فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

قانونگرایی و مرزبانی

آنچه حریم اخلاق آدمی را پاس می دارد، قانونگرایی و مرزبانی است و اینکه انسان در حریم مرزها حرکت کند و مرزشکنی ننماید و فراتر از حدود الهی نرود و به هیج مرز و قانونی تعدی ننماید.
هر چه بر فضای کار و مسئولیت قانونگرایی و مرزبانی بیشتر حاکم باشد، زمینه تحقق اخلاق اداری فراهم تر می شود. روحیه قانونگرایی و مرزبانی بهترین بستر برای شکوفایی اخلاق اداری است. از این رو برای جلوه گر ساختن اخلاق اداری باید نظام اداری، نظامی قانونگرامام (ع)و مرزبان شود. امام علی (ع) در دوران حکومت و مدیریت خویش تلاش گسترده ای را در این جهت آغاز نمود. فرمانها و عهدنامه ها و دستورالعملهای حکومتی و اداری امام (ع) و همچنین رفتار آن حضرت با خود و دیگران بیانگر این امر است. امام (ع) در نامه خود به اشعث بن قیس، استاندار آذربایجان، چنین هشدار داده است:
لیس لک أن تفتات فی رعیه، و لا تخاطر الا بوثیقه، و فی یدیک مال من مال الله - عز و جل - و انت من خزانه.
این حق برای تو نیست که در میان مردمان به استبداد و خودرأیی عمل نمایی و به کاری دشوار جز با دستاویز محکم درآیی. و در دست تو مالی از مالهای خدای عزوجل است و تو آن را خزانه داری.
عبارات امام (ع) همه تأکید بر قانونگرایی و مرزبانی دارد و در سایه این امر است که اخلاق اداری رشد می کند. حقیقت آن است که تا وقتی قانونگرایی و مرزبانی بر کارگزاران و کارکنان حاکم نشود، انتظار جلوه یافتن اخلاق اداری، انتظاری دوری از واقع است، زیراکسی که حدود و حریمها را می شکند و یا خود رامام (ع)فراتر از قوانین می بیند، نمی تواند پایبند حرمتهای اخلاقی و مرزهای انسانی باشد. امیرمؤمنان علی (ع) ر فرمانها و عهدنامه های اداری خود، چنان بر قانونگرایی و مرزبانی اهتمام ورزیده که به کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری خود آموخته است که در مقابل مرزشکنی و بی قانونی باشدت بایستند و جلوی سوءاستفاده ها و تبعیضها را از جانب خواص و وابستگان و نزدیکان هیأت حاکمه بگیرند و به کسی اجازه بی عدالتی در نظام اداری ندهند، که در این صورت است که اخلاق اداری بستر مناسب می یابد. آن حضرت در عهدنامه مالک اشتر در این باره چنین فرمان داده است:
ثم ان للوالی خاصه و بطائه، فیهم استئثار و تطاول، و قله انصاف فی معامله، فاحسم ماده أولئک بقطع أسباب تلک الأحوال، و لا تقطعن لأحد من حاشیتک و حامتک قطیعه، و لا یطمعن منک فی اعتقاد عقده، تضر بمن یلیها من الناس، فی شرب أو عمل مشترک، یحملون موونته علی غیرهم، فیکون مهنا ذلک لهم دونک، و عیبه علیک فی الدنیا و الاخره.
برای زمامدار، نزدیکان و خویشاوندانی است که اهل استیشار و برتری جستن و امتیازخواهی و دست درازی نمودن اند و در داد و ستد، انصاف را کمتر به کار بستن. پس ریشه ستم اینان را با بریدن اسباب آن، از بیخ برکن! و به هیچ یک از اطرافیان و وابستگانت زمینی را به بخشش وامگذار؛ و مبادا در تو طمع کنند که قراردادی به سود ایشان منعقد کنی که مایه زیان سایر مردم باشد، خواه در آبیاری و یا کاری که باید مشترک و با هم به انجام رسانند، به طوری که رنج و هزینه های آن را بر دیگران تحمیل کنند، که در این صورت سودش بر آنان است و عیب و ننگش برای تو در دنیا و آخرت.
اخلاق اداری با روحیه مرزشکنی و امتیازبخشی جمع نمی گردد و برای فراهم کردن زمینه اخلاق اداری باید به صورگوناگون فراتر از قانون و برتر دانستن این و آن و امتیاز جویی و امتیاز بخشی پایان داده شود. امیرمؤمنان علی (ع) نسبت به این امر حساسیت بیشتری نشان داده، چنانکه فرموده است:
و الله لان أبیت علی حسنک السعدان مسهداً، أو أجر فی الأغلال مصفداً، أحب الی من أن ألقی الله و رسوله یوم القیامه ظالماً لبعض العباد، و غاصباً لشی ء من الحطام، و کیف أظلم أحداً لنفس یسرع الی البلی فقولها، و یطول الی الثری حلولها؟
به خدا سوگند اگر شب را تا بامداد بر بستری از خار سخت بیدار به سر برم، و یا در غل و زنجیرها بسته و کشیده شوم، برایم محبوبتر است از اینکه خدا و رسولش را روز قیامت در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم کرده و چیزی از اموال دنیا را غصب نموده باشم. چگونه به کسی ستم روا دارم، آن هم برای جسمی که تار و پودش بسرعت سوی کهنگی پیش می رود (و از هم می پاشد) و مدتهای مدید در میان خاکها می ماند.
امام (ع) پس از بیان میزان پایبندی خود به قوانین و مرزها، و یادآوری کردن این حقیقت که اگر کسی به بازگشت و جزای آخرت باور داشته باشد، مرزشکنی نمی کند و خود را فراتر از قانون نمی بیند، به نمونه های عملی از رفتار خود در قانونگرایی و مرزبانی اشاره می نماید و می فرماید:
و الله قلد رأیت عقیلاً و قد أملق حتی استماحنی من برکم صاعاً، و رأیت صبیانه شعث الشعور، غیر الألوان، من فقرهم، کأنما سودت وجوههم بالعظلم، و عاودنی موکداً، و کرر علی القول مردداً، فأضغیت الیه سمعی، فطن أبی أبیعه دینی، و أتبع قباده مفارقاً طریقتی، فأحمیت له حدیده، ثم أدنیتها من جسمه لیعتبر بها، فضج ضجیج ذی دنف من ألمها، و کاد أن یحترق من میسمها، فقلت له: ثکلتک الثواکل، یا عقیل! أتئن من حدیده أحماها انسانها للعبه، و تجرنی الی نار سجرها جبارها لغضبه! أتئن من الاذی و لا أئن من لظی؟!
سوگند به خدا، عقیل برادرم را دیدم که بشدت فقیر شده بود و از من می خواست که یک من از گندمهای شما را به او ببخشم. کودکانش را دیدم که از گرسنگی موهایشان ژولیده و رنگشان به سبب فقر دگرگون گشته، گویا صورتشان با نیل رنگ شده بود. عقیل باز هم اصرار کرد و چند بار خواسته خود را تکرار نمود. به او گوش فرادادم، خیال کرد دینم را به او می فروشم و به دلخواه او قدم برمی دارم (و حدود خدا و قانون را زیر پا می گذارم) و از راه و رسم خویش دست می کشم! (اما من برای بیداری و هشداری اش) آهنی را در آتش گداختم؛ پس آن را به بدنش نزدیک ساختم، تا با حرارت آن عبرت گیرد؛ ناله ای همچون بیمارانی که از شدت درد می نالند، سرداد و چیزی نمانده بود که از حرارت آن بسوزد. به او گفتم: هان ای عقیل، زنان سوکمند در سوک تو بگیرند! از آهن تفتیده ای که انسانی آن را به صورت بازیچه سرخ کرده می نالی! اما مرا به سوی آتشی می افکانی که خداوند جبار آن را با شعله خشم و غضبش برافروخته است! تو از این رنج می نالی و من از آن آتش سوزان نالان نشوم؟
عقیل مانند دیگران سهم خود را از بیت المال دریافت کرده بود ولی به سبب انتسابش به امام علی (ع) خواهان چیزی از سهم دیگران بود و امام علی (ع) این گونه با او رفتار نمود تا درسی برای او و دیگران باشد. حضرت در ادامه سخنش ماجرایی را نقل می کند که در آن اشعث بن قیس خواسته است هدیه دادن به امام (ع) در قانونگرایی و مرزبانی وی رخنه ای هر چند ناچیز ایجاد کند و آن حضرت چگونه با او رفتار کرده است تا بیاموزد که هرگز در پی این امور نباشد:
و أعجب من ذلک طارق طرقنا بملفوقه فی وعائها، و معجونه شنئتها، کأنما عجنت بریق حیه أو فیئها، فقلت: أصله، أم زکاه، أم صدقه فذلک محرم علینا أهل البیت! فقال: لا ذا و لا ذاک، ولکنها هدیه، فقلت: هبلتک الهبول! أعن دین الله أتیتنی لتخدعنی؟ أمختبط أنت أم ذوجنه، أم تهجر؟
شگفت تر از آن اینکه شب هنگام کسی ما را دیدار کرد و ظرفی سرپوشیده آورد. (درونش حلوایی با روغن سرشته و به قند آغشته) چنانش ناخوش داشتم که گویی آب دهان مار بدان آمیخته یا زهر مار بر آن ریخته. گفت: صله است یا زکات، یا برای رضای خداست که گرفتن صدقه بر ما نارواست؟ گفت: نه این است و نه آن است بلکه هدیه است. به او گفتم: زنان کودک مرده بر تو بگریند! آیا از را آیین خدا وارد شده ای که مرا بفریبی؟ دستگاه ادراکت به هم ریخته است؟ یا دیوانه شده ای؟ یا بیهوده سخن می رانی؟
امیرمؤمنان علی (ع) پس از ذکر این نمونه ها، جمله ای فرموده است که بیانگر میزان قانونگرایی و مرزبانی آن حضرت است:
و الله لو أعطیت الأقالیم السبعه بما تحت أفلاکها علی أن أعصی الله فی نمله أسلبها جلب شعیره ما فعلته.
اگر اقلیمهای هفتگانه را با آنچه در زیر آسمانهاست به من بدهند که خداوند را با گرفتن پوست جوی از دهان مورچه ای نافرمانی کنم هرگز نخواهم کرد!
امام علی (ع) خواهان آن بود که کارگزاران و کارکنانش چنان پایبند قوانین و مرزها و حدود باشند که در ازای هیچ چیز حاضر به مرزشکنی و تعدی به حدود و قوانین نباشند. رفتار آن حضرت در تمام دوران حکومتش، خود مدرسه ای است برای قانونگرایی و مرزبانی. نقل شده است که عقیل وامدار شده بود و دینی برگردن داشت، پس به کوفه رفت و بر علی بن ابی طالب وارد شد. پس او را در خانه خویش پذیرا شد و به فرزندش حسن فرمود تا وی را به جامه پوشاند. چون شب شد، شام خواست و عقیل ملاحظه کرد که جز نان و نمک و سبزی چیزی در کار نیست! گفت: جز آنچه هست چیزی دیگری نیست؟ فرمود: خیر! گفت: پس وام مرا ادا می کنی؟ فرمود: وامت چقدر است؟ گفت: چهل هزار. فرمود: چنین مبلغی ندارم، ولی صبر کن تا سهم من از بیت المال که چهار هزار است پرداخت شود تا آن را به تو دهم. عقیل گفت: خزانه های اموال در دست توست و تو مرا معطل می گذاری و به آینده حواله می دهی تا سهمت پرداخت شود؟ فرمود:
أتامرونی أن أدفع الیک أموال المسلمین و قد ائتمنونی علیها.
آیا مرا فرمان می دهی اموال مسلمانان را که مرا بر آن امین گردانیده اند به تو دهم؟
همچنین ابن عساکر در تاریخ خود از قول حمید بن هلال آورده است که عقیل نزد علی (ع) آمد و گفت: ای امیرمؤمنان، من محتاج و نیازمندم، چیزی از بیت المال به من عطا کن. حضرت فرمود: تحمل کن تا من سهم خود را همراه دیگر مسلمانان بگیرم، آن گاه به تو کمک خواهم کرد. اما عقیل اصرار کرد (زیرا بیت المال در اختیار برادرش بود و می توانست هر کاری بخواهد بکند). امیرمؤمنان (ع) مردی را صدا کرد و به او گفت: دست عقیل را بگیر و او را به بازار ببر و به او بگو قفل در یکی از دکانها را بگشاید و هر چه می خواهد از آنجا بگیرد! (آن مرد نیز چنین کرد). عقیل گفت: علی می خواهد مرا به دزدی بدل سازد؟ پس نزد حضرت بازگشت و گفت: آیا تو می خواهی من به دزدی دست زنم؟ امیرمؤمنان (ع) فرمود: به خدا سوگند که تو می خواهی مرا - با برداشتن اموال مردم از بیت المال و بخشیدن آن به دیگران - به دزدی واداری؟
در مکتب اخلاقی امام علی (ع) برای تحقق اخلاق اداری باید بستری از قانونگرایی و مرزبانی ایجاد کرد که بدو این، آن بدرستی شکل نخواهد گرفت.

امنیت شغلی

از عوامل زمینه ساز و برپا دارنده اخلاق اداری، امنیت شغلی است، بدین معنا که کارگزاران و کارکنان نظام اداری براحتی و بی هیچ دغدغه ای بتوانند تمام مراتب نظام اداری را نقد کنند و ایرادات و اشکالات آن را بازگو نمایند و را اصلاحات اداری را بگشایند و نگاه بدبینانه نسبت به نصیحت و انتقاد وجود نداشته باشد، بلکه از آن استقبال شود؛ و نیز افراد مطمئن باشند که عزل و نصبها براساس روشهایی معیارگرانه و مبتنی بر شایسته سالاری و اهلیت گرایی است و کسی بدون دلیل و بدون داشتن صلاحیتها و تواناییها لازم بالا نمی آید و کسی بدون دلیل و از سر میل و خودخواهی به زیر کشیده نمی شود؛ و در نظام اداری حرمت انسانها بالاترین امر شمرده می شود و در عزل و نصب ها، و در پیش آوردن و پس بردنها، و در نظارت و بازرسی ها، و در همه امور حرمت انسانها در نهایت امر ملاحظه می گردد؛ حتی در مراقبت و بازرسی کارها، اقدامات از موضع عدم اعتماد به کارگزاران و کارکنان نباشد، بلکه از سر حرمت گذاری به انسانها و دوستی و علاقه به آنها و وسیله ای برای حفظ امانت مردمان از یک سو پاسداری حرمت کارگزاران و کارکنان از دیگر سو باشد. بر این مبنا امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر سفارش نموده است که گزیده ترین کارکنان دستگاه اداری باید کسانی باشند که با صراحت و صداقت حق را بیان کنند و کسانی مطلوبتر شمرده می شوند که از ریاکاری و بله قربان گویی دور باشند:
ثم لیکن اثرهم عندک أقولهم بهمر الحق لک، و أقلهم مساعده فیما و یکون منک مما کره الله لأولیائه، واقعاً ذلک من هواک حیث وقع. و الصق بأهل الورع و الصدق؛ ثم رضهم علی ألا یطروک و لا یبحجوک بباطل لم تفعله، فان کثره الاطراء تحدث الزهو، و تدنی من العزه.
آن کس را بر دیگران بگزین که سخن تلخ حق را به تو بیشتر گوید، و در آنچه کنی یا گویی - و خدا آن را از دوستانش ناپسند دارد - کمتر یاری ات کند. و به پارسایان و راستگویان بپیوند، و آنان را چنان بپرور که تو را فراوان نستایند، و با ستودن کار بیهوده ای که نکرده ای خاطرت را شاد ننماید، که ستودن فراوان خودپسندی آرد، و به سرکشی وادارد.
بی گمان فراهم کردن چنین مناسباتی در نظام اداری نیازمند امنیت شغلی است تا ناصحان و ناقدان خیرخواه واقعی تلقی شوند و ستایشگران و چاپلوسان منفور شمرده شوند. امیرمؤمنان علی (ع) در این باره فرموده است:
انما یحبک من لا یتملقک، و یثنی من لا یسمعک.
کسی که تو را بدرستی دوست می دارد که تملق تو را نگوید؛ و کسی در حقیقت ثنای تو گفته است که (سخنان خویشاوندی بی اساس) به گوشت برساند.
در نگاه امام علی (ع) هر که عیبها را ببیند و از سر دلسوزی بنمایاند و راه نشان دهد خیرخواهی کرده است:
من بصرک عیبک فقد نصحک.
هر که عیب را به تو بنمایاند، در حقیقت خیرخواهی کرده است.
با این نگاه فضای امنی برای نصیحت و انتقاد فراهم می شود و در چنین فضایی است که اخلاق اداری بدرستی رشد می نماید. امیرمؤمنان (ع) در بیانی والا فرموده است:
من حذرک کمن بشرک.
هر که تو را - از گزندی - ترساند، چون کسی است که تو را مژده رساند.
بنابراین لازم است دریچه های تملق و چاپلوسی در عرصه اداری بسته شود تا فضای نظام اداری آلوده نگردد و میدانی امن برای ناصحان و منتقدان فهیم و صدیق گشود تا زمینه لازم برای بالنده شدن اخلاق فراهم شود. امام علی (ع) در این باره اندرزهایی راهگشا داده و فرموده است:
لیکن أوثق الناس لدیک أنئطقهم بالصدق.
باید مطمئن ترین اشخاص نزد تو کسی باشد که از همه راستگوتر است.
لیکن أحب الناس الیک المشفق الناصح.
باید محبوبترین مردمامژن نزد تو فرد دلسوز ناصح باشد.
امیرمؤمنان علی (ع) در جهت گشودن چنین فضایی بهترین رهنمودها را داده و خود را در این راه بیشترین تلاشها را کرده، چنانکه فرموده است:
فلا تکفوا عن مقاله بحق أو مشوره بعدل، فانی لست فی نفسی بفوق أن أخطی، و لا امن ذلک من فعلی، الا یکفی الله من نفسی ما هو أملک به منی. فانما أنا و أنتم عبید مملوکون لرب لا رب غیره.
پس، از گفتن حق، یا رای زدن در عدالت باز مایستید، که من برتر از آن نیستم که خطا کنم، و نه در کار خویش از خطا ایمنم، مگر که خدا مرا در کار نفس کفایت کند که از من بر آن تواناتر است. جز این است که ما و شما بندگان و مملوک پروردگاریم و جز او پروردگاری نیست.
امام علی (ع) چنان بر ایجاد امنیت شغلی اهتمام داشت که در عزل و نصبهای خود تلاش می کرد به گونه ای رفتار کند که کارگزاران و کارکنانش احساس عدم امنیت نکنند؛ و در این جهت آنان را در عزل و نصبها توجیه می نمود و تا حد ممکن آنان را در جریان امور قرار می داد، چنانکه وقتی مالک اشتر را به فرماندهی دو تن از سران سپاهش یعنی زیاد بن نضر و شریح بن هانی منصوب کرد، در نامه ای به آن دو این گونه نوشت:
و قد أمرت علیکما و علی من فی حیز کما مالک بن الحارث الاشتر، فاسمعا له و أطیعا، و اجعلاه درعاً و مجناً، فانه ممن لا یخاف وهنه و لا سقطته و لا بطوه عما الاسراع الیه أحزم، و لا اسراعه الی ما البطء عنه أمثل.
من، مالک اشتر پسر حارث را بر شما و سپاهیانی که در فرمان شماست، امیر کردم. گفته او را بشنوید و از وی فرمان برید! او را چون زره و سپر نگهبان خود کنید که مالک را نه سستی است و نه لغزش، و نه کندی کند آنجا که شتاب یابد، و نه شتاب گیرد آنجا که کندی شاید.
همچنین وقتی امام (ع) عمر بن ابی سلمه مخزومی را که از جانب آن حضرت والی بحرین بود، برداشت و نعمان بن عجلان زرقی را به جای گماشت، در نامه ای به او چنین نگاشت:
اما بعد، فانی قد ولیت نعمان بن عجلان الزرقی علی البحرین، و نزعت یدک بلا ذم لک، و لا تثریب علیک؛ فلقد أحسنت الولایه، و أدیت الأمانهه، فاقبل غیر ظنین، و لا ملوم، و لا متهم، و لا مأثوم، فلقد أردت المسیر الی ظلمه أهل الشام، و أحببت أن تشهد معی، فانک ممن أستظهر به علی جهاد العدو، و اقامه عمود الدین، ان شاء الله.
امام (ع) بعد، من نعمان بن عجلان زرقی را به ولایت بحرین گماشتم و تو را از آن کار برداشتم؛ نه نکوهشی بر توست و نه سرزنشی، حکومت را نیک انجام دادی و امانت را گزاردی. پس بیا که نه گمان بدی بر توست و نه ملامتی به تو داریم. نه تهمتی به تو زده اند، و نه گناهکارت می شماریم. من می خواهم به سر وقت ستمکاران شام بروم، و دوست داشتم تو با من باشی چه تو از کسانی هستی که از آنان در جهاد با دشمن یاری خواهند و بدیشان ستون دین را برپا دارند. ان شاءالله.
مشاهده می شود که امیرمؤمنان (ع) تا چه اندازه حرمت و شأن و اعتبار کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری خود را ملاحظه می کند و فضایی امن برای نیکان و صالحان و خدمتگزاران فراهم می نماید تا بتوانند در هر حال و هر شرایط خدمتگزاری کنند.

نظارت، بازرسی، پیگیری

نظارت مستمر و دقیق و درست بر کار و رفتار کارگزاران و کارکنان نظام اداری، و بازرسی عملکرد آنان، و پیگیری امور ایشان، با نگاه مثبت و در این جهت که خدمات و فداکاریهای آنان مورد توجه قرار گیردو اگر دچار خطا و گرفتار مشکلی شدند، سریعاً یاری شوند تا خطای خود را جبران کنند و از گرفتاری رهایی یابند، از مهمترین عوامل زمینه ساز و پایدار کننده اخلاق اداری است. امام علی (ع) در این باره به مالک اشتر چنین می آموزد:
ثم تفقد أعمالهم، و ابعث العیون من أهل الصدق و الوفاء علیهم، فان تعاهدک فی السر لامورهم حدوه لهم علی استعمال الامانه و الرفق بالرعیه.
پس در کارهای کارگزارانت وارسی کن، و ارباب راستی و وفا را بر آنان مراقب ساز، که بازرسی نهایی در کارشان، آنان را به امانتداری و نرمی با مردمان وادار می سازد.
امیرمؤمنان علی (ع) بصراحت بیان می فرماید که نظارت، بازرسی و پیگیری کارها و رفتار کارگزاران و کارکنان نظام اداری سبب می شود که آنان پایبند اخلاق اداری شوند و این امر را ضامن امانتداری و خوشرفتاری و درست کرداری ایشان عنوان می نماید. البته در نظارت، بازرسی و پیگیری باید اصل بر مثبت نگری باشد و بیش از هر چیز و بیش از هر چیز زحمات و فداکاریهای آنان مورد توجه قرار گیرد، چنانکه حضرت به یادآوری می فرماید:
ثم لا تدع أن یکون لک علیهم عیون من أهل الأمانه و القول بالحق عند الناس، فیثبتون بلاء کل ذی بلاء منهم لیثق أولئک بعلمک ببلائهم، ثم اعرف لکل امری منهم ما ابلی.
پس فراموش نکن که باید بر آنان مأموران مخفی از مردمان امین و حقگوی را که در میان مردم بدین صفات شناخته شده باشند، بگماری تا زحمات و فداکاریهای آنان را برای تو بنویسند و آنان مطمئن باشند که تو زحمات و فداکاریهای آنان را می دانی و باید مقدار رنج هر یک را در نظر داری و مناسب با میزان زحمات و فداکاریهایشان با آنان رفتار نمایی.
بدون نظارت، بازرسی و پیگیری مسئولیتهای کارگزاران و کارکنان، اخلاق اداری پا نمی گیرد و دوامنیت شغلی نمی یابد. بنابراین لازم است که این امر به بهترین صورتو سیرت سازماندهی شود تا بستر مناسب اخلاقی اداری فراهم گردد. امام علی (ع) چنان بدین امر اهمیت داده که در نامه ای به یکی از کارگزاران خود به نام کعب بن مالک چنین فرمان داده است:
أما بعد، فاستخلف علی عملک و اخرج فی طائفه من أصحابک حتی تمر بأرض السواد کوره کوره، فتسألهم عن عمالهم و تنظر فی سیرتهم.
امام (ع) بعد، شخصی را به جای خود به عنوان جانشین قرار ده و خود را به همراه گروهی از یارانت (برای بازرسی و نظارت بر عملکرد و رفتار کارگزاران و مسئولان به همه مناطق روانه شوید و) تمام سرزمین سواد (عراق) را منطقه به منطقه بگردید و از چگونگی رفتار و اعمال کارگزاران جویا شوید و سیره آنان را مورد بررسی و پیگیری قرار دهید.
این دستورالعمل بیانگر جایگاه نظارت، بازرسی و پیگیری در دیدگاه اداری امام علی (ع) است و بی گمان بدون آن حفظ مناسبات درست انسانی و رفتاری بر مبنای رفق و مدارا و نرمی با مردمان و خدمتگزاری به ایشان و امانتداری کامل معنا نمی یابد.