فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

امنیت شغلی

از عوامل زمینه ساز و برپا دارنده اخلاق اداری، امنیت شغلی است، بدین معنا که کارگزاران و کارکنان نظام اداری براحتی و بی هیچ دغدغه ای بتوانند تمام مراتب نظام اداری را نقد کنند و ایرادات و اشکالات آن را بازگو نمایند و را اصلاحات اداری را بگشایند و نگاه بدبینانه نسبت به نصیحت و انتقاد وجود نداشته باشد، بلکه از آن استقبال شود؛ و نیز افراد مطمئن باشند که عزل و نصبها براساس روشهایی معیارگرانه و مبتنی بر شایسته سالاری و اهلیت گرایی است و کسی بدون دلیل و بدون داشتن صلاحیتها و تواناییها لازم بالا نمی آید و کسی بدون دلیل و از سر میل و خودخواهی به زیر کشیده نمی شود؛ و در نظام اداری حرمت انسانها بالاترین امر شمرده می شود و در عزل و نصب ها، و در پیش آوردن و پس بردنها، و در نظارت و بازرسی ها، و در همه امور حرمت انسانها در نهایت امر ملاحظه می گردد؛ حتی در مراقبت و بازرسی کارها، اقدامات از موضع عدم اعتماد به کارگزاران و کارکنان نباشد، بلکه از سر حرمت گذاری به انسانها و دوستی و علاقه به آنها و وسیله ای برای حفظ امانت مردمان از یک سو پاسداری حرمت کارگزاران و کارکنان از دیگر سو باشد. بر این مبنا امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر سفارش نموده است که گزیده ترین کارکنان دستگاه اداری باید کسانی باشند که با صراحت و صداقت حق را بیان کنند و کسانی مطلوبتر شمرده می شوند که از ریاکاری و بله قربان گویی دور باشند:
ثم لیکن اثرهم عندک أقولهم بهمر الحق لک، و أقلهم مساعده فیما و یکون منک مما کره الله لأولیائه، واقعاً ذلک من هواک حیث وقع. و الصق بأهل الورع و الصدق؛ ثم رضهم علی ألا یطروک و لا یبحجوک بباطل لم تفعله، فان کثره الاطراء تحدث الزهو، و تدنی من العزه.
آن کس را بر دیگران بگزین که سخن تلخ حق را به تو بیشتر گوید، و در آنچه کنی یا گویی - و خدا آن را از دوستانش ناپسند دارد - کمتر یاری ات کند. و به پارسایان و راستگویان بپیوند، و آنان را چنان بپرور که تو را فراوان نستایند، و با ستودن کار بیهوده ای که نکرده ای خاطرت را شاد ننماید، که ستودن فراوان خودپسندی آرد، و به سرکشی وادارد.
بی گمان فراهم کردن چنین مناسباتی در نظام اداری نیازمند امنیت شغلی است تا ناصحان و ناقدان خیرخواه واقعی تلقی شوند و ستایشگران و چاپلوسان منفور شمرده شوند. امیرمؤمنان علی (ع) در این باره فرموده است:
انما یحبک من لا یتملقک، و یثنی من لا یسمعک.
کسی که تو را بدرستی دوست می دارد که تملق تو را نگوید؛ و کسی در حقیقت ثنای تو گفته است که (سخنان خویشاوندی بی اساس) به گوشت برساند.
در نگاه امام علی (ع) هر که عیبها را ببیند و از سر دلسوزی بنمایاند و راه نشان دهد خیرخواهی کرده است:
من بصرک عیبک فقد نصحک.
هر که عیب را به تو بنمایاند، در حقیقت خیرخواهی کرده است.
با این نگاه فضای امنی برای نصیحت و انتقاد فراهم می شود و در چنین فضایی است که اخلاق اداری بدرستی رشد می نماید. امیرمؤمنان (ع) در بیانی والا فرموده است:
من حذرک کمن بشرک.
هر که تو را - از گزندی - ترساند، چون کسی است که تو را مژده رساند.
بنابراین لازم است دریچه های تملق و چاپلوسی در عرصه اداری بسته شود تا فضای نظام اداری آلوده نگردد و میدانی امن برای ناصحان و منتقدان فهیم و صدیق گشود تا زمینه لازم برای بالنده شدن اخلاق فراهم شود. امام علی (ع) در این باره اندرزهایی راهگشا داده و فرموده است:
لیکن أوثق الناس لدیک أنئطقهم بالصدق.
باید مطمئن ترین اشخاص نزد تو کسی باشد که از همه راستگوتر است.
لیکن أحب الناس الیک المشفق الناصح.
باید محبوبترین مردمامژن نزد تو فرد دلسوز ناصح باشد.
امیرمؤمنان علی (ع) در جهت گشودن چنین فضایی بهترین رهنمودها را داده و خود را در این راه بیشترین تلاشها را کرده، چنانکه فرموده است:
فلا تکفوا عن مقاله بحق أو مشوره بعدل، فانی لست فی نفسی بفوق أن أخطی، و لا امن ذلک من فعلی، الا یکفی الله من نفسی ما هو أملک به منی. فانما أنا و أنتم عبید مملوکون لرب لا رب غیره.
پس، از گفتن حق، یا رای زدن در عدالت باز مایستید، که من برتر از آن نیستم که خطا کنم، و نه در کار خویش از خطا ایمنم، مگر که خدا مرا در کار نفس کفایت کند که از من بر آن تواناتر است. جز این است که ما و شما بندگان و مملوک پروردگاریم و جز او پروردگاری نیست.
امام علی (ع) چنان بر ایجاد امنیت شغلی اهتمام داشت که در عزل و نصبهای خود تلاش می کرد به گونه ای رفتار کند که کارگزاران و کارکنانش احساس عدم امنیت نکنند؛ و در این جهت آنان را در عزل و نصبها توجیه می نمود و تا حد ممکن آنان را در جریان امور قرار می داد، چنانکه وقتی مالک اشتر را به فرماندهی دو تن از سران سپاهش یعنی زیاد بن نضر و شریح بن هانی منصوب کرد، در نامه ای به آن دو این گونه نوشت:
و قد أمرت علیکما و علی من فی حیز کما مالک بن الحارث الاشتر، فاسمعا له و أطیعا، و اجعلاه درعاً و مجناً، فانه ممن لا یخاف وهنه و لا سقطته و لا بطوه عما الاسراع الیه أحزم، و لا اسراعه الی ما البطء عنه أمثل.
من، مالک اشتر پسر حارث را بر شما و سپاهیانی که در فرمان شماست، امیر کردم. گفته او را بشنوید و از وی فرمان برید! او را چون زره و سپر نگهبان خود کنید که مالک را نه سستی است و نه لغزش، و نه کندی کند آنجا که شتاب یابد، و نه شتاب گیرد آنجا که کندی شاید.
همچنین وقتی امام (ع) عمر بن ابی سلمه مخزومی را که از جانب آن حضرت والی بحرین بود، برداشت و نعمان بن عجلان زرقی را به جای گماشت، در نامه ای به او چنین نگاشت:
اما بعد، فانی قد ولیت نعمان بن عجلان الزرقی علی البحرین، و نزعت یدک بلا ذم لک، و لا تثریب علیک؛ فلقد أحسنت الولایه، و أدیت الأمانهه، فاقبل غیر ظنین، و لا ملوم، و لا متهم، و لا مأثوم، فلقد أردت المسیر الی ظلمه أهل الشام، و أحببت أن تشهد معی، فانک ممن أستظهر به علی جهاد العدو، و اقامه عمود الدین، ان شاء الله.
امام (ع) بعد، من نعمان بن عجلان زرقی را به ولایت بحرین گماشتم و تو را از آن کار برداشتم؛ نه نکوهشی بر توست و نه سرزنشی، حکومت را نیک انجام دادی و امانت را گزاردی. پس بیا که نه گمان بدی بر توست و نه ملامتی به تو داریم. نه تهمتی به تو زده اند، و نه گناهکارت می شماریم. من می خواهم به سر وقت ستمکاران شام بروم، و دوست داشتم تو با من باشی چه تو از کسانی هستی که از آنان در جهاد با دشمن یاری خواهند و بدیشان ستون دین را برپا دارند. ان شاءالله.
مشاهده می شود که امیرمؤمنان (ع) تا چه اندازه حرمت و شأن و اعتبار کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری خود را ملاحظه می کند و فضایی امن برای نیکان و صالحان و خدمتگزاران فراهم می نماید تا بتوانند در هر حال و هر شرایط خدمتگزاری کنند.

نظارت، بازرسی، پیگیری

نظارت مستمر و دقیق و درست بر کار و رفتار کارگزاران و کارکنان نظام اداری، و بازرسی عملکرد آنان، و پیگیری امور ایشان، با نگاه مثبت و در این جهت که خدمات و فداکاریهای آنان مورد توجه قرار گیردو اگر دچار خطا و گرفتار مشکلی شدند، سریعاً یاری شوند تا خطای خود را جبران کنند و از گرفتاری رهایی یابند، از مهمترین عوامل زمینه ساز و پایدار کننده اخلاق اداری است. امام علی (ع) در این باره به مالک اشتر چنین می آموزد:
ثم تفقد أعمالهم، و ابعث العیون من أهل الصدق و الوفاء علیهم، فان تعاهدک فی السر لامورهم حدوه لهم علی استعمال الامانه و الرفق بالرعیه.
پس در کارهای کارگزارانت وارسی کن، و ارباب راستی و وفا را بر آنان مراقب ساز، که بازرسی نهایی در کارشان، آنان را به امانتداری و نرمی با مردمان وادار می سازد.
امیرمؤمنان علی (ع) بصراحت بیان می فرماید که نظارت، بازرسی و پیگیری کارها و رفتار کارگزاران و کارکنان نظام اداری سبب می شود که آنان پایبند اخلاق اداری شوند و این امر را ضامن امانتداری و خوشرفتاری و درست کرداری ایشان عنوان می نماید. البته در نظارت، بازرسی و پیگیری باید اصل بر مثبت نگری باشد و بیش از هر چیز و بیش از هر چیز زحمات و فداکاریهای آنان مورد توجه قرار گیرد، چنانکه حضرت به یادآوری می فرماید:
ثم لا تدع أن یکون لک علیهم عیون من أهل الأمانه و القول بالحق عند الناس، فیثبتون بلاء کل ذی بلاء منهم لیثق أولئک بعلمک ببلائهم، ثم اعرف لکل امری منهم ما ابلی.
پس فراموش نکن که باید بر آنان مأموران مخفی از مردمان امین و حقگوی را که در میان مردم بدین صفات شناخته شده باشند، بگماری تا زحمات و فداکاریهای آنان را برای تو بنویسند و آنان مطمئن باشند که تو زحمات و فداکاریهای آنان را می دانی و باید مقدار رنج هر یک را در نظر داری و مناسب با میزان زحمات و فداکاریهایشان با آنان رفتار نمایی.
بدون نظارت، بازرسی و پیگیری مسئولیتهای کارگزاران و کارکنان، اخلاق اداری پا نمی گیرد و دوامنیت شغلی نمی یابد. بنابراین لازم است که این امر به بهترین صورتو سیرت سازماندهی شود تا بستر مناسب اخلاقی اداری فراهم گردد. امام علی (ع) چنان بدین امر اهمیت داده که در نامه ای به یکی از کارگزاران خود به نام کعب بن مالک چنین فرمان داده است:
أما بعد، فاستخلف علی عملک و اخرج فی طائفه من أصحابک حتی تمر بأرض السواد کوره کوره، فتسألهم عن عمالهم و تنظر فی سیرتهم.
امام (ع) بعد، شخصی را به جای خود به عنوان جانشین قرار ده و خود را به همراه گروهی از یارانت (برای بازرسی و نظارت بر عملکرد و رفتار کارگزاران و مسئولان به همه مناطق روانه شوید و) تمام سرزمین سواد (عراق) را منطقه به منطقه بگردید و از چگونگی رفتار و اعمال کارگزاران جویا شوید و سیره آنان را مورد بررسی و پیگیری قرار دهید.
این دستورالعمل بیانگر جایگاه نظارت، بازرسی و پیگیری در دیدگاه اداری امام علی (ع) است و بی گمان بدون آن حفظ مناسبات درست انسانی و رفتاری بر مبنای رفق و مدارا و نرمی با مردمان و خدمتگزاری به ایشان و امانتداری کامل معنا نمی یابد.

ارزشیابی، قدردانی، جزادهی

ارزشیابی عملکرد کارگزاران و کارکنان و فرق گذاشتن میان نیک کرداران و بدکرداران، و خدمتگزاران و سهل انگاران در نظام اداری، امری اساسی در شکل گیری و پایندانی اخلاق اداری است. ارزش نهادن به کار خوب و عملکرد مثبت کارگزاران و کارکنان و قدردانی درست از ایشان، انگیزه خیر و صلاح و خدمتگزاری را در آنان تحکیم می کند و رشد می دهد و بی توجهی به این امر، آفتی بزرگ برای اخلاق اداری است. اگر میان نیک و بد، و خدمتگزار و سهل انگار فرق گذاشته نشود و با هر یک به تناسب عملکردش رفتار نگردد، نظام اداری دستخوش یکی از مهلک ترین آسیبها می شود. امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر چنین می آموزد:
و لا تکونن المحسن و المسی ء عندک بمنزله سواء، فان فی ذلک تزهیداً لأهل الاحسان فی الاحسان، و تدریباً لأهل الاساءه علی الاساءه! و ألزم نفسه.
مبادا که نکوکار و بدکار در نزدت یکسان باشند، که آن رغبت نکوکار را در نیکی کم کند، و بدکار را به بدی وادار نماید؛ و درباره هر یک از آنان، آن را عهده دار باش که او بر عهده خود گرفت.
اگر در نظام اداری این احساس پیدا شود که نیک کردار بودن و بدکردار بودن فرقی با هم ندارد، و اینکه کسی زحمت بکشد و فداکاری نماید و یا سهل انگاری کند و خیانت بورزد تفاوت نمی کند، همه چیز به تباهی کشیده می شود. بنابراین، ارزشیابی درست و مستمر از مهمترین امور در تحقق بخشیدن به اخلاق اداری است؛ و البته قدردانی از کارگزاران و کارکنان کوشا و نیکوکردار و خدمتگزار، و تشویق آنان بهترین زمینه را در جهت شکوفا شدن اخلاق اداری فراهم می نماید.
امیرمؤمنان (ع) به مالک چنین می آموزد:
و واصل فی حسن الثناء علیهم، و تعدید ما أبلی ذوو البلاء منهم؛ فان کثره الذکر لحسن افعالهم تهز الشجاع، و تحرض الناکل، ان شاء الله.
آنان را به نیکویی یاد کن و پیوسته تشویقشان نما و کارهای مهمی که انجام داده اند بر شمار، زیرا یاد کردن کارهای نیک آنان، دلیرشان را (به کوشش و حرکت بیشتر) برانگیزاند و از کار مانده را به خواست خدای (به کار و تلاش) ترغیب نماید، ان شاء الله.
البته ارزشیابی، قدردانی و جزادهی باید کاملاً معیارگرایانه و منطبق بر حق و عدل و انصاف صورت گیرد؛ زحمات و فداکاریهای هرکس برای خود او منظور شود و به دیگری منتسب نگردد؛ و اگر صاحب نامی و بزرگی کار کوچکی انجام داد، آن را جلوه دهند و رنج اندک او را بزرگ شمارند، و اگر بی نامی و شخصی معمولی کار بزرگی انجام داد، آن را جلوه گر نسازد و رنج بسیار او را کوچک شمارند؛ و نباید در قدردانی و جزادهی تأخیر روا داشت. امیرمؤمنان علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر چنین هشدار می دهد:
ولا یدعونک شرف امری الی أن تعظم من بلائه ما کان صغیراً، و لا ضعه امری الی أن تستصغر من بلائه ما کان عظیماً.
و مبادا بزرگی کسی موجب شود که رنج اندک او را بزرگ شماری، و مبادا پایینی رتبه کسی سبب شود که کوشش سترگ وی را خوار به حساب آری.
در مورد آن که با وجود تأمین کامل مالی دست خیانت دراز می کنند یا حقوق مردم را نادیده می گیرند و حرمتها را می شکنند و قوانین را زیر پا می گذارند، لازم است با دقت و سرعت اقدامنیت شغلی شود و جزا ببینند. امام علی (ع) در چنین مواردی پس از تمام ملاحظات و رعایت همه امور، سفارش می کند که باید ریشه فساد برکنده شود تا زمینه آزمندی و تباهگری و خیانتکاری زدوده شود و بستر اخلاق اداری فراهم گردد. امام (ع) در عهدنامه مالک اشتر می فرماید:
فان أحد منهم بسط یده الی خیانه اجتمعت بها علیه عندک أخبار عیوبک اکتفیت بذلک شاهداً، فبسطت علیه القوبه فی بدنه، و أخذته بما أصاب من عمله، ثم نصبته بمقام المذله، و وسمته بالخیانه، و قلدته عار التهمه.
اگر یکی از کارگزاران دست به خیانتی گشود، و گزارش مأموران مخفی تو بر آن خیانت همداستان بود، بدین گواه بسنده کن، و کیفر او را با تنبیه بدنی بدو برسان و آنچه به دست آورده بستان. سپس او را خوار بدار و خیانتکار بشمار و طرق بدنامی را در گردنش درآر.
بنابراین اگر مجموعه عوامل زمینه ساز و پایدار کننده اخلاق اداری مورد توجه قرار گیرد و در نظام اداری سازمان یابد، بستری مناسب برای اخلاق اداری فراهم می شود و تحقق اصول اخلاق اداری میسر می گردد.