فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

اصل خدمتگزاری

فلسفه وجود نظام اداری، خدمتگزاری به مردمان است، و همه کارگزاران و کارکنان در تمام مراتب، خادمان مردمند. این امر به عنوان یک اصل در نظام اداری مطرح است و مادام که چنین احساسی وجود داشته باشد، کارگزاران و کارکنان نظام اداری با مردم رفتار مالکانه و فرمانفرمایانه نخواهند داشت، بلکه جایگاه و موقعیت خود را نعمتی می دانند که وسیله خدمت به مردمان است.
امام علی (ع) در حکمتی خطاب به جابر بن عبدالله انصاری چنین فرموده است:
یا جابر، من کثرت یعم الله علیه کثرت حوائج الناس الیه، فمن قام لله فیها بما یجب للدوام و البقاء، و لم یقم فیها بما یحب عرضها للزوال و الفناء.
ای جابر! آن که نعمت خدا بر او بسیار بود، نیاز مردمان بدو بسیار بود، پس هر که در آن نعمتها برای خدا کار کند، خدا نعمتها را برای وی پایدار کند. و آن که آن را چنانکه واجب است به مصرف نرساند، نعمت او را ببرد و نیست گرداند.
هرچه در انجام دادن امور، روحیه خدمتگزاری کامل تر باشد، ارزش کار و کارگزار بیشتر است؛ امیرمؤمنان (ع) سفارش می کند که باید در این جهت حرکت کرد. آن حضرت فرموده است:
لا یستقیم قضاء الحوائج الا بثلاث: باستصغارها لتعظم، و باستکتامها لتظهر، و بتعجیلها لتهنؤ.
روا ساختن حاجت جز با سه چیز راست نیاید: خرد شمردن آن تا بزرگ نماید، پوشیدن آن تا آشکار گردد، و شتاب کردن در آن تا گوارا شود.
با پایبندی به چنین اصلی، خدمتگزاری به مردمان، مطلوبترین کارها شمرده می شود و در انجام دادن آن هیچ منتی نخواهد بود و هیچ بزرگ نمایی در خدمات صورت نخواهد گرفت و هیچ پیمان شکنی و خلاف و عده ای اتاق انفاق نخواهد افتاد. امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر چنین سفارش فرموده است:
و ایاک و المن علی رعیتک باحسانک، أو التزید فیما کان من فعلک أو أن تعدهم فتتبع موعدک بخلفک، فان المن یبطل الاحسان، و التزید یذهب بنور الحق، و الخلف یوجب المنقت عند الله و الناس، قال الله تعای کبر مقنا عند الله أن تقولوا ما لا تفعلون .
بپرهیز که با نیکی خود بر مردمان منت گذاری، یا آنچه را کرده ای بزرگ بشماری، یا آنان را وعده ای دهی و در وعده خلاف آری، که منت نهادن، ارج نیکی را ببرد، و کار را بزرگ شمردن نور حق را خاموش گرداند، و خلاف وعده، خشم خدا و مردم را برانگیزد. و خدای متعال فرموده است: بزرگ دشمنی است نزد خدا که چیزی را بگویید و انجام ندهید.
و مهم آن است که در خدمتگزاری مردمان آنجا که کاری انجام می گیرد، باید با میل و رغبت، و علاقه و مطلوبیت صورت پذیرد؛ و آنجا که کاری انجام نمی گیرد، باید با دوستی و مهربانی، و احترامنیت شغلی و پوزشخواهی همراه شود؛ یعنی آنجا که پاسخ ارباب رجوع، آری است، با گوارایی باشد؛ و آنجا که پاسخ کسی، نه است، با پوزشخواهی همراه باشد. امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر، در این باره چنین آموزش داده است:
و أعظ ما أعطیت هنیئاً، و امنع فی اجمال و اعذار.
آنچه می بخشی، چنان بخش که بر تو گوارا افتد، و آنچه باز می داری، با مهربانی و پوزشخواهی همراه بود.
امیرمؤمنان (ع) خدمتگزاری به مردمان را چنان ارج می نهد که از کارگزاران خود می خواهد این گونه رفتار نمایند؛ و اگر خدمتگزاری به عنوان اصلی اساسی در مناسبات اداری حاکم باشد، نه تنها رفتارها و عملکردها در جهت مطلوب متحول خواهد شد، که سختیهای کار و مسئولیت، و تحمل ناگواریهای حاصل از رفتار نامناسب مردمان آسان خواهد شد، و نظام اداری در نظر مردمان ارجمند خواهد شد. امام علی (ع) در حکمتی گرانقدر فرموده است:
لا یزهدنک فی المعروف من لا یشکره لک، فقد یشکرک علیه من لا یستمتع بشی ء منه، و قد تدرک من شکر الشاکر أکثر مما أضاع الکافر، و الله یحب المحسنین .
هرگز ناسپاسی افراد از انجام دادن کار نیک دلسردت نکند، که کسانی نیز هستند که بی هیچ بهره یافتنی سپاست می گویند، و چه بسا که از سپاس سپاسگذاران بیش از ناسپاسی ناسپاسان بهره مند شوی، و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.

اصل مسئولیت پذیری

مسئولیت پذیری در اخلاق اداری، اصل مبنایی است به گونه ای که هر نوع بی مسئولیتی به مفهوم بیرون شدن از مسیر درست و گام نهادن در کجیها و ناراستیهاست. به بیان امیرمؤمنان علی (ع):
و ان من أبغض الرجال الی الله لعبدا و کله الله الی نفسه، جائراً عن قصد السبیل، سائراً بغیر دلیل. ان دعی الی حرث الدنیا عمل، و ان دعی الی حرث الاخره کسل، کان ما عمل له واجب علیه، و کان ما ونی فیه ساقط عنه.
دشمن ترین مردمان در نزد خدا، بنده ای است که خدا او را به خود واگذارد؛ و او پای از راه راست بیرون نهد و بی راهنما گام بردارد، اگر به کار دنیایی اش خوانند، به کار پردازد، و اگر به کار آخرتی اش خوانند، سستی و کاهلی نماید؛ گویی آنچه برای آن کار کند بر او بایسته است، و آنچه در آن سستی و کاهلی ورزد، از او ناخواسته.
کمال آدمی، به کمال مسئولیت پذیری اوست. هر چه کسی در مسئولیت پذیری سستی ورزد، تباهی در کارش بیشتر خواهد بود، و هر چه کسی مسئولیت پذیری بیشتری داشته باشد، به کمال بیشتری از نظر اخلاق فردی و اخلاق اداری دست می یابد. امام علی (ع) حیطه مسئولیت پذیری را بسیار گسترده تعیین نموده و از کارگزاران و کارکنان خود خواسته است که نسبت به کلیه کارها و اقدمات، و نیز روابط و مناسبات خود مسئولیت پذیر باشند.
اتقوا الله فی عباده و بلاده، فانکم مسؤولون حتی عن البقاع و البهائم.
از خدا بترسید در حق بندگانش و شهرهایش، زیرا شما مسئولید حتی در برابر سرزمینها و چارپایان.
اصل مسئولیت پذیری می آموزد که هرکس در هر مرتبه ای که باشد، نسبت به تمام امور و کارهای خود و مربوط به خود مسئول و پاسخگوست. هیچ کارگزاری نمی تواند هرگونه که خواست با مردم رفتار نماید و خود را نیز پاسخگو نداند. بر این مبنا کسی حق کمترین اهانت و بی احترامی به مردم را ندارد که افراد حتی نسبت به نوع نگاه و بیان و رفتار خود مسئولند. امام علی (ع) یادآور شده است:
لا تقل ما لا تعلم، بل لا تفل کل ما تعلم، فان الله سبحانه قد فرض علی جوارحک کلها فرائض یحتج بها علیک یوم القیامه.
چیزی را که نمی دانی مگوی، حتی بسیاری از چیزهایی را که می دانی بر زبان میاور، زیرا خدا بر اعضای تو احکامی واجب کرده است که در روز رستاخیز بدان اعضا بر تو حجت خواهد آورد.
امیرمؤمنان (ع) در فرمانها و دستورالعملهای حکومتی و اداری خود، کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری اش را به مسئولیت پذیری تام و تمام فراخوانده و از آنان خواسته است که اصول اخلاق اداری را نسبت به مردمان پاس بدارند و بدانند که از همه رفتارشان - خرد و درشت - پرسش خواهد شد و نسبت به همه اعمال و رفتار خود مسئولند، چنانکه آن حضرت در عهدنامه محمد بن ابی بکر این گونه فرموده است:
فاخفض لهم جناحک، و ألن لهم جانبک، و ابسط لهم و جهک، و اس بینهم فی اللحظه و النظره، حتی لا یطمع العظماء فی حیفک لهم و لا ییأس الضعفاء من عدلک بهم، فان الله تعالی یسائلکم معشر عباده عن الصغیره من أعمالکم و الکبیره، و الظاهره و المستوره.
با مردمان فروتن باش و نرمخو، و همواره گشاده رو، و به یک چشم بنگر به همگان، خواه به گوشه چشم نگری و خواه خیره شوی به آنان، تا بزرگان در تو طمع ستم بر ناتوانان نبندند و ناتوان از عدالتت مأیوس نگردند، که خدای متعال می پرسد از شما بندگان، از خرد و دشت کارهایتان، و از آشکار آن و نهان.
امام علی (ع) خود در نخستین خطبه حکومتی اش درباره تعهد و مسئولیت خویش در اداره امور فرموده است:
ذمتی بما أفول رهینه، و أنا به زعیم.
آنچه می گویم در عهده خویش می دانم، و خود آن را پایندانم.
امیرمؤمنان (ع) در اداره امور، مسئولیت پذیری را در والاترین مرتبه آن جلوه بخشید و نشان داد که چگونه و تا چه اندازه باید مسئولیت پذیر بود. آن حضرت در نامه ای اداری به عبدالله بن عباس، کارگزار خود در بصره چنین نوشته است:
فاربع أبا العباس، رحمک الله، فیما جری علی لسانک و یدک من خیر و شر! فانا شریکان فی ذلک.
پس، ابوالعباس! خدایت بیامرزد در آنچه بر زبان و دست تو جاری گردد، خوب باشد یا بد، کار به مدارا کن که من و تو در آن شریک خواهیم بود.
امام (ع) خود را در همه اعمال و رفتار کارگزاران و کارکنانش شریک معرفی می کند و به هیچ وجه مسئولیت امور را به گردن دیگران نمی افکند و نمی فرماید که اگر خطا و انحرافی در امور اداری پیش آمد، آنان خود مسئولند و من هیچ مسئولیتی ندارم، بلکه برعکس آن حضرت خود را مسئول معرفی می کند، زیرا وی سبب بعید است و کارگزاران و کارکنانش سبب فریب. این منطق امیرمؤمنان (ع) است، برعکس دیگران، از نمونه های زیبای مسئولیت پذیری در اخلاق اداری امام علی (ع) ماجرایی است که سوده همدانی آن را نقل کرده است. وی گوید که امیرمؤمنان (ع) مردی را به حکومت ما گماشت و میان ما و حاکم مناقشتی رفت، پس به نزد علی (ع) رفتم تا از حاکم شکایت کنم. آن حضرت در حال نماز بود، پس از نماز با کمال رأفت و رحمت پرسید آیا تو را حاجتی است؟ من شکایت خود را به اطلاع او رسانیدم و علی (ع) تا آن را شنید گریست، سپس گفت: اللهم اشهد علی و الیهم انی لم أولهم و لم آمرهم بظلم خلقک و لا بترک حقک.
(خدایا تو شاهد باش بر من و این جماعت! من در حکومت و امارت به آنان فرمان ستم بر مردم و ترک حق تو را نداده ام). آن گاه ورقه ای از جیب خویش بیرون آورد و بر آن چنین نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم، قد جاءتکم بینه من ربکم فأوفوا الکیل و المیزان و لا تبخسوا الناس اشیاءهم و و لا تعثوا فی الارض مفسدین بقیة الله خیر لکم ان کنتم مومنین و ما انا علیکم بحفیظ ادا قرات کتابی هذا فاحتفظ بما فی یدک حتی یقدم علیک من یقبضه منک، والسلام.
(بسم الله الرحمن الرحیم، در حقیقت، شما را از جانب پروردگارتان برهانی روشن آمده است. پس پیمانه و ترازو را تمام نهید، و اموال مردم را من مدهید و و در زمین به فساد سر برمدارید. اگر مومن باشید، باقیمانده (حلال) خدا برای شما بهتر است، و من بر شما نکاهبان نیستم. چون نامه من به دستت رسید آنچه را که تحت اختیار داری حفظ کن تا کسی بیاید آنها را از تو تحویل بگیرد، والسلام). سوده گوید: این نامه را گرفتم و به نزد کارگزار آن حضرت بردم و به او سپردم، بی درنگ همان گونه شد که حضرت فرمان داده بود.
امام علی (ع) مسئولیت پذیری را این گونه آموزش داده است.

اصل انضباط کاری

انضباط کاری یعنی سامان پذیری، آراستگی، نظم و ترتیب، و پرهیز از هرگونه سستی و بی سامانی در کار. این امور از عمده ترین آداب اخلاق اداری است و هیچ سازمانی و نظامی بدون رعایت این امور راه به جایی نخواهد برد. بهترین سازمانها و نظامها با زیر پا گذاشته شدن اصل انظباط کاری، به تباهی کشیده می شوند و همه وجوه مثبت آنها نیز بی ارزش می گردد. توناترین مدیران و کارگزاران و کارکنان در یک مجموعه اداری که اصل انظباط کاری بر آن حاکم نیست، توفیقی کسب نخواهد کرد و جز اتلاف نیرو بهره ای نخواهد بد. امام علی (ع) فرموده است:
الأمور المنتظمه یفسدها الخلاف.
کارهای منظم و منضبط به سبب مخالفت و خلافکاری تباه می شود.امیر مومنان (ع) در عهد نامه مالک اشتر به او مکرر سفارش کرده است که به گونه ای عمل نمایید که انظباط کاری حفظ شود؛از جمله چنین سفارش شده است:
و امض لکل یوم عمله فان لکل یوم ما فیه
کار هر روز را در همان روز انجام ده،زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد. انظباط کاری اقتضا می کند که هر کاری در زمان خودش انجام شود و هیچ امری به وقت دیگر سپرده نشود. همچنین لازمه انظباط کاری پرهیز از شتابزدگی و نیز سستی در امور است.امام (ع) در این باره فرموده است:
و ایاک و العجله بالامور قبل اوانها، او التسقط فیها عند امکانها، او اللجاجه فیها اذا تنکرت، او الوهن عنها اذا استو ضحت فضع کل امر موضعه، و اوقع کل امر موقعه.
بپرهیز از شتاب در کارهایی که هنگام انجام دادن آن نرسیده، یا سستی در آن چون انجام دادنش ممکن گردیده، یا ستیزیدن کارهایی که راه راست در آن ناپدیدار است، یا سستی ورزیدن آن گاه که آشکار است. پس هر چیز را در جای آن بدار و هر کاری را به هنگام آن بگزار.
هرگونه سستی و بی نظمی در امور موجب تضییع حقوق است، بنابراین لازم است تدابیری صورت پذیرد تا جایی برای سستی و بی نظمی نباشد. به بیان امام علی (ع):
من اطاع التوانی ضیع الحقوق.
آن که نام خود را به دست سستی سپارد، حقوق را خوار دارد.
با چنین نگرشی: امام (ع) فرموده است:
لا تتکل فی امورک علی کسلان.
در کارهای خود بر اشخاص سست و تنبل تکیه مکن.