم آمرهم بظلم خلقک و لا بترک حقک.
(خدایا تو شاهد باش بر من و این جماعت! من در حکومت و امارت به آنان فرمان ستم بر مردم و ترک حق تو را نداده ام). آن گاه ورقه ای از جیب خویش بیرون آورد و بر آن چنین نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم، قد جاءتکم بینه من ربکم فأوفوا الکیل و المیزان و لا تبخسوا الناس اشیاءهم و و لا تعثوا فی الارض مفسدین بقیة الله خیر لکم ان کنتم مومنین و ما انا علیکم بحفیظ ادا قرات کتابی هذا فاحتفظ بما فی یدک حتی یقدم علیک من یقبضه منک، والسلام.
(بسم الله الرحمن الرحیم، در حقیقت، شما را از جانب پروردگارتان برهانی روشن آمده است. پس پیمانه و ترازو را تمام نهید، و اموال مردم را من مدهید و و در زمین به فساد سر برمدارید. اگر مومن باشید، باقیمانده (حلال) خدا برای شما بهتر است، و من بر شما نکاهبان نیستم. چون نامه من به دستت رسید آنچه را که تحت اختیار داری حفظ کن تا کسی بیاید آنها را از تو تحویل بگیرد، والسلام). سوده گوید: این نامه را گرفتم و به نزد کارگزار آن حضرت بردم و به او سپردم، بی درنگ همان گونه شد که حضرت فرمان داده بود.
امام علی (ع) مسئولیت پذیری را این گونه آموزش داده است.

اصل انضباط کاری

انضباط کاری یعنی سامان پذیری، آراستگی، نظم و ترتیب، و پرهیز از هرگونه سستی و بی سامانی در کار. این امور از عمده ترین آداب اخلاق اداری است و هیچ سازمانی و نظامی بدون رعایت این امور راه به جایی نخواهد برد. بهترین سازمانها و نظامها با زیر پا گذاشته شدن اصل انظباط کاری، به تباهی کشیده می شوند و همه وجوه مثبت آنها نیز بی ارزش می گردد. توناترین مدیران و کارگزاران و کارکنان در یک مجموعه اداری که اصل انظباط کاری بر آن حاکم نیست، توفیقی کسب نخواهد کرد و جز اتلاف نیرو بهره ای نخواهد بد. امام علی (ع) فرموده است:
الأمور المنتظمه یفسدها الخلاف.
کارهای منظم و منضبط به سبب مخالفت و خلافکاری تباه می شود.امیر مومنان (ع) در عهد نامه مالک اشتر به او مکرر سفارش کرده است که به گونه ای عمل نمایید که انظباط کاری حفظ شود؛از جمله چنین سفارش شده است:
و امض لکل یوم عمله فان لکل یوم ما فیه
کار هر روز را در همان روز انجام ده،زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد. انظباط کاری اقتضا می کند که هر کاری در زمان خودش انجام شود و هیچ امری به وقت دیگر سپرده نشود. همچنین لازمه انظباط کاری پرهیز از شتابزدگی و نیز سستی در امور است.امام (ع) در این باره فرموده است:
و ایاک و العجله بالامور قبل اوانها، او التسقط فیها عند امکانها، او اللجاجه فیها اذا تنکرت، او الوهن عنها اذا استو ضحت فضع کل امر موضعه، و اوقع کل امر موقعه.
بپرهیز از شتاب در کارهایی که هنگام انجام دادن آن نرسیده، یا سستی در آن چون انجام دادنش ممکن گردیده، یا ستیزیدن کارهایی که راه راست در آن ناپدیدار است، یا سستی ورزیدن آن گاه که آشکار است. پس هر چیز را در جای آن بدار و هر کاری را به هنگام آن بگزار.
هرگونه سستی و بی نظمی در امور موجب تضییع حقوق است، بنابراین لازم است تدابیری صورت پذیرد تا جایی برای سستی و بی نظمی نباشد. به بیان امام علی (ع):
من اطاع التوانی ضیع الحقوق.
آن که نام خود را به دست سستی سپارد، حقوق را خوار دارد.
با چنین نگرشی: امام (ع) فرموده است:
لا تتکل فی امورک علی کسلان.
در کارهای خود بر اشخاص سست و تنبل تکیه مکن.

اصل پیگیری

امور اداری و پیشبردن اهداف سازمانی جز با پیگیری جدی کارها تحقق نمی یابد و هر کاری نیازمند پیگیری جدی و تلاش اساسی است تا به نتیجه مطلوب برسد و بدون وجود روحیه پیگیری در کارها هیچ کاری بدرستی صورت نمی پذیرد. امیرمؤمنان علی (ع) در فرمانها و دستورالعملهای حکومتی و اداری خود، کارگزاران و کارکنانش را به پیگیری امور سفارش نموده و از آنان خواسته است که که در خدمتگزاری مردمان پیگیرانه عمل کنند. آن حضرت در دستورالعملی چنین فرموده است:
و لا تحشموا احداً عن حاجته، و لا تحبسوه عن طلبته.
کسی را از درخواستش به خشم نیاورید و حاجت کسی را روا ناکرده مگذارید، و کسی را از آنچه مطلوب اوست باز مدارید.
نظام اداری نباید به گونه ای باشد که مردم سر در گم شوند و یا کارشان معطل گردد و به سرگردانی گرفتار آیند. حبس کردن امور و متوقف ساختن کارها از بزرگترین آفات نظام اداری است که جز با روحیه پیگیری جدی رفع نمی گردد. بنابراین کارگزاران و کارکنان نظام اداری باید اهل پیگیری جدی کارها باشند و اجازه ندهند هیچ کاری گرفتار حبس و توقف شود. همچنین در آن مواردی که لازم است خود مسئولان برای حل مسائل پیگیری و اقدام کنند، نباید کوتاهی بورزند. امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر این گونه می آموزد:
ثم امور من امورک لابد من مباشرتها: منها اجابه عمالک بما یعیا عنه کتابک، و منها اصدار حاجات الناس یوم ورودها علیک بما تخرج به صدور اعوانک.
نیز بر عهده تو کارهایی است که خود باید آن را انجام دهی، از آن جمله پاسخ گفتن عاملان توست آنجا که معاونانت در مانند، و رساندن وظیفه خود را نتوانند. دیگر نیاز مردم را برآوردن در همان روز که به تو عرضه دارند و یارانت در انجام دادن تقاضای آنان گرانی کنند و عذری آرند.
این گونه پیگیری کردن امور، راه عذری را می بندد و جایی برای سستی در کارها باقی نمی گذارد. همچنین وقتی مسئولیتی به کسی سپرده می شود، لازم است عملکرد فرد پیگیری شود و چنانچه مشکلی در انجام یافتن مسئولیت باشد، زود نسبت به رفع و حل آن اقدام گردد. زمانی که امام علی (ع) جریر بن عبدالله بجلی را نزد معاویه فرستاد تا به معاویه گفتگو کند و او را به بیعت با امام فراخواند، معاویه به معطل کردن جریر پرداخت تا فرصت لازم را به دست آورد و مردم را برای خونخواهی عثمان تهییج کند، امام (ع) در عین آنکه فرص مذاکره را از جریر نگرفت، اما کار او را پیگیری می کرد و چون مشخص شد که معاویه به بهانه خونخواهی عثمان به مخالفت با امام (ع) برخاسته و درصدد جنگ است، امام (ع) به جریر نامه ای نوشت و از او خواست که تکلیف را یکسره کند. سخنان امام (ع) و نامه او در این باره بیانگر روش آن حضرت در پیگیری امور است. شریف رضی آورده است که پس از فرستادن جریر بن عبدالله بجلی نزد معاویه، یاران امام به وی گفتند ساز جنگ را آماده فرما؛ امام در پاسخ آنان فرمود:
ان استعدادی لحرب اهل الشام و جریر عندهم، اغلام للشام، و صرف لاهله عن خیره ان ارادوه، ولکن قد وقت الجریر وقتا لا یقیم بعده الا مخذوعا او صاعیا.
و الرای عندی مع الاناه فارودوا، و لا اکره لکم الاعداد، و لقد ضربت انف هذا الامر و عینه، و قلبت ظهره و بطنه، فلم ار لی الا القتال او الکفر بما جاء محمد، صلی اللع علیه. انه قد کان علی الامه و ال احدث احداثا، و اوجد الناس مقالا، فقالوا، ثم نقموا فغیروا.
همانا آماده شدن من برای نبرد با مردم شام، در حالی که جریر نزد آنهاست، بستن در آشتی با شام است، و بازداشتن شامیان از خیر (طاعت امام) اگر راه آن جویند (و طریق آشتی پویند). من جریر را گفته ام که تا چه مدت در شام بمان! اگر بیش از آن بماند، فریب خورده است یا نافرمان، و رأی من این است که بردبار باشیم نه شتابان. پس با نرمی و مدارا دست به کار شوید؛ و خوش نمی دارم که آماده پیکار شوید. من این کار را نیک سنجیدم، و درون و برون آن را ژرف دیدم؛ باید جنگید یا به کفر گرایید. مردم حاکمی داشتند (عثمان) که بدعتها پدید آورد، و زبان طعن آنان را دراز کرد؛ بدو خرده گرفتند و کینه کشیدند؛ کار را دگرگون ساختند (و پایان آن را دیدند).
و امام (ع) بالاخره در نامه ای به جریر بن عبدالله بجلی این طور نوشت و کار او را تمام ساخت:
اما بعد، فاذا اتاک کتابی فاحمل معاویه علی الفصل، و خذه بالامر الجزم، ثم خیره بین حرب مجلیه، او سلم مخزیه، فان اختار الحرب فانبذ الیه، و ان اختار السلم فخذ بیعته، والسلام.
امام بعد! چون نامه من به تو رسد، معاویه را وادار تا کار را یکسیره نماید. دو دلی را بگذارد و به یک سو گراید. سپس او را آزاد گذار در پذیرفتن جنگی که مردم - شکست خورده - را از خانه هایشان برون اندازد، یا آشتی ای که - وی را - خوار سازد. اگر جنگ را پذیرفت بیا! و ماندن نزد او را نپذیر، و اگر آشتی را قبول کرد، از او بیعت بگیر، والسلام.
امیرمؤمنان علی (ع) در تمام موارد کارها را بدرستی پیگیری می نمود و از کارگزاران خود نیز چنین می خواست که ارزش کارها به پیگیری آنها تا به نتیجه رساندنشان است، چنانکه از آن حضرت وارد شده است:
تمام العمل استکماله.
تمام شدن کارها به کامل کردن آنهاست.